دستاوردهای یمنیها نشان داد که نه تنها ایران و مقاومت تضعیف نشده بلکه هر روز باید منتظر شگفتی تازهای از مقاومت بوده که شاید نوبه بعدی آن در لبنان توسط حزب الله در برابر متجاوزان صهیونیست رقم زده شود. در شرایطی که تحولات تنگه هرمز بویژه ظرفیتها بومی ایران در به شکست کشاندن طراحیهای آمریکا محور تحولات جهانی شده است که در تحولی مهم یمنیها توانستند در ظرف چند روز بر مناطق و جزایر راهبردی از جمله جزیره میون و شهر بندری المخا را تصرف کنند. یحیی سریع سخنگوی ارتش یمن در این باره میگوید این عملیات نتایج زیر را محقق کرد: ۱. مزدوران دشمن سعودی از ۶ شهرستان در استانهای تعز و الحدیده، در مساحتی بالغ بر ۵۴۰۰ کیلومتر بیرون رانده شدند و این مناطق اکنون امن و باثبات هستند. ۲. هفت لشکر نظامی از تجمعات نیروهای مزدور دشمن سعودی که مجموعاً شامل ۳۸ تیپ نظامی بودند، هدف قرار گرفتند. در نتیجه این عملیات، صدها نفر از عناصر مزدور دشمن سعودی در ساحل غربی کشته، اسیر یا زخمی شدند. ۳. شماری از اسرای عزیزمان که سالها نزد مزدوران دشمن سعودی در ساحل غربی بودند، آزاد شدند. ۴. توانستیم ۳۲ عملیات مقابله با هواپیماهای جنگی سعودی انجام دهیم و ۹ فروند هواپیما را سرنگون کنیم. رسانهها نیز عنوان کردند که جنبش انصارالله یمن تمامی مناطق مهم در امتداد تنگه بابالمندب و سواحل غربی دریای سرخ را به تصرف خود درآورده است. قایقهای انصارالله نیروهایی را در مجمعالجزایر حنیش در دریای سرخ پیاده کردند که شامل جزایر حنیـش بزرگ، حنیـش کوچک و جبل زقر است. این مجمعالجزایر که بخشی از استان الحدیده است، در مسیرهای کشتیرانی دریایی در جنوب دریای سرخ قرار دارد.

این تحول مهم در یمن که تاثیرات مهم منطقه ای و جهانی دارد از چند منظر دارای اهمیت است.
نخست آنکه این پیروزی در قالب رویکرد ملی یمنیها صورت گرفته است که ابطال کننده ادعاهای رسانههای غربی است که با واژه حوثیها به دنبال ایجاد جنگ داخلی در یمن و نیز سفید سازی محاصره و درد و رنجی بودند که به یمنیها تحمیل میشود. به عبارتی دیگر اقدام صورت گرفته نه رویکردی قومی و قبیلهای بلکه در قالب وحدتی ملی بوده که به دنبال حفظ یکپارچگی کشور و نیز شکستن محاصره و تنبیه متجاوزان صورت گرفته است. بر این اساس این دستاوردها گامی دیگر در جهت وحدت یمن و حفظ یکپارچگی آن در برابر مزدوران اماراتی و عربستانی است که سالهاست به دنبال تجزیه این کشور میباشند.
دوم آنکه موقعیت راهبردی این مناطق از اهمیت بالایی برخوردار است. در حالی مقاومت یمن توانسته بود بر دریای سرخ اشراف داشته باشند که با این پیشرویها عملا تنگه باب المندب که بخش مهمی از تجارت جهانی از این منطقه صورت میگیرد در نظارت آنها قرار گرفته است به عبارتی دیگر آمریکاییها نه تنها نتوانستهاند تنگه هرمز را بازگشایی کنند بلکه اکنون باب المندب نیز در دستان مقاومت یمن است که میتواند شکستی سنگین تر را به ترامپ در انتخابات وارد سازد. نکته مهم آنکه یمنیها از همان ابتدا عنوان کردند که هدف آنها اخلال در تجارت جهانی نبوده بلکه صرفا به دنبال مقابله با متجاوزان خارجی و حامیان آنها هستند. این رویکرد نشانگر تعهد پذیری یمنیها به حقوق بینالملل و دریانوردی است هر چند که بر اساس حق دفاع مشروع نظارت بر تجارت دریای سرخ و باب المندب را از حقوق دفاع مشروع یمنیهاست.
امروز از باب المندب تا تنگه هرمز بر اساس معادلات مقاومت رقم زده می شود و سران آمریکا و صهیونیستها با داستان سرایی و حاشیه سازی نیز نمیتوانند بر این مهم سرپوش گذارند.
سوم آنکه این پیشروی را باید شکستی سنگین برای سعودی دانست. عربستانی که در بازی آمریکایی – صهیونیستی وارد جنگ با یمن شد نه تنها در حوزه نظامی نتوانست مانع از حملات موشکی و پهپادی یمن به پالایشگاهها و آرامکو گردد، بلکه در حوزه میدانی نیز مزدوران سعودی با شکست مجبور به تسلیم و یا فرار شدهاند. این امر در حالی است که عربستان از تسلیحات و حمایتهای آمریکا برخوردار بوده است لذا این شکست بار دیگر ناتوانی آمریکا برای امنیت سازی متحدانش را آشکار میسازد. ائتلاف سازیهای خیالی سعودی با پاکستان و ترکیه نیز نتوانست کمکی به این کشور باشد و آنها نیز با رویکردی واقع بینانه از ورود به جنگی بی پایان که صرفا خوشایند آمریکا و رژیم صهیونیستی میبود خودداری کردند. در همین راستا نیز وزارت خارجه پاکستان هرگونه بحث درباره اقدام نظامی این کشور علیه انصارالله یمن را رد و آن را فرضی خواند.
چهارم آنکه این دستاورد مقاومت یمن را باید شکستی دیگر در کارنامه آمرکا دانست هر چند در ظاهر این پیشروی در جنگ با عربستان بوده اما در عالم واقع سعودی با چراغ سبز آمریکا وارد میدان شده است. هر چند که آمریکاییها با ادعای پاسخ منفی ترامپ به درخواست بن سلمان برای حمله به یمن و نیز با ادعای روبیو مبنی بر حمایت ایران از یمنیها به دنبال تبرئه سازی خود هستند اما اعلام رسمی اعزام 200 مستشار نظامی آمریکایی به عربستان و نیز سفر برد کوپر، فرمانده فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) به ریاض خود بیانگر نقش عربستان در جنگ افروزی علیه یمن است.
نکته مهم آنکه این دستاوردها نشان داد که نه تنها ایران و مقاومت تضعیف نشده بلکه هر روز باید منتظر شگفتی تازهای از مقاومت بوده که شاید نوبه بعدی آن در لبنان توسط حزب الله در برابر متجاوزان صهیونیست رقم زده شود. این دستاورد سراسیمگی صهیونیستها را به همراه دشته چنانکه حضور سرایمه نتانیاهو در اراضی اشغالی سوریه و ادعاهای او درباره علی الطاهر لبنان و نابودی ایران برای کم رنگ سازی این دستاورد مقاومت نمودی از این مسئله است. امروز از باب المندب تا تنگه هرمز بر اساس معادلات مقاومت رقم زده می شود و سران آمریکا و صهیونیستها با داستان سرایی و حاشیه سازی نیز نمیتوانند بر این مهم سرپوش گذارند.