هفته گذشته را شاید بتوان یکی از مهمترین هفتههایی دانست که از یک سو غرب با رسوایی خودخواهیهای ویرانگر و البته ناتوانی در اجماع سازی مواجه شد و از سوی دیگر نیز نظام بینالملل شاهد تضعیف هر چه بیشتر حقوق بینالملل و سیاسی شدن نهادهای جهانی بوده که رویکرد به نظم چند جانبه گرایانه را بیش از پیش الزام آور میسازد.

این تحولات از شورای حکام تا شورای امنیت را در بر گرفته است. غربیها ابتدا موضوع هسته ای ایران را در نشست فصلی شورای حکام باز کرده و با رأیی ضعیف راهی شورای امنیت کردند، در حالی که تمامی شواهد نشان میدهد این اقدام برخلاف ادعای آنها نه برای امنیت هستهای بلکه برای اعمال فشار و باجخواهی بر سر تنگه هرمز و نیز سرپوش گذاشتن بر شکستهایی زنجیرهای است که در برابر اقتدار و تاب آوری ایرانیان متحمل شدهاند. شورای حکام عملا بار دیگر اثبات کرد که قوانین پادمانی و ان پی تی برای آن هیچ جایگاهی ندارد و صرفا تصمیمات آن با سیاسی کاری گرفته میشود.
اقدام آمریکا و تروئیکای اروپایی در شورای حکام و شورای امنیت علیه ایران در حالی صورت گرفته است که این رفتارها را می توان میخی دیگر بر تابوت حقوق بین الملل دانست که دیگر ماهیتی برای آن باقی نمانده است. درخواست برای بازرسی از تأسیسات هستهای ایران در حالی مطرح شده که عملا چارچوبی در پادمان درباره دیدار از مراکز هستهای بمباران شده وجود ندارد و بر اساس حق دفاع مشروع نیز ایران تا زمان گرفتن ضمانت عملی حق ممانعت از بازرسی ها را دارد. به عبارتی دیگر آنکه وضعیت کنونی را رقم زده آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند که آژانس در نعلی وارنه زدن، صرفا ایران را متهم و از پرداختن به نقش مخرب آنها خودداری کرده است.
درخواست برای بازرسی از تاسیسات هستهای ایران در حالی مطرح شده که عملا چارچوبی در پادمان درباره دیدار از مراکز هستهای بمباران شده وجود ندارد و بر اساس حق دفاع مشروع نیز ایران تا زمان گرفتن ضمانت عملی حق ممانعت از بازرسی ها را دارد.
همچنین چنانکه نمایندگان چین و روسیه در هر دو نشست عنوان کرده اند قطعنامه 2231 شورای امنیت در در تاریخ ۱۸ اکتبر ۲۰۲۵ بهطور قطعی خاتمه یافته و از آن تاریخ به بعد، فاقد اثر حقوقی و مأموریت اجرایی است. بر این اساس بررسی پرونده ایران در شورای حکام و ارجاع آن به شورای امنیت امری قانونی است و باید این موضوع به صورت عادی بررسی میشد.
در این میان گروسی مدیر کل آژانس در حالی مدعی بوده که فردی بی طرف است و دخالتی در قطعنامهها ندارد، اما رفتار عملی او خلاف این ادعا را آشکار می کند او که سال گذشته با گزارش سراسر دروغش زمینه ساز بمباران تأسیسات هستهای ایران شد، در نشست اخیر نیز رویهای مشابه را در پیش گرفت و در اقدامی غیر قانونی پرونده ایران را در شورای حکام بازگشایی و به تکرار دروغهای آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران پرداخت. نکته مهم آنکه گروسی در حالی که پیشتر مدعی شده بود بیش از یک سال است که بازرسان دسترسی به تاسیسات هستهای ایران ندارند، در سخنانی مدعی شد با کمک تصاویر ماهوارهای، فعالیتهای جدیدی را در سایت هستهای کوه کلنگ ایران شناسایی کرده است.
این سخنان همان سخنان ترامپ است که مدعی شده فعالیت هستهای ایران توسط ماهوارههای آمریکایی رصد میشوند لذا این سوال مطرح است که آژانس که از محکوم کردن بمباران تاسیسات هستهای ایران خودداری کرده چگونه ادعاهای آمریکا را معیار ارزیابی خود قرار میدهد در حالی که این کشور باید به جرم جنایت علیه بشریت مجازات شود. در ضمن آمریکا نه پلیس و نه نهاد ناظر بینالمللی است که بخواهد بر فعالیت های هستهای ایران نظارت داشته باشد لذا استناد آژانس به ادعاهای ماهوارهای این کشور خلاف مقررات جهانی است.
نکته قابل توجه آنکه در ادامه تناقضهای رفتاری شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی روز چهارشنبه ۱۸ شهریور با تصویب قطعنامهای، پرونده ابهامات مربوط به فعالیتهای هستهای اعلامنشده سوریه را مختومه کرد.شورای حکام آژانس در سال ۱۳۹۰ سوریه را به دلیل آنچه «عدم پایبندی به تعهدات پادمانی» خوانده شد، به شورای امنیت سازمان ملل گزارش کرده بود. این اقدام در حالی صورت میگیرد که سوریه تحت سلطه تروریستهای تحریرالشام و جولانی است که سالها در لیست گروههای تروریستی بوده اند. این رفتار نشان میدهد که معیار آژانس نه میزان همکاری کشورها و راستی آزماییها بلکه سیاسی کاری صرف است که بر اساس منافع نظام سلطه اجرا میشود. رفتاری که میتواند زمینه ساز بی اعتمادی بیشتر و خروج بسیاری از کشورها از آژانس گردد. در همین حال پرونده دارندگان سلاح هستهای که میلیاردها دلار صرف نوسازی این تسلیحات کردهاند نیز بررسی نشده که خود سندی دیگر بر این دوگانگی است.
اما درس مهمی که در نشستهای مذکور حاصل می شود شکست در اجماع سازی است. آمریکا و تروئیکای اروپایی در حالی مدعی پیروزی بزرگ در شورای حکام و شورای امنیت شدهاند که شواهد امر حکایت از خلاف این ادعا را دارد. از یک سو قطعنامه شورای حکام با ۲۳ رأی موافق، ۸ رأی ممتنع و ۳ رأی مخالف به تصویب رسید، و بزرگانی همچون چین و روسیه با آن مخالفت کردهاند. هچنین نشست شورای امنیت نیز با واکنش تند پکن و مسکو همراه شد که عملا هرگونه اقئدام علیه ایران را وتو میکند. این تحولات نشان میدهد که غرب عملا جایگاه اجماع سازی را از دست داده است و کشورها به دنبال استقلال نظامی ، سیاسی و اقتصادی از آنها هستند.
ترامپ نیز با چنین رفتارهایی قطعا نمیتواند بر شکست سیاسی، اقتصادی و نظامی در برابر اقتدار و تاب آوری ایران سرپوش گذارد در حالی که بازارهای مالی نیز دیگر به وعده درمانی او نیز اهمیت نمیدهد که رسیدن نفت به 110 دلار، گازوئیل به 6 دلار و گاز اروپا به 80 یورو گواهی براین امر است. خبرگزاری رویترز از افزایش قابل توجه نرخ کرایه حمل ابرنفتکشها در بازار جهانی خبر داد. بر اساس این گزارش، نرخ کرایه حمل ابرنفتکشها بر پایه مقیاس جهانی به حدود ۴۵۰ واحد رسیده است که تقریباً معادل ۱۱.۵ دلار به ازای هر بشکه نفت محاسبه میشود. در این شرایط میتوان گفت که آمریکا با کشاندن پرونده ایارن به شورای امنیت و شورای حکام در کنار استمرار توهم باج خواهی به دنبال سرپوش نهادن بر بحرانهای اقتصادی داخلی و نیز شکست در میدان در برابر ایران است بویژه آنکه پیشروی یمنیها و شکست مزدوران سعودی پویایی و اقتدار مقاومت را به رخ جهانیان کشیده است.