تاریخ انتشار : ۰۹ دی ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۱۹۵۷۹۶
نویسنده: مهدی محمدی مقدمه: یوکیا آمانو، مدیرکل ژاپنی آژانس بین المللی انرژی اتمی چهارمین گزارش خود درباره ایران را روز 2 آذر 1389 (23 نوامبر2010) منتشر کرد. این گزارش اگرچه محرمانه است اما در همان لحظات اول توسط منابع غربی منتشر شد و رسانه های مختلف به تحلیل آن پرداختند. گزارش نوامبر بویژه از دو جهت اهمیت دارد. نخست اینکه این گزارش در فاصله ای کوتاه از مذاکرات 14 آذر (5 دسامبر) ایران و گروه 1+5 منتشر می شود و مهم است که روشن شود غربی ها در آستانه مذاکرات، آژانس را وادار به در پیش گرفتن چه رویه ای کرده اند؟ تجربه گذشته نشان داده که طرف غربی همواره نیت مذاکراتی خود را پیش از مذاکرات، در گزارش های آژانس عیان کرده است، و وجه دوم اهمیت این گزارش این است که یکی دو روز مانده به انتشار آن، رسانه های غربی اخبار و گزارش های مفصلی منتشر کردند در این باره که ایران عملیات غنی سازی را در نطنز متوقف کرده است. تمامی این رسانه ها در گزارش های خود به اظهارات دیپلمات هایی آگاه استناد کرده بود که می گفتند به گزارش آمانو دسترسی دارند. این دیپلمات ها توقف ادعایی خود را به تأثیر ویروس استاکس نت یا تصمیم سیاسی ایران در آستانه مذاکرات ربط می دادند و نتیجه می گرفتند که ایران خودش هم فهمیده در مذاکرات با 1+5 دست پایین را دارد و لذا پیشاپیش کوتاه آمده است. در ایران، روشن بود عملیات غنی سازی طبق برنامه در نطنز ادامه دارد و سؤال این بود که آژانس چگونه می تواند این حقیقت را وارونه جلوه بدهد؟ این موضوع هم بر اهمیت انتشار متن گزارش نوامبر می افزود خصوصاً از این جهت که معلوم شود آژانس وضع فنی برنامه ایران را چگونه گزارش کرده است. این یادداشت، (به نقل از سایت ایران هسته ای irannucir) مباحث سیاسی، فنی و حقوقی گزارش نوامبر را از خلال بازخوانی متن آن بررسی می کند.

الف- وضع فنی برنامه ایران
1- مدیرکل در پ4 یک تغییر فنی نسبت به گزارش قبلی گزارش می کند. می گوید تا 5 نوامبر 2010 کلا 54مجموعه 164تایی از ماشین های سانتریفیوژ در کارخانه نیمه صنعتی تولید سوخت در نطنز نصب شده بود (8856 ماشین). علاوه بر این، می گوید از این تعداد به 29 آبشار گاز تزریق می شد (4756ماشین). این یعنی بیشتر از نصف ماشین ها تا 5نوامبر (18 روز قبل از انتشار گزارش) گاز دریافت می کرده و مشغول غنی سازی بوده است. از همین جا می توان فهمید که توقفی در عملیات تزریق گاز به ماشین های سانتریفیوژ وجود نداشته است.
2- نکته فنی دومی که در پ4 گفته می شود این است که ایران برای اولین بار تصمیم گرفته 6 آبشار را برای جای دادن 174 ماشین در آن اصلاح کند. آبشارهای ایران تا قبل از این، همه 164تایی بوده است.
3- در پپ6و 7 می گوید که از فوریه 2007 یعنی زمان آغاز عملیات غنی سازی در نطنز، مجموعاً 34737کیلوگرم 6UF خام به تأسیسات تزریق شده و تا 17اکتبر 2010 (36 روز قبل از انتشار گزارش) 3183 کیلوگرم 6UF با درصد غنای پایین تولید شده است. پ6 از گزارش قبلی (سپتامبر 2010)(1) می گفت که ایران تا 6 اوت 2010، 2803کیلوگرم 6UF کم غنی شده تولید کرده بود. این نشان می دهد که ایران از 6 اوت تا 31 اکتبر 2010 (85روز) 380کیلوگرم 6UF کم غنی شده تولید کرده است که حکایت از تولید به طور متوسط روزانه 5/4کیلو اورانیوم کم غنی شده در تأسیسات نطنز دارد. این هم شاهد دیگری است بر اینکه هیچ توقفی در کار نطنز نداشته است.
4- پ10 نشان می دهد ایران فعالیت تحقیق و توسعه خود بر روی ماشین های سانتریفیوژ جدید را همچنان با دو ماشین 4-IR و 2m-IR ادامه می دهد. عدم وجود دورریز و ترکیب محصول و دور ریز در این بخش نشان می دهد ایران فعلا از کار روی نسل های بعدی ماشین های سانتریفیوژ هدفی جز مطالعه و افزایش مهارت ندارد.
5- در پپ12و 13 می گوید از 9 فوریه تا 19 نوامبر 2010 جمعاً با تزریق 352+62.5(414.5) کیلوگرم 6UF کم غنی شده به آبشارهای 1و 6 از PFEP، 25.1+7.8(33)کیلوگرم 6UF 20درصد غنا تولید شده است. این درحالی است که در پ12 از گزارش قبلی (سپتامبر 2010) گفته بود ایران در فاصله 9فوریه تا 20 اوت 2010، با تزریق 310کیلوگرم 6UF کم غنی شده، 22کیلو هگزا فلوراید اورانیوم با غنای 20درصد غنا تولید کرده بود. این نشان می دهد ایران در فاصله 20 اوت تا 19نوامبر (29روز) 11کیلوگرم اورانیوم 20درصد غنا تولید کرده است. نکته مهم در اینجا این است که پ 13 نشان می دهد غنی سازی 20درصد تا 19نوامبر یعنی تا 4 روز قبل از انتشار گزارش ادامه داشته و هیچ توقفی در روند آن رخ نداده است.
6- در پ16 آژانس خبر از اتفاقات فنی جدید در فردو می دهد که نشان دهنده این است که ایران به رغم فشارها به فعالیت خود در فردو هم ادامه داده است. آژانس می گوید ایران در نامه ای به تاریخ 26 سپتامبر 2010 آن را مطلع ساخته که بنا دارد طرح کلی این تأسیسات را به یک ساختار جدید شامل 12 آبشار برای اهداف تولید و 4 آبشار برای اهداف تحقیق و توسعه ای تغییر دهد.
7-درپ 17آژانس تایید می کند که تا 14نوامبر 2010(12روز قبل از انتشار گزارش) هیچ ماشینی وارد این تاسیسات فردو نشده و هیچ نوع آلودگی رادیواکتیو هم درآن دیده نشده است. این نشان می دهد هیچ کدام از جوسازی های رسانه های غربی درباره فعالیت فردو صحیح نیست.
8-درپ 20می گوید: که«آژانس می تواند تأیید کند که هیچ نشانه ای از فعالیت های مرتبط با بازفرآوری در ایران صرفا در ارتباط با تاسیسات راکتور تحقیقاتی تهران و همچنین تاسیسات تولید رادیو ایزوتوپ مولیبدنیوم، ید و زنون ( MIX) و نیز تمامی تاسیسات دیگر که آژانس به آن دسترسی دارد، وجود ندارد. این بدان معناست که در ایران هیچ نوع عملیات بازفرآوری وجود ندارد درحالی که درخواست توقف بازفرآوری جزو درخواست های قطعنامه های شورای امنیت از ایران است. سوال این است؛ چیزی را که وجود ندارد چگونه می توان متوقف کرد؟ لحن و جمله بندی این بخش، نسبت به لحن و جمله بندی گزارش قبلی (سپتامبر2010) تا حدود زیادی مثبت تر و ملایم تر است. مدیرکل در پ 19 از گزارش قبلی نوشته بود:«آژانس به نظارت بر استفاده از سلول داغ در راکتور تحقیقاتی تهران(TRR) و تاسیسات رادیوایزوتوپ مولیبدن ید و زنون (MIX) ادامه داده است. آژانس یک بازرسی و یک DIVدرTRRرا در 1اوت 2010 و یک DIVرا در تاسیسات MIX درتاریخ 31 ژوئیه 2010انجام داد. هیچ گونه شواهدی درمورد بازفرآوری و فعالیت های مربوطه در این تاسیسات مشاهده نشده است. درحالی که ایران اظهارداشته است که فعالیت های مرتبط با بازفرآوری درایران وجود ندارد، آژانس تا زمانی که اجرای پروتکل الحاقی توسط ایران امکان پذیر نباشد، می تواند این موضوع را فقط در رابطه با این تاسیسات تایید کند». درست است که آژانس درگزارش نوامبر 2010هم همچنان سعی کرده تایید نهایی عدم وجود بازفرآوری درایران را به درخواست غیرقانونی اجرای پروتکل الحاقی مشروط کند، اما این بار تحت فشار ایران و جنبش غیرمتعهدها مجبور شده ادبیات نرم تری را به کارببرد و از جمله تایید کند که بازفرآوری علاوه بر دو تاسیسات یاد شده، درهیچ تاسیسات دیگری که آژانس درایران به آن دسترسی دارد وجود ندارد. این دقیقا به این معناست که آژانس می خواهد بگوید در ایران هیچ فعالیت بازفرآوری وجود ندارد اما به دلایل مشخصا سیاسی عبارت خود راکمی پیچیده کرده است.
9-درپ 24 می گوید که ایران تا 9 نوامبر 2010هنوز نصب تجهیزات لازم برای تولید سوخت راکتور تهران را آغاز نکرده است. بنا بود عملیات تولید سوخت راکتور تهران در UCF اصفهان در نوامبر 2010آغاز شود.
ب- مباحث حقوقی
1- درپ 5تایید می کند که در دوره زمانی حدوداً یک ساله 18نوامبر 2008 تا 22نوامبر 2009 راستی آزمایی تعادل مواد (حسابرسی) هیچ انحرافی را نشان نمی دهد.
2- درپ 8 تایید می کند تاسیسات نطنز کاملا براساس اطلاعات طراحی ارائه شده فعالیت کرده است.
3-در پ 6می گوید آژانس همچنان قادر به راستی آزمایی فهرست اقلام فیزیکی درنطنز است.
4-درپ 7 می گوید که:«مواد هسته ای در تاسیسات غنی سازی سوخت (شامل تزریق، محصول و دورریز) به علاوه تمام آبشارهای نصب شده و ایستگاه های تزریق و تخلیه تحت نظارت و کنترل آژانس باقی هستند».
معنای روش این بند این است که هیچ چیز در نطنز از چشم آژانس پنهان نیست و هرگونه ابراز نگرانی نسبت به این تاسیسات فاقد مبنای واقعی است.
5- درپ 12 می گوید آژانس در PFEPهم قادر به راستی آزمایی موجودی اقلام فیزیکی هست. این هم نشان می دهد غنی سازی به طور کامل زیر نظرآژانس است.
6-درپ 14می نویسد:«آژانس تا 12جولای 2010، براساس نتایج آزمایش نمونه های محیطی بدست در تاسیسات غنی سازی آزمایشی سوخت و سایر فعالیت های راستی آزمایی، به این نتیجه رسید که این تاسیسات همانگونه که توسط ایران در پرسشنامه اطلاعات طراحی اعلام شده بود، فعالیت کرده اند». این نشان می دهد میان آنچه به آژانس گفته شده و آنچه درون تاسیسات انجام می شود هیچ مغایرتی وجود ندارد.
7- درپ 17 یک بحث حقوقی بسیار مهم از قول ایران نقل می شود. آژانس از ابتدای اظهار فردو درسپتامبر 2009 مکررا از ایران خواسته است اطلاعات بیشتری را درباره زمان بندی طراحی و ساخت تاسیسات غنی سازی سوخت فردو و هدف اصلی آن ارائه کند. آژانس همچنین چندین بار بر نیاز به دسترسی به شرکت های درگیر در طراحی و ساخت تأسیسات فردو تاکید کرده است. پاسخ ثابت ایران به این اظهارات همواره این بوده است که «هیچ مبنای قانونی» برای این درخواست ها وجود ندارد و ایران صرفا طبق موافقت نامه پادمان های خود با آژانس همکاری خواهد کرد. آژانس در این پ می نویسد:«ایران درنامه ای به تاریخ ایران 16نوامبر 2010 اعلام کرد که بیانیه های این کشور در ارتباط با زمان بندی و هدف تأسیسات غنی سازی فردو باید از سوی آژانس به عنوان«یک حقیقت» درنظرگرفته شود و اینکه درخواست آژانس برای دسترسی به شرکت های درگیر در طراحی این تأسیسات و همچنین اسناد طراحی بیشتری این تأسیسات، نه تنها در تطابق با توافقنامه پادمان نیست بلکه فراتر از پروتکل الحاقی نیز به حساب می آید». (2)
8- درپ 24 آژانس تحت نظارت تایید می کند که تمامی 6UF تولید شده دراصفهان تحت نظارت آن است.
9- درپ 26 می گوید که آژانس بر سوخت بوشهر را هم نظارت کامل دارد:«ایران درماه می سال 2000 میلادی پرسش نامه اطلاعات طراحی نیروگاه اتمی بوشهر را تحویل آژانس داد. آژانس از نوامبر 2000 به طور دایم درحال بررسی و تایید طرح ها در نیروگاه اتمی بوشهر بوده است. در 26نوامبر سال 2007 و قبل از انتقال محموله سوخت تازه برای نیروگاه بوشهر از روسیه، این محموله پس از بررسی های لازم توسط آژانس، تایید و مهر و موم شد».
10- در پ 31 باز با لحنی تعدیل شده از ایران می خواهد در تصمیم خود برای عدم پذیرش 38 بازرس که در 16 ژانویه 2007 ارائه شده تجدیدنظر کند. در ابتدای این بند از ایران بابت پذیرش بازرسان جدید تشکر شده است. این اتفاقی است که عیناً در گزارش های قبلی هم رخ داده بود.(3)
11-پ 34 حاوی نکته مهمی است. آژانس برای نخستین بار از زمان انتصاب یوکیا آمانو و در یک حرکت نادر در کنار اشاره به موضوع مطالعات ادعایی، به این مسئله هم اشاره کرده که یک مدالیته (برنامه کاری) بین ایران و آژانس در سال 2007 وجود داشته که ایران به تعهد خود طبق آن برنامه کاری عمل کرده است. از جمله همانطور که آژانس به صراحت می گوید بخش اعظم آن برنامه کاری، کامل شده و در مورد مطالعات ادعایی هم ایران به تعهد خود طبق مدالیته که ارائه یک ارزیابی بوده، در می 2008 عمل کرده است. آژانس می نویسد: «بخش اعظم فعالیت های مورد اشاره در برنامه کاری که در سال 2007 مورد توافق ایران و آژانس قرار گرفت )711/ INFCIRC) تکمیل شده است هنوز هم مواردی وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد. براساس این برنامه کار، ایران ملزم بود ارزیابی مدارک مربوط به تحقیقات خود که امکان دسترسی ایران به آن ها از طریق آژانس امکان پذیر شده بود را در اختیار آژانس قرار دهد. آژانس از ایران به واسطه دریافت گزارش 117 صفحه ای می 2008 قدردانی می کند که البته ایران مدعی تقلب و دستکاری این سند است». سؤالی که درباره ایران بند مطرح است این است که چرا آژانس در 3 گزارش قبلی خود به این موضوع هیچ اشاره ای نمی کرد و چنان گزارش می داد که گویی اصلا مدالیته ای وجود نداشته است؟ اگر چه روایت آمانو از مدالیته اوت 2007 کامل نیست و از جمله به این موضوع اشاره نمی کند که ایران تمامی مسائل باقی مانده در گذشته برنامه هسته ای خود را طبق این برنامه کاری حل کرده و مطالعات ادعایی هم دراین سند به عنوان یک «موضوع» (issue) درنظر گرفته نشده بود، ولی نفس اشاره به برنامه کاری اوت 2007 درکنار مسئله مطالعات ادعایی نشان دهنده این است که آژانس پذیرفته در روند پیشین گزارش دهی آن یک نقص جدی وجود داشته است. در واقع انعکاس این مطلب درگزارش نوامبر 2010 نوعی اعتراف ضمنی از جانب آژانس به این نکته است که در گزارش های پیشین صرفا به دلیل تاثیرپذیری از فشارها و ملاحظات سیاسی بخشی از واقعیت های مهم موجود در پرونده هسته ای ایران را منعکس نکرده است. سوالی که اکنون آژانس باید به آن پاسخ بدهد این است که اگر این موضوع قابل گزارش بوده چرا درگزارش های قبلی به آن اشاره نمی کرده و اگر قابل گزارش نبوده چرا دراین گزارش منعکس شده است؟ این سوال چالشی جدی برای آژانس خواهد بود تا از برخورد سلیقه ای وگزینشی با اطلاعاتی که در اختیار دارد، خودداری کند. دکتر سلطانیه درنشست سپتامبر 2010 شورای حکام، یک جمع بندی دقیق از اعتراض ایران به نحوه گزارش دهی آژانس از مطالعات ادعایی انجام داده که به دلیل اهمیت موضوع آن را عینا دراینجا نقل می کنیم. دکتر سلطانیه می گوید:«مطلب مهم دیگر در رابطه با باصطلاح» «مطالعات ادعایی» است. آژانس بایستی به خاطر داشته باشد که طبق مدالیتی حل وفصل موضوعات باقیمانده ( INFCIRC/711) این یک موضوع باقیمانده نیست. بعلاوه همانگونه که از سوی مدیرکل قبلی اعلام شده این واقعیت که مطالب ادعایی فاقد اصالت بوده، هیچ گونه مواد و قطعات هسته ای در رابطه با مطالعات ادعایی وجود نداشته است دراین گزارش حذف شده اند. درهمین زمینه مفهوم «ابعاد نظامی احتمالی» یقیناً خارج از چارچوب مدالیتی (711 INFCIRC/ ) که قبلا درمورد آن با آژانس مذاکره و مورد توافق قرارگرفته و همچنین شرح وظایف آژانس قرار می گیرد. مایه بسی تاسف است که علیرغم توضیحات تفصیلی ما قبل از توزیع گزارش، مدیرکل واقعیاتی را که قبلا از سوی سلفش براساس گزارش بازرسان و بدنبال صدها ساعت بازرسی گسترده گزارش شده بود کاملا از قلم انداخته است. نادیده انگاشتن کامل برنامه عمل (711INFCIRC) که درسال 2007 توسط روسای سه بخش آژانس شامل معاون مدیرکل، حقوقی و روابط خارجی مورد مذاکره قرار گرفته و متعاقبا به تایید شورای حکام رسید، موجب تضعیف ابتکارصادقانه مدیرکل قبل بوده و مایه نگرانی جدی می باشد. به همگان بویژه آقای مدیر کل یادآور می شوم که طی 7 سال گذشته ادعاهای متعددی درخصوص سایتهای نظامی از سوی ایالات متحده مطرح گردید که بواسطه راستی آزمایی طولانی و گسترده آژانس ثابت شد که تمامی آنها بی پایه می باشد.»
12-پ 37 یک نمونه مثال زدنی از سیاسی کاری های آمانو است. او درپاراگراف می نویسد:«درحالی که آژانس همچنان توانسته است عدم انحراف مواد هسته ای اعلام شده در ایران را تایید نماید، اما برای اینکه آژانس بتواند تایید کند که تمام مواد هسته ای ایران برای فعالیت های هسته ای صلح آمیز هستند، ایران همکاری لازم را به عمل نیاورده است». برای اینکه تفاوت ها روشن شود بهتر است ببینیم محمد البرادعی همین موضوع را چگونه گزارش می کرد. او در مجموعه گزارش های خود در مورد برنامه هسته ای ایران عبارات یکسانی را در این مورد به کار برده و آن را در طول زمان تغییر نداده است. به عنوان نمونه، البرادعی در پ22 از گزارش سپتامبر 2008 خود- که جزو آخرین گزارش هایی است که او درباره برنامه هسته ای ایران ارائه کرده- می نویسد: «آژانس قادر بوده است راستی آزمایی عدم انحراف مواد هسته ای اظهار شده را در ایران ادامه دهد. ایران دسترسی آژانس را به مواد اظهار شده هسته ای فراهم نمود و گزارش هایی لازم حسابرسی مواد در رابطه با مواد و فعالیت های هسته ای اظهار شده را در اختیار آژانس قرار داده است». وی در پ23 از همان گزارش می نویسد: «پروتکل الحاقی را مرحله اجرا درنیاورد، آژانس قادر نخواهد بود که تضمین معتبری را در خصوص عدم وجود مواد و فعالیت های هسته ای اظهار نشده در ایران، ارائه نماید». ملاحظه می کنید که در گزارش های البرادعی میان دو مفهوم «مواد اظهارشده» و «مواد اظهارنشده» به صراحت تفکیک می شد. البرادعی مکررا تأیید کرده است که مواد هسته ای اظهار شده ایران کاملا تحت نظارت و فاقد هرگونه انحرافی است و در مورد وجود یا عدم وجود مواد اظهار نشده هم بدون اینکه قضاوتی کند فقط می گوید تا زمانی که پروتکل الحاقی اجرا نشود، قادر به اظهارنظر نیست. آمانو اما، این تفکیک مفهومی مهم را کنار گذاشته و به طور فله ای فقط می گوید که به راستی آزمایی مواد هسته ای در ایران ادامه می دهد اما نمی تواند عدم انحراف «کل» مواد هسته ای موجود در ایران را تصدیق کند. ابهامی که این نوع گزارش نویسی ایجاد می کند این است که گویی «کل» مواد هسته ای ایران چیزی بیشتر از آن چیزی است که ایران اظهار کرده است در حالی که نه آمانو و نه هیچ یک کشورهای غربی تا امروز قادر به ارائه یک شاهد جزئی هم نبوده اند که نشان دهد در ایران مواد، تاسیسات یا فعالیت اظهارنشده ای وجود دارد. آمانو به تغییر عبارت های موجود در گزارش های البرادعی تلاش می کند نوعی ابهام در سرنوشت مواد ایران را القا کند اما از آنجا که دستش از هر نوع بینه ای خالی است هرگز نتوانسته از حد لفاظی فراتر برود. سؤال این است که چرا آمانو تفکیک مفید و روشن کننده بین «مواد اظهارشده» و «اظهارنشده» را کنار گذاشته است؟ هر وقت آمانو حاضر به پاسخ دادن به این سؤال باشد، می توان تفاوت های گزارش نویسی حرفه ای و گزارش نویسی مغرضانه را بهتر درک کرد.(4)
13- در پ38 آژانس به ناچار یک بار دیگر لحن خود را تغییر داده و عبارتی را در گزارش خود گنجانده است که در گزارش های قبلی وجود نداشت. در این پ آمده است: «آژانس اذعان می دارد که ایران پرسش نامه اطلاعات طراحی (DIQ) اصلاح شده کارخانه غنی سازی سوخت فوردو و اعلام زود هنگام بارگذاری سوخت در نیروگاه هسته ای بوشهر را به آژانس ارایه داده است». این بدان معناست که برخلاف آنچه رسانه ای های غربی دائما درصدد القاء آن هستند، ایران در برخی موارد، فراتر از تعهدات خود، درباره ارائه اطلاعات مربوط به برنامه هسته ای اش در حال همکاری با آژانس است.
1- گزارش سپتامبر 2010 (46/2010GOV) در 15شهریور 1389 (6سپتامبر 2010) منتشر شده است.
2- ایران در پ 24 از یادداشت توضیحی مورخ 23 شهریور 1389(14سپتامبر 2010) خود دراین باره می نویسد:«درارتباط با سایت فوردو (Fordow) نیز ایران 18 ماه قبل از ورود مواد به کارخانه بطور داوطلبانه آژانس را مطلع ساخته است. علاوه بر آن ایران پرسشنامه اطلاعات طراحی ( DIQ) خود را ارائه داد، دسترسی نامحدود به تاسیسات را فراهم کرد جلساتی برپا نمود و اطلاعات مفصلی را فراهم کرد، اجازه نمونه برداری بطور متوسط ماهانه (طبق بند 17 46/2010/GOV) راستی آزمایی اطلاعات طراحی ( DIV) و تصاویر مرجع را که طبق کد اصلاحی 3.1 سال 1976 ایران موظف به انجام این نیست، تامین نمود».
3- دکتر سلطانیه در اجلاس شورای حکام سپتامبر 2010 در این باره می گوید: «مایه بسی شگفتی است که مدیر کل تمامی موضوعات مختومه را هر باره در گزارش های خود می آورد. بار گذشته ایشان گزارش دهی در مورد موضوعات حل و فصل شده گذشته را به این دلیل توجیه نمود که اذهان دیپلماتهای سالخورده را تازه نموده و موجب صرفه جویی در وقت دیپلماتهای جدید شود تا به دنبال خواندن مطالب در بایگانی نمایندگی هایشان نباشند. ایشان یکبار دیگر در سخنرانی افتتاحیه خود به موضوعی بسیار حساس یعنی انصراف از انتصاب 38 بازرس اشاره نمود، در حالیکه از ذکر تحولات بعدی غفلت نمود از جمله موافقت ایران با انتصاب چندین بازرس بیشتر جایگزین که نشاندهنده انعطاف پذیری ایران اما نه در برابر باج خواهی ها بلکه برای محترم شمردن درخواست مدیر کل سابق بود. بنابراین درک این مساله دشوار است که چرا موضوعات حل و فصل شده در 4 سال پیش را در گزارش می آورد. لازم است اعلام نمایم که پیرو درخواست مسئولین بخش پادمان آژانس دولت متبوعم با این تضمین که مساله حل و فصل شده است با انتصاب دو بازرس جدید جهت جایگزینی بازرسانی که انتصاب آنها پذیرفته نشده بود موافقت نمود. بنابراین برجسته ساختن این موضوع در تعارض کامل با آن توافق محترمانه است. مایه نگرانی بسیار است در حالیکه موافقتنامه پادمان ایران اجازه مخالفت با انتصاب بازرسان را می دهد، دبیرخانه مبانی استدلال ایران را در مخالفت با انتصاب دو بازرسی که اخیراً در ایران به بازرسی اشتغال داشته اند، نپذیرفته است. بایستی یادآوری نمایم کشورهای عضو طبق موافقتنامه های پادمان مربوطه خود ملزم به ارائه استدلال برای تصمیمات خود در این خصوص نمی باشند. مطلب مهم دیگر این است که ایران بیش از 150 بازرس را به عنوان بازرس انتصابی پذیرفته است و معمولا حدود 10 نفر از آنان در حال بازرسی در ایران هستند بنابراین دبیرخانه به سادگی می تواند از هر یک از دیگر بازرسان موجود در فهرست طولانی استفاده نماید. بهانه فقدان تجربه دیگر بازرسان موجود در فهرست 150 نفره پذیرفتنی نیست زیرا دلیلی که به خاطر آن کشورهای عضو حدود 20 سال پیش با فهرست طولانی بازرسان برای هر کشور موافقت کردند این بود که دست بخش پادمان برای استفاده از دیگر بازرسان در صورت بیماری یکی از آنها و همچنین صرفه جویی در هزینه سفر بازرسان در ماموریتهای منطقه ای باز شد. چنین رویکردی اعتماد کشورهای عضو به دبیرخانه را که عنصر اساسی برای فعالیتهای حال و آینده آژانس است تباه می نماید».
4- دکتر علی اصغر سلطانیه، نماینده ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی در سخنرانی خود در اجلاس شورای حکام سپتامبر 2010 در این باره می گوید: «در حالی که گزارش مدیرکل یکبار دیگر مجددا تأیید نموده است که «در حالیکه آژانس به راستی آزمایی عدم انحراف مواد هسته ای اظهار شده در ایران ادامه می دهد» به نظر می رسد که این گزارش تحت فشارهای خارجی عبارت پردازی غیرمعمول را در رابطه با وظایف پادمانی بکار گرفته است، زیرا آژانس صرفا می بایستی تأیید نماید همانگونه که بازرسان آژانس گزارش داده اند، عدم انحراف مواد هسته ای اظهار شده را راستی آزمایی نموده، تمامی مواد هسته ای اظهارشده حسابرسی گردیده و برای مقاصد صلح آمیز قرار دارند. گزارش اجرای پادمان (SIR) به شیوه گفته شده موضوع را گزارش داده اما مدیرکل علیرغم درخواست موجه ما از انجام این کار امتناع نموده است». همچنین در پ54 از یادداشت توضیحی مورخ 23 شهریور 1389 (14سپتامبر 2010) ایران آمده است: «.54 خلط مفاهیم «مواد هسته ای اعلام شده» و «همه مواد هسته ای» در متن موافقتنامه جامع پادمان (CSA) و پروتکل الحاقی به ترتیب به شیوه ای غیرحرفه ای همکاری کامل ایران را طبق تعهدات موافقتنامه پادمان (CSA) تضعیف نموده و همچنین موجب گمراهی همگان شده است».