منطقه ممنوعه اعلامشده از سوی ج. ا. ایران در خلیج فارس، راهبردی تهاجمی و پیشدستانه دریایی ایران در برابر محاصره دریایی آمریکا محسوب میشود. به این معنا که از این پس حرکت کشتیها، نهتنها در تنگه هرمز، بلکه در تمامی آبهای خلیج فارس تا خط محاصره دریایی آمریکا، میبایست با مجوز ایران صورت بگیرد.
اتخاذ این راهبرد، از یکسو بیانگر آمادگی جمهوری اسلامی ایران برای شکستن کمربند محاصره دریایی آمریکا با توسعه عمق و گستره منطقه درگیری است و از سوی دیگر، به معنای بسط ژئوپولیتیکی حوزههای درگیری به دریای عمان و شمال اقیانوس هند خواهد بود.
این راهبرد متقابل ج. ا. ایران میتواند حاوی چند نکته اساسی باشد:
نخست: دامنه این اقدام فراتر از شناورهای متخلف است و میتواند مالک، اپراتور، پرچم، بیمهگر و مؤسسه ردهبندی را نیز دربرگیرد.
دوم: اگر آمریکا محاصره دریایی را ادامه دهد، ایران هزینه و ریسک اقتصادی و حقوقی آن را در خلیج فارس بالا خواهد برد و هیچ کشتی بدون اجازه ایران حق تردد در خلیج فارس را نخواهد داشت.
سوم: همه کشورهای منطقه ملزم به تبعیت از قوانین و سازوکارهای جدید برای کنترل آبهای خلیج فارس خواهند بود.
چهارم: اگر آمریکاییها مانع دسترسی و یا تهدید ایران به بازارهای منطقهای و جهانی شوند، ایران نیز با تعریف فهرست تحریمی کشتیرانی، هزینه تردد رقبای منطقهای و بینالمللی را بالا خواهد برد. به عبارتی دیگر، ایران درصدد است با تعریف معادله «تحریم در برابر تحریم» برای شکستن محاصره اقدام کند.
پنجم: اتخاذ این راهبرد حاوی این پیام عقلانی است که آمریکا در اصرار بر سیاستهای شکستخورده گذشته خود تجدیدنظر کند و به مسیر دیپلماسی و مذاکره بر اساس حسن نیت، احترام و اعتماد متقابل و عمل به تعهدات خود بازگردد.
ششم: ضمانت اجرا و پیوست نظامی این راهبرد، موشکهای ضدناو و ناوشکنهای جدید جمهوری اسلامی ایران است که همراه با اشراف کامل اطلاعاتی ایران در سطح منطقه خواهد بود.
این راهبرد هدفمند و هوشمند جدید ج. ا. ایران باعث خواهد شد که تردد کشتیها کاهش یابد و هزینه بیمه آنها افزایش پیدا کند و در نتیجه، قیمت جهانی نفت به بالای ۱۰۰ دلار برسد که این پاشنه آشیل آمریکا است و میتواند این کشور را در تنگنا قرار دهد.
در پایان، این راهبرد هوشمندانه و شجاعانه از سوی ایران میتواند به الگویی در توازن قدرت و بازدارندگی برای مقابله با تحریمها و تهدیدات یکجانبه آمریکا و کشورها و شرکتهایی تبدیل شود که از آن تبعیت میکنند، یعنی ایجاد هزینه متقابل برای مشارکت در تحریم و تهدید.
در این چارچوب، «محاصره و تهدید در برابر محاصره و تهدید» میتواند به راهبردی فعال و جدید ایران در تنگه هرمز تبدیل شود. راهبردی که میتواند فشار مضاعفی، به لحاظ ژئواستراتژیکی و عملیاتی، بر ارتش آمریکا که در حال حاضر دچار محدودیتهای مختلفی در حوزه اطلاعات، تسلیحات و نیروی انسانی است، تحمیل کند.