تحقق آنچه روسیه و چین به عنوان بخشی از نظم نوین جهانی در برابر یک جانبه گرایی آمریکا از آن استقبال کردهاند نیازمند اصلی محوری به نام اسقتلال عملی کشورها در برابر تحمیلهای آمریکایی است. دوری از چتر امنیتی آمریکا با جمع کردن پایگاههای آن، مقابله واحد با رژیم صهیونیستی تحت پرچم فلسطین، حمایت از نقش محوری ایران در تحقق امنیت بر خلیج فارس میتواند گامهای عملی در این مسیر باشد.
بصیرت
در میان تحولات پر شتاب غرب آسیا، سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه دوشنبه اعلام کرد که مسکو پیوستن ایران به «توافق مکه» (میان پاکستان، ترکیه و عربستان) را گامی در جهت درست تلقی خواهد کرد. وی تاکید کرد اطمینان دارم که اگر الجزایر نیز ابراز تمایل کند، این امر تأثیر مثبتی خواهد داشت. معتقدم اگر چنین سازوکاری در مقطعی بر سر شرایط مشارکت ایران در این فرایند به توافق برسد، این اقدام، عملی ترین گام در راستای همان مسیری خواهد بود که ما هنگام تدوین طرح خود مد نظر داشتیم.

سخنان لاوروف مبنی بر تغییرات در نگاه مردم منطقه در قبال چتر امنیتی آمریکا و رویکرد به همگرایی همه جانبه اقتصادی، سیاسی و امنیتی بیش از هر چیز برگرفته از واقعیتهای میدانی از جنگ رمضان است. آمریکایی که سالها به امنیت فروشی پرداخته در جنک رمضان از یک سو نشان داد که حتی توان امنیت پایگاههای خود را ندارد که رسوایی ناو آبراهام لینکلن نمودی از آن است از سوی دیگر اولویت آمریکا صرفا امنیت رژیم صهیونیستی است و دیگران هیچ اهمیتی برای آن ندارند. همچنین جنگ رمضان نشان داد که تنها راه مقابله با این وضعیت ایستادگی و پایان دادن به مداخلات آمریکاست که ابتکار عمل ایران در تنگه هرمز نقشی مهم در این عرصه داشته است. آنچه لاوروف در باب نگاه جدید منطقه میگوید را در توافقنامه امنیتی پاکستان، ترکیه و عربستان و نیز مواضع قطر مبنی بر کافی نبودن دل بستن به امنیت سازی آمریکا میتوان مشاهده کرد که نشانگر شکل گیری دیدگاههای جدید امنیتی در منطقه است.
سخنان لاوروف در باب پیوستن ایران به توافق مکه نه به منزله درخواست برای تغییر ماهیت رفتار ایران و قرار گرفتن آن در مجموعه اهداف ساختاری این پیمان بلکه برگرفته از نگاه همیشگی ایران مبنی بر لزوم امنیت سازی بومی در منطقه است چنانکه ایران پیش از این طرح ابتکار صلح هرمز را مطرح و بیش از 4 دهه است که میزبان کنفرانس وحدت اسلامی برای اتحاد و همگرایی میان کشورهای مسلمان است. به عبارتی دیگر سخنان لاوروف بر گرفته از تجربیات گذشته بوده که ریشه در اقدامات ایران در امنیت سازی بومی دارد. این رویکرد ایران همچنان ادامه دارد که مواضع مطرح شده از سوی رئیس جمهور پزشکیان در نشست شانگهای و حاشیه آن و نیز سخنان قالیباف نماینده ویژه ایران در امور چین مبنی بر اینکه ایران از ایده چین برای ایجاد یک معماری امنیتی جدید در منطقه استقبال میکند و کشورهای منطقه باید آیندهٔ خود را با دستان خود رقم بزنند و ثبات واقعی تنها از طریق ایجاد یک معماری امنیتی جدید و بومی در منطقه امکانپذیر است گواهی بر این امر است.
تحقق آنچه روسیه و چین به عنوان بخشی از نظم نوین جهانی در برابر یک جانبه گرایی آمریکا از آن استقبال کردهاند نیازمند اصلی محوری به نام اسقتلال عملی کشورها در برابر تحمیلهای آمریکایی است.
سخنان لاوروف نه تنها اظهاراتی برای امنیت منطقه قابل پردازش است بلکه باید آن را در طیفی وسیعتر یعنی در قالب نظم نوین جهاتنی مورد ارزیابی قرار داد. مواضع مطرح شده از سوی سران چین و روسیه در اجلاس شانگهای مبنی بر تقویت نظم نوین جهانی چند جانبه گرا و نیز مواضع پینگ رئیس جمهور چین که در جریان مذاکرات خود با فتاح السیسی، رئیس جمهور مصر، درباره خاورمیانه گفت که کشورهای منطقه باید خود را از قیمومیت امنیتی آمریکا رها کنند و در جستجوی یک ساختار امنیتی جدید باشند و ما باید از این اصل که مردم خاورمیانه صاحب امور خود هستند و با دخالت خارجی مخالفند، حمایت و با این مداخلات مقابله کنیم گواهی بر این مهم است. غرب آسیا به دلیل منابع انرژی و موقعیت ژئوپلیتیک نقشی بی بدیل در تمدن و نظم جهانی داشته و بسیاری از منازعات بینالمللی نیز به این منطقه تحمیل شده است بدون توجه به نقش غرب اسیا عملا نظمی جریان نخواهد گرفت چنانکه امروز محور جنگ یک جانبه گرایی غربی با نظم چند جانبه گرا در این منطقه با دخالت نظامی مستقیم آمریکا همچون جنگ 12 روزه و رمضان و نیز نقش نیابتی رژیم صهیونیستی در جریان است. پیوند سایر کشورهای منطقه با ایران به عنوان کشوری که هم منابع انرژی و خدادادی بسیای دارد و هم حاکمیت مسلمی بر تنگه هرمز، قطعا میتواند نقشی موثر در این نظم نوین داشته باشد.
تحقق آنچه روسیه و چین به عنوان بخشی از نظم نوین جهانی در برابر یک جانبه گرایی آمریکا از آن استقبال کردهاند نیازمند اصلی محوری به نام اسقتلال عملی کشورها در برابر تحمیلهای آمریکایی است. دوری از چتر امنیتی آمریکا با جمع کردن پایگاههای آن، مقابله واحد با رژیم صهیونیستی تحت پرچم فلسطین، حمایت از نقش محوری ایران در تحقق امنیت بر خلیج فارس و اخراج بیگانگان و نیز پیوند گستردهتر میان بازیگران نظم نوین جهانی در قالب اتحادیههایی همچون بریکس و شانگهای میتواند گامهای عملی در این مسیر باشد. قدم نخست در این زمینه پایان دادن به حمایتهای آشکار و پنهان از تجاوزگری آمریکا به ایران است که میتواند اعتماد سازی و در نهایت وحدت راهبردی منطقه در بومی سازی امنیت را به همراه داشته باشد.