ماده ۱۴ کنوانسیون که به تعبیه بافهها و خطوط لوله زیردریایی پرداخته، بزرگترین پیروزی حقوقی برای پروژه ترانس خزر محسوب میشود. اگرچه عبور این خطوط لوله منوط به توافق روش خط مبدا، رعایت استانداردهای زیست محیطی و ارائه ارزیابی زیست محیطی پروژه ها به دولت های ساحلی شده است اما باید توجه داشت که به هر حال با تصویب کنوانسیون در مجلس، عملاً مانع حقوقی اصلی در این موضوع برداشته می شود. واقعیت این است که این طرح، نفت و گاز ترکمنستان و قزاقستان را به باکو رسانده و در صورت اتصال آن به مسیر ترامپ و یا دالان زنگزور و از انجا به ترکیه و اروپا ، موقعیت ایران را از کریدور جنوبی انرژی با چالش جدی مواجه می سازد. حمایت آشکار آمریکا و ترامپ از این پروژه (با ارسال پیام نوروزی به رئیسجمهور ترکمنستان در ۲۰۱۹) نشان میدهد که هدف، تضعیف انحصار روسیه و همزمان خنثیسازی نقش انرژی ایران در منطقه است. خب ما به ازای واگذاری این امتیاز بزرگ به ترکمنستان،آذربایجان و غرب آن هم در این شرایط جنگی و بحران انرژی که تنگه هرمز مسدود شده برای ما چیست؟ ما چه دستاوردی از واگذاری این امتیاز به دست می آوریم؟آیا خط مبدا خاص برای ما تثبیت می شود؟آیا در تحدید حدود بستر و زیر بستر به ما امتیاز خاصی تعلق می گیرد؟آیا در ازای پذیرش این طرح، تضمینی برای پیوستن به لوله های ترانس خزر و سهم ایران در تامین بخشی از جریان خطوط انتقال انرژی دریافت می شود؟ اینها سوالات جدی هستند که قبل از تصویب این سند در مجلس نیازمند تامل می باشد.
منبع: پرسمان سیاسی هفته سال دوم- شماره 58