صبح صادق >>  فرهنگ >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۱۸ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۰:۱۱  ، 
کد خبر : ۳۹۶۰۳۷

دوباره تئاتر اشرافی!

اجرای نمایش‌هایی با بلیت نجومی، مسئله‌ای است که اواسط دهه ۹۰ در تئاتر ما برجسته شد. این نوع نمایش‌ها با روی صحنه رفتن تئاتر ارکسترال آرش بار دیگر بحث برانگیز شده‌اند.
صبح صادق آنلاین / مهدی امیدی

اجرای نمایش‌هایی با بلیت نجومی، مسئله‌ای است که اواسط دهه ۹۰ در تئاتر ما برجسته شد. این نوع نمایش‌ها با روی صحنه رفتن تئاتر ارکسترال آرش بار دیگر بحث برانگیز شده‌اند.

تئاتر، پیش از آنکه یک کالای فرهنگی باشد، یک «حق فرهنگی» است؛ حقی که تحقق آن مستلزم فراهم بودن امکان دسترسی اقشار گوناگون جامعه به تولیدات هنری است. از همین منظر، مسئله تئاتر‌های گران‌قیمت و به اصطلاح «لاکچری» را نمی‌توان صرفاً دعوایی درباره قیمت بلیت یا شکل و شمایل سالن‌ها دانست. مسئله اصلی، نسبت میان سرمایه، هنر و عدالت فرهنگی است؛ اینکه آیا سیاست فرهنگی کشور اجازه خواهد داد هنر‌های نمایشی به تدریج به کالایی برای طبقات برخوردار تبدیل شوند یا نه!

تئاتر در فرهنگ ایرانی سابقه‌ای عمیقاً مردمی دارد. تعزیه، نقالی، پرده‌خوانی و نمایش‌های آیینی و سنتی، قرن‌ها در میان مردم شکل گرفته و رشد کرده‌اند. حتی در تئاتر مدرن نیز یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های این هنر، امکان اجرای نمایش‌های پرمحتوا با امکانات محدود بوده است؛ بنابراین پیوند تئاتر با مردم، نه یک شعار تبلیغاتی، بلکه بخشی از هویت تاریخی این هنر است.

با این حال، در سال‌های اخیر شاهد رشد نوعی از تئاتر هستیم که نقطه اتکای آن نه لزوماً متن و اندیشه، بلکه سرمایه، سالن‌های مجلل، چهره‌های مشهور و بلیت‌های گران‌قیمت است. حاشیه‌های ایجادشده پیرامون پروژه «آرش» نیز بار دیگر این مسئله را به افکار عمومی یادآوری کرده است؛ پروژه‌ای بزرگ و پرهزینه که با حضور چهره‌های شناخته‌شده و ترکیب تئاتر و ارکستر زنده، روی صحنه رفته است.

عدالت فرهنگی به این معنا نیست که دولت باید قیمت همه محصولات هنری را دستوری تعیین کند یا بخش خصوصی را از سرمایه‌گذاری در هنر بازدارد. اتفاقاً وجود سرمایه خصوصی و اقتصاد حرفه‌ای می‌تواند به رونق هنر کمک کند. مسئله آن است که سیاست‌گذار فرهنگی نباید اجازه دهد منطق بازار، به تنهایی تعیین‌کننده نقشه فرهنگی جامعه شود.

پیش از این نیز شماری از اهالی تئاتر نسبت به چنین وضعیتی هشدار داده‌اند. «اردشیر صالح‌پور» پژوهشگر و مدرس تئاتر، ورود سرمایه‌های ناسالم و گسترش تهیه‌کنندگی تجاری را از عوامل رشد تئاتر لاکچری دانسته و از وضعیتی انتقاد کرده بود که در آن تعداد چهره‌های مشهور یک نمایش، گاه به معیار مهم‌تری از کیفیت هنری آن تبدیل می‌شود.

این نگرانی در سخنان دیگر هنرمندان نیز دیده می‌شود. کوروش سلیمانی و سیروس همتی درباره افزایش قیمت بلیت و حذف تدریجی دانشجویان و اقشار کم‌برخوردار از دایره مخاطبان تئاتر هشدار داده بودند. حتی سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، تئاتر لاکچری را «تیر خلاص به این هنر مردمی» توصیف کرده بود؛ بنابراین سؤال مهم این نیست که چرا یک تهیه‌کننده بلیت گران می‌فروشد؛ سؤال این است که سیاست فرهنگی کشور برای حفظ توازن میان اقتصاد هنر و عدالت فرهنگی چه کرده است؟

دولت در اینجا دو وظیفه همزمان دارد. از یک سو نباید با مداخله افراطی، اقتصاد هنر را از نفس بیندازد و امکان فعالیت بخش خصوصی را از بین ببرد. از سوی دیگر، نمی‌تواند در برابر طبقاتی‌شدن تدریجی دسترسی فرهنگی منفعل بماند. همان‌گونه که در حوزه آموزش، سلامت و ورزش، سیاست عمومی باید مراقب حذف اقشار کم‌برخوردار باشد، در حوزه فرهنگ نیز دسترسی عمومی به محصولات فرهنگی باید به منزله یک مسئله سیاست‌گذاری جدی گرفته شود.

از سوی دیگر، سیاست‌گذاری فرهنگی باید نسبت به محتوای آثار نیز حساس باشد؛ نه به معنای دخالت سلیقه‌ای در آفرینش هنری، بلکه از منظر اینکه سرمایه عمومی و زیرساخت‌های فرهنگی کشور در نهایت چه نوع زیست فرهنگی‌ای را تقویت می‌کنند. اگر تمام امکانات و توجه مدیریتی به سمت تولیدات ستاره‌محور و تجاری برود، طبیعی است که جریان‌های مردمی، جوان و کم‌هزینه فرصت کمتری برای دیده‌شدن پیدا کنند.

تئاتر ایران اگر قرار است آینده‌ای داشته باشد، باید همزمان دو مسیر را طی کند: حرفه‌ای‌تر شدن در تولید و مردمی‌تر شدن در دسترسی. این دو نه تنها متناقض نیستند، بلکه مکمل یکدیگرند. هنر حرفه‌ای بدون مخاطب گسترده، به کالایی محدود تبدیل می‌شود و هنر مردمی بدون کیفیت حرفه‌ای نیز نمی‌تواند اثرگذاری پایدار داشته باشد.

نظرات بینندگان
captcha
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات