صفحه نخست >>  عمومی >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۲۲ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۷  ، 
کد خبر : ۳۹۶۱۵۲

بازآفرینی نسبت نهاد علم و حکمرانی محله‌محور

دوره جدید مدیریت در سازمان بسیج اساتید کشور می‌تواند سرآغاز فصلی نوین در تاریخ این نهاد باشد
صبح صادق آنلاین / علیرضا اسپرهم

چرخش پارادایمی در طلیعه یک انتصاب

در طلیعه گام دوم انقلاب اسلامی و در مواجهه با جنگ ترکیبی و پیچیدگی‌های چند بُعدی نظام مسائل کشور، تشکل‌های دانشگاهی متعهد نمی‌توانند با الگو‌های سنتی متکی بر برنامه‌های تقویمی، فعالیت‌های صرفاً مناسبتی و مواضع واکنشی به حیات بالنده خود ادامه دهند. ضرورت بنیادین این مقطع تاریخی، تحقق عینی راهبرد کلان و فرمان رهبر معظم انقلاب اسلامی مبنی بر «هر ایرانی یک بسیجی» در تراز نخبگانی و عبور از بوروکراسی نمادین دانشگاهی به‌سوی تحقق «فراترکیب حکمرانی» است؛ الگویی که در آن عقلانیت دانشگاهی، اجتهاد پویای حوزوی و ظرفیت‌های متکثر مردمی در نقطه کانونی «محله» با یکدیگر تلاقی می‌یابند. این نوشتار تحلیلی، چارچوب نظری و عملیاتی بازتعریف پیوند ارگانیک میان «بسیج اساتید» و «بسیج محلات» را با ابتنا بر دکترین صبر استراتژیک، سازماندهی گروه‌های جهادی تخصصی و الزامات نظریه تمدن نوین اسلامی تبیین می‌کند.

۱. بازخوانی فرمان «هر ایرانی یک بسیجی»: گذار از عضویت شناسنامه‌ای به عاملیت تمدنی

منطق راهبردی نهفته در رهنمود ولی امر مسلمین مبنی بر «هر ایرانی یک بسیجی»، مستلزم بازتعریف مفهوم بسیج از یک «تشکیلات بسته اداری» به یک «بستر فراگیر نقش‌آفرینی عمومی» است. در نگاه تمدنی، بسیجی بودن یعنی احساس مسئولیت در قبال سرنوشت جامعه، پیوند ایمان با عمل صالح، و آمادگی دائمی برای حل مسائل انقلاب اسلامی.

بسیج اساتید که به تازگی دوره‌ای جدید را آغاز کرده است در دوره مدیریتی جدید خود، می‌تواند پیشران تحقق این فرمان در جامعه باشد. اجرای این راهبرد مستلزم آن است که:

نخست: مفهوم خدمت تخصصی باید به تمام عرصه‌های علمی، اقتصادی، تربیتی و مدیریتی تسری یابد، به گونه‌ای که هر استاد دانشگاه، هر متخصص و هر شهروند، ظرفیت علمی و مهارتی خود را وقف تعالی جامعه و حل مسائل زیست‌بوم خود کند.

دوم: دانشگاه به‌عنوان کانون تکثیر این گفتمان عمل نماید و با پیوند زدن نیروی انسانی نخبه با توده‌های مردمی در محلات، حصار میان نخبگان و متن جامعه را بشکند و زمینه عاملیت اجتماعی یکایک آحاد ملت را در چارچوب مساجد و نهاد‌های محلی فراهم سازد.

۲. تبارشناسی بحران کارکردی: از تله آکادمیسم تا گسست میدانی

بررسی آسیب‌شناسانه دهه‌های گذشته، بیانگر سه گسست ساختاری بنیادین است که سازمان بسیج بالاخص بسیج اساتید را از تحقق کامل مأموریت‌های تمدنی خود بازداشته است:

نخست: انتزاع روش‌شناختی و انزوای نظری؛ جامعه دانشگاهی غالباً درگیر تولید مقالات و پژوهش‌هایی با استاندارد‌های متعارف آکادمیک بوده که فاقد هرگونه امتداد عینی و کارکرد گره‌گشا در میدان زیست اجتماعی است. این پدیده سبب شکل‌گیری نوعی علم بی‌مسئله شده که توان مداخله مؤثر در گره‌های انباشته جامعه را ندارد.

دوم: شکل‌گرایی سازمانی و فرمالیسم بوروکراتیک؛ تقلیل بازدهی تشکیلاتی به شاخص‌های صوری و کمّی نظیر شمار کانون‌ها، همایش‌ها، صدور بیانیه‌ها و نشست‌های متمرکز، انرژی انباشته سازمان را مستهلک ساخته و پایش اثر خالص تحولی در عمق استراتژیک جامعه را ناممکن کرده است.

سوم: انفکاک میان‌رده‌ای بسیج اقشار؛ فقدان یک زنجیره ارزش مشترک میان بسیج اساتید با اقشاری، چون بسیج محلات، بسیج دانشجویی و بسیج طلاب، به پیدایش جزیره‌های موازی و کاهش چشمگیر هم‌افزایی سازمانی منجر شده است.

۳. بنیاد‌های نظری: فراترکیب حکمرانی و صبر استراتژیک

پی‌ریزی ساختاری کارآمد و پایدار، مستلزم استقرار تحول بر سه پایه معرفتی مستحکم است:

دکترین فراترکیب حکمرانی؛ محله کوچک‌ترین سلول بنیادین حیات اجتماعی و مظهر عینی تجلی ولایت اجتماعی است. فراترکیب حکمرانی بر پیوند هم‌افزا میان دانش تخصصی استاد دانشگاه، فقاهت و معنویت نهاد مسجد و عاملیت و مطالبه‌گری اهالی محله دلالت دارد. در این الگو، محله به مثابه آزمایشگاه عینی نظریه‌پردازی بومی و میدان آزمون کارآمدی دین در اداره جامعه بازتعریف می‌شود.

منطق صبر استراتژیک؛ مواجهه اصولی با بحران‌های انباشته فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در بافت‌های زیست شهری و روستایی، از منطق پروژه‌های شتاب‌زده تبعیت نمی‌کند. صبر استراتژیک مستلزم استقرار بلندمدت، طراحی فرایند‌های بازتولید شایستگی در جامعه محلی و پرهیز از اقدامات نمایشی و فاقد ریشه است.

سنتز عینی حوزه و دانشگاه در تراز تمدنی؛ هم‌نشینی استاد دانشگاه و عالم دینی در قرارگاه‌های محله‌محور، همگرایی این دو بال اندیشه‌ای را از سطح تعارفات همایشی به هم‌افزایی در میدان عمل، جهت حل تعارضات زیست‌بوم شهری و ارتقای سرمایه اجتماعی ارتقا میبخشد.

۴. معماری تحول: ساختار سه‌سطحی بازآفرینی سازمانی

ساختار جدید بسیج اساتید در دوره مدیریتی نو، باید در سه تراز به‌هم‌پیوسته بازمهندسی شود: در تراز کلان، اندیشکده‌های راهبردی موضوع‌محور وظیفه استخراج مسائل بنیادین زیست‌بوم محلات از داده‌های میدانی، پشتیبانی معرفتی و تدوین بسته‌های سیاستی برای مراجع حاکمیتی و تقنینی را بر عهده می‌گیرند. در تراز میانی، خوشه‌های جهادی چندرشته‌ای دانشگاهی با تجمیع تخصص‌های ناهمگون دانشگاهی اعم از علوم انسانی، فنی و مهندسی، علوم پزشکی، حقوق و علوم پایه، کارگروه‌های مأموریت‌گرا را جهت مواجهه همه‌جانبه با پدیده‌های محلی شکل می‌دهند.

در تراز خرد، قرارگاه‌های عملیاتی علم و عمل با استقرار هسته‌های تخصصی استادان در مساجد جامع و راهبردی محلات، فرایند ارزیابی میدانی، هدایتگری تخصصی و توانمندسازی درون‌زا را به صورت چهره‌به‌چهره راهبری می‌کنند تا ایده «هر ایرانی یک بسیجی» در بستر زیست واقعی مردم متجلی گردد.

۵. بسته راهکار‌های راهبردی و عملیاتی

جهت تحقق عینی این مانیفست و تضمین افزایش بازدهی و انسجام تشکیلاتی، هشت اقدام راهبردی به مدیریت جدید پیشنهاد می‌گردد:

نخست: ایجاد سامانه هوشمند رصد و تطبیق مسائل محلات؛ طراحی پلتفرم داده‌محور ملی برای نقشه‌برداری دقیق از آسیب‌ها، ظرفیت‌ها و چالش‌های زیست‌محیطی، فرهنگی، معیشتی و زیرساختی محلات، و اتصال هوشمند این نیاز‌ها به علایق و تخصص‌های اعضای هیئت علمی در سراسر کشور.

دوم: سازماندهی خوشه‌ها و گروه‌های جهادی تخصصی اعضای هیئت علمی؛ جایگزینی اعزام‌های انفرادی با استقرار ساختارمند گروه‌های چندرشته‌ای در محلات هدف، به‌منظور تدوین طرح‌های جامع توانمندسازی، اشتغال‌زایی خرد، بازآفرینی بافت‌های ناکارآمد و اصلاح ساختار‌های توزیع منابع.

سوم: بازآرایی نظام ترفیع و ارتقا مبتنی بر مسئولیت‌پذیری اجتماعی؛ طراحی آیین‌نامه‌های مکمل و رایزنی فعال با مراجع بالادستی نظیر شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارتین، جهت لحاظ مستقیم فعالیت‌های محله‌محور، هدایت پایان‌نامه‌های معطوف به حل معضلات بومی و مشاوره‌های سیاستی میدانی در ارتقای رتبه و ترفیع پایه اساتید.

چهارم: راه‌اندازی کلینیک‌های حقوقی، اقتصادی و تربیتی مسجدمحور؛ حضور مستمر استادان رشته‌های حقوق، اقتصاد، مدیریت و علوم تربیتی در سطح مساجد شاخص، جهت ارائه خدمات تخصصی به عموم مردم، کاهش ورودی پرونده‌های قضایی از طریق صلح و سازش تخصصی و ترویج الگو‌های تعاون و صندوق‌های قرض‌الحسنه پایدار.

پنجم: اجرای طرح ملی هر کرسی نظریه‌پردازی، یک بن‌بست‌شکنی بومی؛ هدایت کرسی‌های نقد، مناظره و نظریه‌پردازی علمی به سمت مسائل انضمامی حیات شهری و روستایی، نظیر اصلاح سازوکار‌های مشارکت مردمی، بازطراحی الگوی مسکن اسلامی-ایرانی و سازوکار‌های تثبیت امنیت اجتماعی.

ششم: استقرار زنجیره ارزش مسجد، مدرسه و دانشگاه؛ ایجاد پیوند ارگانیک میان پایگاه‌های مقاومت بسیج مساجد، مدارس پیرامونی و گروه‌های علمی دانشگاهی به‌منظور هدایت تحصیلی، توانمندسازی نخبگان جوان محله و پایش مستمر سلامت روانی و تربیتی نسل نو.

هفتم: فعال‌سازی ظرفیت‌های مردمی در چارچوب راهبرد هر ایرانی یک بسیجی؛ طراحی سازوکار‌های جذب و سازماندهی تخصص‌های متنوع اقشار مختلف محله توسط اساتید دانشگاه، تبدیل مساجد به کانون‌های کارآفرینی، آموزش مهارت و حل منازعات، و بازتولید سرمایه اجتماعی انقلاب اسلامی از طریق مشارکت‌دهی مستقیم همه ساکنان محله در آبادانی و پیشرفت بومی.

هشتم: بازطراحی شاخص‌های کلیدی عملکرد در بسیج اساتید؛ انتقال معیار ارزیابی کانون‌های دانشگاهی از حجم صوری برنامه‌ها به شاخص‌های ملموس شامل نرخ حل پایدار مسائل اولویت‌دار محله، میزان ایجاد اشتغال پایدار از طریق پیوند صنعت و دانشگاه در مقیاس خرد و شاخص رضایت‌مندی و سرمایه اجتماعی تولیدشده در جامعه هدف.

۶. سازوکار تحقق وحدت رویه و ارتقای بهره‌وری

وحدت واقعی درون‌سازمانی، نه از طریق بخشنامه‌های اداری، بلکه از رهگذر هم‌سرنوشتی در میدان عمل حاصل می‌شود. هنگامی‌که استادان با گرایش‌های گوناگون علمی، حول حل یک مسئله ملموس اجتماعی نظیر مهار آسیب‌های اجتماعی یک منطقه، اصلاح زیرساخت‌های محیط‌زیستی یا فعال‌سازی بنگاه‌های راکد گرد هم می‌آیند، هویت حرفه‌ای متعهد متولد شده و شکاف‌های صوری رنگ می‌بازند.

همچنین، بازدهی واقعی زمانی صعودی خواهد شد که بسیج اساتید، نقش خود را از مصرف‌کننده اعتبارات جاری به تولیدکننده ارزش افزوده اجتماعی و بازوی فکری حاکمیت در مقیاس محلی تغییر دهد. این چرخش، سازمان را به نقطه اتکای ائمه جمعه و جماعات، مدیران اجرایی و فرماندهان نواحی مقاومت در پیاده‌سازی حکمرانی متعالی تبدیل می‌نماید.

جمع‌بندی: افق پیش رو در دوره جدید مدیریت

دوره جدید مدیریت در سازمان بسیج اساتید کشور می‌تواند سرآغاز فصلی نوین در تاریخ این نهاد باشد؛ فصلی که در آن تخصص دانشگاهی با اخلاص بسیجی، با محوریت مسجد و محله و در راستای تحقق فرمان رهبر معظم انقلاب پیرامون «هر ایرانی یک بسیجی» تلاقی می‌یابد. گذار از تشریفات مرسوم به مداخله‌های دقیق، علمی و تحول‌آفرین در سطح محلات، نه‌تنها کارآمدی نظام اسلامی را در میدان عمل به اثبات می‌رساند، بلکه نویدبخش تحقق الگوی نوینی از حکمرانی اسلامی در مقیاس تمدنی خواهد بود. این منشور راهبردی، به مثابه نقشه راهی منسجم برای نیل به اهداف بیانیه گام دوم انقلاب و تثبیت اقتدار علمی-میدانی سازمان بسیج اساتید تدوین یافته است.

نظرات بینندگان
captcha
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات