نخست- آنکه کارزار جنگ اقتصادی علیه ملت ایران، از همان روزهای نخست انقلاب اسلامی مردم ایران در سال۵۷ آغاز شده و هر روز سختتر از پیش دنبال شده است. با این حال، اقتصاد ایران نهتنها از حیث زیرساختها همواره رو به توسعه بوده و شاخصهای اقتصادی تا دهه ۹۰ روند صعودی داشته، بلکه در سالهای اخیر نیز با وجود سنگینترین فشارها، توانسته تابآوری چشمگیری از خود نشان دهد. در طول دو دوره دفاع مقدس اخیر، با وجود شرایط جنگی، فعالیت کشور متوقف نشده و کمبودی در بازار احساس نمیشود. این در حالی است که بسیاری از دولتهای اروپایی در برابر اقدامات محدودتر، مثل وضع تعرفه از سوی ترامپ، نتوانستند مقاومت کنند و در نهایت در کاخ سفید زانو زدند. این مقایسه بهخوبی گویای ظرفیت بالای اقتصاد ایران و توان آن در مواجهه با شوکهای بیرونی است.
دوم- ادعای جدید آمریکا در واقع تشدید تحریمهای ثانویه علیه طرفهای تجاری ایران است. هدف اصلی، فشار برکشورهایی است که با تهران مراوده اقتصادی دارند و این اقدام نوعی اعلام جنگ اقتصادی به هر کشوری- بویژه همسایگان- محسوب میشودکه با ایران معامله کند. در این راستا، امارات متحده عربی اعلام کرده که روابط اقتصادی خود با ایران را قطع کرده است. این در حالی است که روابط ایران و امارات از ابتدای جنگ اقتصادی دچار چالشهای جدی بوده و عملاً در پایینترین سطح ممکن دنبال میشود؛ بهگونهای که این اعلامیه را میتوان مصداق ضربالمثل "روغن ریخته را نظر امامزاده کردن" دانست. اما در عمل، تغییری در معاملات، معادلات و مذاکرات دو کشور نسبت به هفتههای گذشته رخ نداده است.
سوم- برنامه جدید آمریکا را میتوان تکمیل حلقه محاصره دریایی و گسترش آن به محاصره خشکی و هوایی از طریق فشار بر عراق، ترکیه و پاکستان و تحریم خدمات فرودگاهی به ایران دانست. اما ماهیت مراودات اقتصادی و نیاز متقابل ایران و همسایگان، عملاً امکان تحقق این هدف را از بین خواهد برد.
چهارم- از منظر انتظارات تورمی که کانون اصلی ورود شوکهای سیاسی به بازارهای مالی است، مشاهده میشود که تهاجم اقتصادی جدید آمریکا تأثیر محسوسی بر بازارهایی چون دلار نداشته است.
پنجم- دولت ترامپ با وجود شعار تشدید جنگ اقتصادی، در پشت صحنه بهشدت نگران رکود داخلی ناشی از تبعات جنگ و قیمت نفت است. ساعتی پس از سخنرانی او، خزانهداری آمریکا برای پیشگیری از رکود احتمالی و بحران اوراق قرضه، نرخ بازخرید اوراق بلندمدت را دو برابر کرد تا با تزریق نقدینگی و کاهش مصنوعی نرخ بهره، اقتصاد را نجات دهد. اما بازارها این اقدام را نشانهای از شکنندگی اقتصادی آمریکا تعبیر کرده و پیام ترس به بازار نفت مخابره شد که خطر درگیری جدیتر از قبل وجود دارد. در نتیجه، قیمت نفت تحت تأثیر بحران فیزیکی تنگه هرمز و این اقدام آمریکا، به صعود ادامه داد. این، یعنی جنگ اقتصادی آمریکا، پیش از آن که به مرزهای ایران برسد، دامن خود این کشور را گرفته است.
منبع: پرسمان سیاسی هفته - سال دوم- شماره 59