تاریخ انتشار : ۱۷ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۰:۲۳  ، 
شناسه خبر : ۴۸۳۸۴

نویسنده: مهین‌السادات صمدی
 با فرونشستن آتش جنگ در قفقاز جنوبی و گرجستان اکنون رویارویی سیاسی میان روسیه و غرب با شدت و حدت بیشتری از جنگ در جریان است و هر طرف می‌کوشد بیشترین دست‌آوردها را در دورة پس از جنگ از آن خود کند. غربی‌ها به خوبی‌ می‌دانند که روسیه در بازی بازی‌های سیاسی پس از جنگ اوستیای جنوبی به راحتی عقب نخواهد نشست. روس‌ها در اولین فرصت به تنبیه هر اکراین و گرجستان که در تحولات اخیر چالش‌هایی را برای آن ایجاد کردند اقدام خواهند کرد. بر همین اساس دور از ذهن نیست که روسیه برای برکناری ساکاش‌ویلی در گرجستان یا تضعیف دولت یوشچنکو در اوکراین ساکت بنشیند و این بخشی از راهبرد کلان روسیه برای تحکیم دوباره حضور و نفوذ خود در سرزمین‌های شوروی سابق است. در مرحله بعد کرملین سعی خواهد کرد پیمان های امنیتی جدیدی با جمهوری های عضو سازمان کشورهای هم‌سود امضا کند که این خود چالش بزرگی برای غرب بویژه ناتو خواهد بود. برای مواجهه با این راهبرد روس‌ها‌، امریکایی‌ها به اهرم ناتو متوسل شده اند.
جلسه اضطراری ناتو با این هدف برپا شد که راهی برای حمایت و حفظ حیات متحدان غرب در قفقاز و آسیای مرکزی پیدا کند. اما از همان ابتدا اجلاس ناتو با اختلاف نظرهایی میان طرف های آمریکایی و اروپایی روبرو شده است. این اختلاف به وضوح در نگاه محافل رسانه ای دو طرف پیدا است. اروپایی ها سیاست دولت بوش را در تحریک دولت ساکاش‌ویلی و تشویق او برای عضویت در ناتو مقصر می دانند به عبارتی امریکا با دادن اطمینان به گرجستان برای عضویت این کشور در ناتو، تفلیس را برای حمله به اوستیای جنوبی بیشتر تحریک کرد آمریکایی‌ها نیز مدعی هستند که اروپا به عنوان میانجی در این بحران عملکرد اشتباهی داشته است به نحوی که نومحافظه‌کارانی مثل جان بولتون گفته اند اشتباه بود که به اتحادیه اروپا اجازه دادیم تا رهبری میانجیگری را در این خصوص به عهده بگیرد زیرا روسیه با دیپلماتهای خود به گرجستان حمله نکرد بلکه این کار را با نیروی نظامی و تانکها و هواپیماهای خود انجام داد و این خطری امنیتی است که ناتو باید آن را حل می کرد.
ریشه این اختلاف به بهار گذشته در اجلاس ناتو در بخارست برمی‌گردد زمانی که بوش پیشنهاد کرد که اکراین و گرجستان در مسیر عضویت ناتو قرار بگیرند اما اروپا به رهبری آلمان این پیشنهاد را رد کرد و در ادامه دولت فرانسه نیز کنار آلمان ایستاد. واقعیت این است که اروپا حاضر نیست هزینه ای بیش از این برای سیاست های تهاجمی دولت بوش بپردازد. برلین و پاریس این نگاه اروپا را پیش از این در ماجرای سپر موشکی نیز اظهار کرده بودند که آنها تمایلی برای رویارویی با روسیه ندارند. به همین دلیل حل بحران گرجستان بیش از امریکا برای اروپا مهم است و در این راستا سارکوزی اولین هیأت میانجی را روانه مسکو کرد. اروپا هنوز فراموش نکرده که بهار گذشته با تهدید روسیه به قطع گاز قاره سبز دچار وحشت شد. از این رو اروپا معتقد است که این 27 کشور نزدیک به مرز روسیه هستند که تصمیم گیری کند که آیا شکاف میان مرزهای اتحادیه اروپا با روسیه که اوکراین و گرجستان هستند چگونه حل شود. در این میان امریکا موضع خود را روشن کرده است. واشنگتن به دنبال آن است که بار دیگر همانند دوره جنگ سرد از این فرصت برای تثبیت حضور نظامی خویش دراروپا بهره گیرد و سامانه موشکی خویش را به بهانه ترس از روسیه برای همیشه در شرق اروپا مستقر سازد.
به نظر می آید تضادهای پنهان امریکا و اروپا در تصمیم گیری آتی ناتو به سرانجام روشنی خواهد رسید. امریکایی ها با انگیزه اعمال سیاست گسترش ناتو به میدان رویارویی روسیه رفته اند. مصداق بارز این سیاست در وضع فعلی همانا حمایت از گرجستان و اوکراین است.
واشنگتن حتی مدعی است که همه هزینه های سیاسی لازم برای این طرح باید پرداخت شود. به این صورت جنگ اخیر گرجستان و روسیه که نقطه شروع آن بحث عضویت تفلیس کی یف در ناتو بود اکنون خاتمه آن نیز به جلسات ناتو ختم می شود. تفکری که امروز در کاخ سفید قوت گرفته زمینه هایش به دو دهه قبل برمی گردد یعنی دوره ای که امریکا پس از انحلال شوروی سابق در سال 1991 کشورهای تازه استقلال یافته اروپای مرکزی و شرقی را به پیوستن به ائتلاف نظامی تشویق کرد که هدف از تأسیس آن مهار روسیه بود اما امریکا آن روز باور نمی کرد که مسکو زمانی قدرت خود را باز یابد و به این اقدام واکنش نشان دهد.
البته آن روز دیدگاهی که در دولت های کلینتون و بوش پدر درباره توسعه این ائتلاف وجود داشت، اروپایی یکپارچه و آزاد بود. کشورهایی هم که به این ائتلاف می پیوستند، این انگیزه را داشتند که به موج حمایت های اقتصادی غرب در کنار تضمینی سیاسی برای محافظت از آنها در برابر تهاجمات نظامی احتمالی دست یابند.
اما اکنون همه محاسبات امریکایی‌ها درباره تز گسترش ناتو تغییر کرده است از یک سو جمهوری های شوروی سابق که تا دیروز داوطلب عضویت بودند در دستیابی به حمایت های غرب ناامید شده اند و از طرف دیگر روسیه متزلزل دهه 90 اکنون در هزاره سوم به قدرت نیرومند تبدیل گشته است. اما ولادمیر پوتین که در سال 2000 به قدرت رسید، این دکترین را پیاده کرده که روسیه زمانی کاملاً در امنیت به سر می برد و امنیت مناطق پیرامون آن نیز تضمین شود. رهبری جدید روسیه در همان حال از همه عوامل قدرت این سرزمین به ویژه نفت و گاز طبیعی به عنوان ابزاری برای تقویت نفوذ خود در خارج از این کشور استفاده کرده بود و با تکیه براین اهرم های قدرت می گوید توسعه ناتو توهینی برای روسیه است.