در حوزه نظامی در حالی که گزارشهای رسمی از فرو ریختن زراد خانه های تسلیحات راهبردی آمریکا همچون تاد و پاتریوت و نیز رسواییهایی همچون ناو آبراهام لینکلن حکایت دارد که در نقطه مقابل نه تنها تاب آوری نظامی ایران نابود نشده بلکه دستاوردهای جدیدی را نیز رونمایی کرده است.
بصیرت
هر چند که ترامپ اصرار دارد تا خود را تنها تعیین کننده سرنوشت تنگه هرمز معرفی و هوش مصنوعی و تصویر سازی را نیز محور این جنگ تبلیغاتی قرار داده است که واقعیتهای میدان حقایقی دیگر را آشکار می سازد. در روزهای اخیر مواضع گفتاری و ترتیبات میدانی طرف ایرانی بیانگر معادلاتی است که خارج از چارچوب آمریکایی و در مدار الگوی ایرانی در حال باز تعریف است. مولفههایی که هر چند در ظاهر ابعاد نظامی دارد اما در نهایت به تبعات و پیامدهای اقتصادی ختم خواهد شد که از آن با نام محاصره محاصره کنندگان ایران میتوان یاد کرد.

در حوزه نظامی در حالی که گزارشهای رسمی از فرو ریختن زراد خانه های تسلیحات راهبردی آمریکا همچون تاد و پاتریوت و نیز رسواییهایی همچون ناو آبراهام لینکلن حکایت دارد که در نقطه مقابل نه تنها تاب آوری نظامی ایران نابود نشده بلکه دستاوردهای جدیدی را نیز رونمایی کرده است. اقدام اخیر نیروهای مسلح در هدف قرار دادن ناوهای آمریکایی با موشکی جدید نمودی از این مهم است چنانکه سرلشکر محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی در گفتگویی اعلام کرد ایران برای نخستین بار یک موشک ضدناوشکن جدید را در نزدیکی یک ناو آمریکایی آزمایش کرده است. او درباره نتیجه این اقدام گفت: «این موشک خاص، جهنمی برای آمریکاییها به وجود آورد و فرار کردند.» این تحول مهم صرفا به معنای یک آزمایش ساده نیست بلکه بیانگر تاب آوری نظامی ایران در تعیین سرنوشت معادلات منطقه آن هم در شرایطی است که اخیرا ناو آبراهام لینکلن که نماد قدرت دریایی و محاصره کشورها بود با یک رسوایی منطقه را ترک کرد.
نکته دوم تغییر در معادلات راهبری در تنگه هرمز است. تا پیش از این ایران بر اصل مدیریت تنگه هرمز با بستن این آبراه و صدور محوز عبور برای برخی کشورها تاکید داشت چنانکه برخی کشورها به واسطه رابطه دولتهایشان با ایران می توانستند عبور کنند در حالی که سایر مولفههای مربوط به آن کشتی مورد توجه نبوده است اکنون اما این معادله با دامنه جدیدی از نظارتها و عملیاتها همراه است بگونهای که دیگر صرف نام و مقصد کشتی مورد تاکید نیست بلکه مسیر حرکتی آن نیز در عبور مورد نظر قرارمیگیرد که عملا دور زدن مدیریت ایران را ناممکن میسازد.
در همین راستا محسن رضایی با اشاره به تحولات اخیر در خلیج فارس و تنگه هرمز اظهار کرد که محدوده ممنوعه جدیدی در روزهای آینده اعلام خواهد شد که از خط محاصره نیروی دریایی آمریکا آغاز میشود و بخشهایی از خلیج فارس را در بر میگیرد. به گفته رضایی، هر کشتی که وارد این محدوده شود، در فهرست تحریمی جمهوری اسلامی قرار خواهد گرفت.در این مدل، «محدوده ممنوعه» فقط یک خط روی نقشه نیست؛ یک محدوده ریسک برای صنعت کشتیرانی مالک، اپراتور، پرچم، شرکت بیمه و مؤسسه ردهبندی نیز در صورت احراز نقش و شرایط لازم میتوانند در معرض اقدامات تحریمی و مقابلهای قرار گیرند.این یعنی ایران میتواند از منطق «تحریم یک کشتی» به سمت تحریم شبکه خدماتدهنده به آن کشتی حرکت کند. اهمیت این مسئله در صنعت کشتیرانی بسیار بالاست. یک شناور برای فعالیت بینالمللی به بیمه، ردهبندی، پرچم و مجموعهای از خدمات تخصصی وابسته است. بنابراین اگر استفاده از خدمات یک مجموعه تحریمشده برای سایر شناورها نیز تبعات داشته باشد، دامنه بازدارندگی از یک شناور فراتر میرود.
بر این اساس این شیوه میتواند در آینده صرفاً به پرونده هرمز محدود نماند و به عنوان یک الگوی راهبردی برای مقابله با تحریمهای یکجانبه آمریکا و کشورهایی که از این تحریمها تبعیت میکنند نیز مورد استفاده قرار گیرد؛ به این معنا که هر بازیگر اقتصادی که در اجرای تحریمهای آمریکا علیه ایران مشارکت کند، خود را در معرض اقدامات متقابل ایران قرار دهد و هزینه تبعیت از تحریمهای واشنگتن برای او افزایش یابد. ایران دیگر نه در محاصره طراحی آمریکایی بلکه در قالب محاصره کننده متقابل آمریکا و شرکایش همراهی میکند.
بر اساس این معادله دیگر صرف ملیت مطرح نیست بلکه رفتار مورد سنجش است. معیار اصلی قرار نیست صرفاً تابعیت مالک یا محل ثبت کشتی باشد؛ بلکه رفتار شناور و میزان رعایت ترتیبات اعلامشده تعیینکننده خواهد بود که عملا استفاده از پرچمی دیگر برای سرپوش نهادن بر مقصد و هدف نهایی کشتی را باطل میسازد. مسئله دیگر صرفاً دولتها نیستند؛ بازار کشتیرانی، بیمهگران، مالکان و اپراتورها نیز مستقیماً وارد معادله میشوند که نقش ایران را از تنگه هرمز به اقتصاد جهانی گسترش میدهد. در یک کلام پیش از این، سؤال اصلی این بود که آیا ایران هرمز را میبندد یا نه؟ اکنون سؤال مهمتر این است که چه کسی اجازه عبور دارد و عبور او با چه شرایطی ممکن است؟این تغییر، هرمز را از یک آبراه صرفاً نظامی به عرصهای برای جنگ قواعد تبدیل میکند؛ جنگی که در آن آمریکا میخواهد با محاصره، قواعد خود را تحمیل کند و ایران تلاش میکند با ایجاد هزینه برای شبکهای که از آن محاصره تبعیت میکند، این محاصره را خنثی کند.
در اصل ایران دامنه جنگ را از حوزه صرف نظامی به عرصه اقتصادی می کشاند در عین آنکه این اقدام نوعی اقدام عملی در برابر سناریوی جدید امریکاست که جنگ را به عرصه زدن نفت کشها کشانده است. ایران امروز نشان میدهد که زدن هر کشتی به معنا گسترش دامنه محدودیتهای تردد در تنگه هرمز است که فشارها بر اقتصاد جهانی را افزایش میدهد در حالی که راه پایان آن نیز فشار کشورهای منطقهای و فرامنطقه آی به آمریکا برای پایان تجاوزگری علیه ایران است.
ایران امروز نشان میدهد که زدن هر کشتی به معنا گسترش دامنه محدودیتهای تردد در تنگه هرمز است که فشارها بر اقتصاد جهانی را افزایش میدهد در حالی که راه پایان آن نیز فشار کشورهای منطقهای و فرامنطقه آی به آمریکا برای پایان تجاوزگری علیه ایران است.
نکته پایانی در معادلات تنگه هرمز تغییر واکنش ایران به تهدیدات است. آمریکا در حالی با تغییر نام خشم حماسی به «عملیات برونمرزی در منطقه مسئولیت سنتکام» به دنبال نمایش پیروزی و نابودی توان ایران است که در مقابل تهران مولفهای جدید را بر اساس قدرت بومی باز تعریف کرده است و چنانکه قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی نیز رسما اعلام کرد پاسخ ایران از متناسب به سریع، سنگین و دردناک تغییر کرده است. این تغییر یعنی آنکه از یک سو ایران دیگر پایبند به پاسخ در برابر تهدید نیست بلکه پیش دستانه در برابر تهدیدات عمل خواهد کرد در حالی که شدت و دردناکی و بازه زمانی اجرا آن نیز با تغییرات راهبردی همراه است و این یعنی آنکه توان بازدارندگی و تنبیه سازی ایران نه تنها کاهش نیافته بلکه با بازسازی و تقویتی همراه شده که تعیین کننده سرنوشت معادلات منطقه خواهد بود.