علی شیرازی
حدود چهل روز قبل، کارتر- رئیس جمهور سه دهه قبل آمریکا- گفت: «توان جلوگیری از پیروزی انقلاب اسلامی ایران را نداشتیم.»(1)
وی همچنین در ادامه افزود: «هرگز تصور نمیکردیم در عملیات طبس شکست بخوریم.(2)»
اعتراف آمریکا به شکست خوردن از انقلاب اسلامی ایران و شکست در عملیات نظامی برای نفی حاکمیت دینی در جمهوری اسلامی ایران، عظمت و قدرت مدافعان دین و نظام ولایت فقیه و ذلت دشمنان ملت ایران را روشنتر میسازد.
این اعتراف، یکی از دهها اعترافی به شمار میآید که اقتدار نظام الهی ایران، دشمنان ما را مجبور به ابراز آن کرده است.
مردان و زنان عرصه سیاست آمریکا، یکی پس از دیگری مجبور به بیان حقایقی شدهاند که هر کدامش بیانگر قدرت ایران و پستی افراد استکبار در برابر عظمت ملت ما است.
برژینسکی گفته است: «ایران موجب شده بوش رفتار مصیبت زدهها را داشته باشد.(3)»
اعترافات «کیسینجر» یک روی دیگر سکه را برملا میکند و تا بدانجا پیش میرود که میگوید: «هر راهبردی در عراق باید در چارچوب تمایل به مذاکره با ایران باشد.(4)»
شاید به همین دلیل جرج دبلیون بوش- رییس جمهور آمریکا- در آستانه بازگشایی مجلس نمایندگان و سنای این کشور اعلام مینماید: قادر به حل مشکلات داخلی و خارجی نیستم.(5)»
قبل از این بیان، فرمانده نیروی دریایی ارتش آمریکا، پا را فراتر میگذارد و میگوید: «ایران به راحتی میتواند بحران نفتی پدید آورد.(6)»
روی دیگر سکه قدرت را «اینترنشنال نیوز» رو میکند و مینویسد: «نفوذ ایران در خاورمیانه از آمریکا بیشتر است.(7)»
رییس اطلاعات ملی امریکا این جمله را کاملتر مینماید و میگوید:«سایه نفوذ ایران بر خاورمیانه در حال گسترش است.(8)»
بادیدن این قدرت و نفوذ و ذلت واشنگتن در برابر ایران اسلامی است که رایس- وزیر امور خارجه امریکا- میگوید: «حتی صحبت از حمله به ایران خطرناک است.(9)»
کالین پاول- وزیر خارجه سابق امریکا- سخن را شفاف میکند و بیان مینماید: «اگر اوضاع وخیم است و ما در حال برد نیستیم، پس در حال باخت هستیم و حال وقت آن رسیده که سیاستهای جدیدی را به کار گیریم تا اوضاع را برگردانیم.(10)»
حرفهای رایس، پهنه را شفافتر میکند و بیان میسازد که امریکا در قبال سیاست ایران شکست خورده و سیاستهای جدیدش را برای برگرداندن اوضاع به نفع دولت خویش، سیاست تغییر 180 درجهای عنوان مینماید:
1- سیاست درستی در قبال ایران نداشتیم؛
2- پیشنهاد ایجاد تغییر 180 درجهای را در سیاست امریکا مطرح کردم.(11)
آلبرایت، وزیر امور خارجه دولت کلینتون، نیز در سالهای پایانی هزاره دوم میلادی بر لزوم چرخش سیاستهای واشنگتن در قبال تهران تاکید نموده و آن را گامی در جهت کمرنگتر ساختن دیالکتیک و تضاد موجود در نظام بینالمللی دانسته بود.
امروز نیز سیاستمداران امریکا به اشتباهات دهها ساله خود پیبرده و در عرصه سیاست، چونان مصیبت زدهها ماندهاند که چه کنند؟!
ایران امروز با ایران دیروز تفاوتهای زیادی دارد؛ یعنی ایران سال 56-57 با ایران دوران پادشاهی فرق کرده و ایران سال 1385 با قدرت تر از ایران دو دهه گذشته است.
خبرگزاری روسی ریانووستی میآورد: «ایران موجب شده است که درباره این کشور مانند ابرقدرت منطقهای و بازگیر کلیدی در خاورمیانه نزدیک حرف بزنند.(12)»
واقعیت هم همین است. به همین دلیل، روزنامه امریکایی کریستین ساینس مانیتور مینویسد: «اگر دولت بوش میخواهد خسارات غیرقابل قبولی را که بر زندگی امریکاییها وارد میشود متوقف کند، الزاماً به کمک ایران نیاز دارد.(13)»
این نیاز، زن و مرد پهنه سیاست امریکا را مجبور به اعتراف به شکست و نیاز به چرخش سیاستها کرده است؛ سیاستی که بتواند امریکا را از منجلاب و باتلاق پیش پای او نجات دهد و سهمی از آبروی برباد رفته استکبار را برگرداند.
نانسی پلوسی- رییس مجلس نمایندگان امریکا- معتقد است: «امریکا در سالهای اخیر اعتبار خود را تا حد زیادی از دست داده است.(14)»
این آبرو در میدان مبارزه با ایران اسلامی به هدر رفته است. جنگ در افغانستان و عراق و فلسطین و لبنان را باید در همین راستا ارزیابی کرد. امروز امریکا در باتلاق عراق و رفیقش اسرائیل در باتلاق انتفاضه فلسطین گرفتارند. صاحبان قدرت در آمریکا قادر به حل این مناقشات بینالمللی که خود ایجاد کردهاند، نیستند.
تمامی دموکراتها و جمعی از جمهوری خواهان علیه بوش موضع گرفتهاند. آنان بوش را به علت جنگ در عراق، عامل خدشهدار کردن چهره امریکا درجهان میدانند.
امروز رییس جمهور امریکا خود اعتراف کرده که قادر به حل مشکلات داخلی و خارجی نیست. رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله خامنهای بارها بوش را نصیحت کردند که وارد این باتلاق نشود، اما کو گوش شنوا!
تازه نامردان عرصه سیاست به این واقعیت رسیدهاند که اشتباه رفتهاند و باید 180 درجه برگردند! آبرویشان را به خاطر مبارزه با اسلامگرایی و ایران اسلامی از دست دادهاند و امروز راهی جز دست دراز کردن به سوی ایران ندارند؛ تا بدانجا که سناتور جان کری- اصلیترین رقیب بوش در انتخابات سال 2004- میگوید: «به نقش بسیار مهم ایران در کاهش ناآرامیها در عراق ایمان پیدا کردم. (15)»
سفیر اسبق مصر در امریکا نیز میگوید: «ایران قدرت تاثیرگذار در حل مشکلات... خاورمیانه است.(16)»
با همه این اعترافات باید گفت: «دشمن هنوز ایران را نشناخته است.» قدرت معنوی ایران و قدرت نظامی و نفوذ ایران در منطقه بسیار بالاتر از این گفته است. بهتر است دشمنان ملت ایران تا دیر نشده به خود ایند و دست از خود کامگی و قلدری و لجباری بردارند و در کنار ایران اسلامی قرار بگیردند. ایران در آیندهای نه چندان دور، تنها قدرت اسلامی منطقه میشود که قادر خواهد بود تاهر خودکامه و مستکبری را سرجای خود بنشاند. زیباتر است، قلدران امروز، با تغییر سیاست و انتخاب سیاستی صحیح، بیش از این با حق وارد نبرد نشوند که عاقبت ستمگری، نابودی و فناست.