آمریکا با تمرکز بر تشدید فشارهای اقتصادی علیه ایران، در عین حفظ کارزار نظامی ضدایرانی خود در تلاش است تا جنگ علیه ایران را بیش از پیش به محیط اجتماعی ایران بکشاند. درواقع، تجربه دو جنگ اخیر و چندین مرحله جنگ محدود در نوار جنوبی ایران، آمریکا را به این نتیجه رسانده است که حلقه مفقوده یا پاشنه آشیل راهبرد جنگی او در برابر ایران، محقق نشدن محاسبات آنها در قبال فضای داخلی ایران است. به عبارت دقیقتر، آمریکا به این نتیجه رسیده که تا حملات هواییاش علیه ایران با التهاب و آشوب در فضای داخلی ایران همافزایی نداشته باشد، همچنان نمیتواند در قبال ایران به اهداف خودش برسد. در نقطه مقابل، ایران نیز مبتنی بر این محاسبه در مقابل آمریکا پیش میرود که مدیریت تنگه هرمز و شوک قیمت انرژی در داخل جامعه آمریکا و بهویژه تأثیری که این موضوع میتواند بر روی انتخابات کنگره در آمریکا بگذارد، ترامپ را به تجدیدنظر در محاسبات و رویکردش در قبال ایران وادار خواهد کرد. مبتنی بر آنچه گفته شد، هر دو طرف، جنگ را با تمرکز بر «تابآوری» تعریف کردهاند و در این مرحله، به زبان ساده، بازنده کسی خواهد بود که زودتر کم بیاورد و تاب و تحملش به سرآید. با توجه به این مهم، اکنون سؤال این است که برای تقویت تابآوری در برابر دشمن چه باید کرد تا نتیجه کارزار کنونی در برابر آمریکا به نفع ملت ایران رقم بخورد؟ در پاسخ میتوان به گزارههای زیر اشاره کرد:
۱ ـ تحکیم وحدت و انسجام ملی: اتحاد مقدس شکل گرفته در برابر دشمن که ضامن پیروزی ایران در بیش از یک سال اخیر در برابر دشمن بوده است، باید حفظ و تحکیم شود؛ زیرا در صورت تضعیف این اتحاد، مهمترین عامل قدرت ایران دچار شکنندگی شده و دشمن برای تحقق اهدافش در قبال ایران مصممتر میشود. گفتنی است، این وحدت و انسجام در دو سطح عمومی و نخبگانی قابل تعریف است و اگرچه در سطح نخست محقق شده است، برای سطح نخبگانی باید بهصورت عاجل چاره اندیشید.
۲ ـ دقت در موضعگیری در برابر دشمن: هرگونه که به راهبردهای دشمن در قبال ایران بنگریم، باید اعتراف کرد که بازی دشمن در قبال ایران مبتنی بر تسلیم، با جنگ یا بدون جنگ تعریف شده است. بنابراین، با درک کامل این واقعیت، باید عزتمندانه و قدرتمندانه در برابر دشمن موضع گرفت و ضعفها و کمبودهای احتمالی نباید بهگونهای جار زده شود که سبب امیدواری دشمن شود، بلکه باید با اتخاذ مواضع مستحکم، بنبست راهبردهای دشمن در قبال ایران را به او نشان داد.
۳ ـ تقویت کارآمدی: کارآمدی بهویژه در بعد اقتصادی باید بیش از پیش تقویت شود تا با کاسته شدن از دشواریهای وضعیت موجود، امید و اعتماد نسبت به وضع موجود و آینده تقویت شود. در این صورت، مقاومت در برابر دشمن نهتنها طرد نمیشود، بلکه جذابیت هم پیدا میکند. در این زمینه، افزون بر تسریع در بازسازی، بهطور طبیعی، با توجه به موقعیت ژئوپلیتیکی کشور و وسعت ظرفیتهای موجود در داخل ایران، باید محاصره دریایی دشمن بیاثر شود تا از این طریق، بخش عمده بار یا حباب روانی سیطره یافته بر فضای اقتصادی متلاشی شود. برای نمونه، همانند اقدامی که در توسعه تجارت با پاکستان صورت گرفته و اثر آن بر روی قیمت برخی کالاهای اساسی، مانند برنج دیده میشود، بخشی از نیازهای کشور را میتوان از طریق همسایگان شمالی تأمین کرد که در این صورت، محاصره دریایی بیاثر میشود.
۴ ـ ارائه روایت پیروزی ایران در جنگ: در موقعیت کنونی، ایران اسلامی در برابر دشمن در موقعیت قدرت قرار دارد و نه ضعف. بنابراین، باید در روایتسازی از وضع موجود به این نکته بسیار مهم توجه شود. اهمیت این موضوع نیز به علت آن است که وقتی بدانیم در موضع طرف پیروز هستیم، بهطور طبیعی، ضریب تابآوری تقویت میشود و برعکس. از همین رو دشمنی که در میدان در برابر ایران شکست خورده است، در رسانه وانمود میکند که نیروی دریایی، هوایی و... ایران را از بین برده و حتی مدعی میشود تنگه هرمز نیز در اختیار او بوده و اساساً باز است!
در پایان باید گفت، جنگ همانند هر پدیدهای مراحلی دارد و در مرحله کنونی که جنگ در حوزه تابآوری تعریف شده است، باید الزامات آن را شناخت و آنها را بهخوبی در عمل به کار بست. بنابراین، همانند مرحله رویارویی نظامی، در مرحله تابآوری هم باید با توجه به این الزامات، دشمن را به عقبنشینی و تجدیدنظر در محاسباتش در قبال ایران وادار کرد.