بین الملل >>  بین الملل >> نبض بین الملل
تاریخ انتشار : ۲۴ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۸:۲۶  ، 
کد خبر : ۳۹۶۱۹۸

«راهبرد پنهان آمریکا و اسرائیل علیه ایران در منطقه و منطق آن چیست؟»

در سال‌های اخیر، نشانه‌های میدانی و سیاسی حاکی از آن است که واشنگتن و تل‌آویو، در کنار فشار‌های علنی، یک راهبرد پنهانِ مستمر را دنبال می‌کنند؛ راهبردی که هدفش تغییر موازنه بدون ورود به جنگ مستقیم و پرهزینه است
صبح صادق آنلاین / رضاقارزی

۱) چرا «پنهان»؟

در سال‌های اخیر، نشانه‌های میدانی و سیاسی حاکی از آن است که واشنگتن و تل‌آویو، در کنار فشار‌های علنی، یک راهبرد پنهانِ مستمر را دنبال می‌کنند؛ راهبردی که هدفش تغییر موازنه بدون ورود به جنگ مستقیم و پرهزینه است.

علت این تغییر فاز روشن است: هر درگیری آشکار و فراگیر، می‌تواند به گسترش هم‌زمان جبهه‌ها و آسیب‌پذیری آبراه‌ها و پایگاه‌ها منجر شود؛ وضعیتی که هزینه‌های امنیتی و اقتصادی آن برای آمریکا و متحدانش سنگین و غیرقابل‌کنترل است.

۲) صورت‌بندی راهبرد پنهان: «فرسایش از درون + قطع شریان‌ها»

اگر بخواهیم این الگو را در یک عبارت خلاصه کنیم، می‌توان آن را چنین نامید:

«دکترین فرسایش درونی و محاصره شریانی»

یعنی: از یک سو فرسایش داخلی (اقتصاد، زیرساخت، امنیت، اعتماد عمومی)

و از سوی دیگر فشار پیرامونی (ائتلاف‌سازی، کنترل مسیرها، جنگ روایت)

بدون آنکه مسئولیت یک جنگ رسمی بر عهده آنها بیفتد.

۳) پنج ضلع اصلی راهبرد پنهان آمریکا و اسرائیل

ضلع اول: «ضربه به مغز فرماندهی» با ترور و نفوذ اطلاعاتی

محور نخست بر اختلال در زنجیره تصمیم‌سازی و فرماندهی تمرکز دارد. در این چارچوب، ابزار‌های ترکیبی به‌کار می‌روند:نفوذ انسانی و فنی (شبکه‌سازی در حلقه‌های پیرامونی) رصد‌های الکترونیکی و سایبری

ترور‌های هدفمند و عملیات‌های «کم‌ردپا»

منطق علّی: وقتی جنگ مستقیم پرهزینه است، حذف «گره‌های کلیدی» یا ایجاد بی‌اعتمادی و اختلال، کم‌هزینه‌ترین راه برای کاهش کارآمدی یک شبکه مقاومتی است.

ضلع دوم: «خفگی مالیِ پنهان» و تحریک گسل‌های معیشتی

در کنار تحریم‌های رسمی، یک مسیر مکمل فعال است: محدودسازی مجاری واقعی پول، تجارت و انتقال ارزش در کشور‌های واسطه و مسیر‌های ثالث.

هدف این ضلع: افزایش نوسانات ارزی

بالا نگه داشتن هزینه مبادله و واردات

فرسایش اعتماد عمومی از مسیر «فشار معیشت»

منطق علّی: اگر امنیتی‌سازی مستقیم جواب ندهد، «اقتصاد» به میدان اصلی تبدیل می‌شود؛ چون اثر آن روی جامعه سریع‌تر و گسترده‌تر است.

ضلع سوم: جنگ شناختی برای «وارونگی ادراک» و دو‌قطبی‌سازی

این بخش تلاش می‌کند برداشت مردم از واقعیت را مدیریت کند؛ به‌ویژه با این اهداف:

بزرگ‌نمایی هزینه‌ها و کوچک‌نمایی دستاورد‌ها

تبدیل مسائل پیچیده راهبردی به دوگانه‌های احساسی و قطبی

سلب مرجعیت خبری از منابع داخلی از طریق «روایت اول» در رسانه‌های برون‌مرزی

منطق علّی: در جنگ‌های ترکیبی، اگر افکار عمومی خسته و متزلزل شود، دست دشمن برای فشار سیاسی و امتیازگیری بازتر خواهد شد.

ضلع چهارم: خرابکاری زیرساختی و حملات سایبری «پایین‌سطح، اما پرتکرار»

یک جزء کلیدی از فرسایش درونی، ضربات زیرآستانه‌ای است؛ یعنی اقداماتی که:به اندازه جنگ رسمی بزرگ نیستنداما «مداوم» هستند و زندگی روزمره را دچار اختلال می‌کنندهدف‌گیری معمولاً پیرامون زیرساخت‌های حیاتی می‌چرخد: انرژی، سوخت، حمل‌ونقل، بندر، شبکه‌های صنعتی و ارتباطی.

منطق علّی: تکرار اختلال‌های کوچک، می‌تواند اعتماد به کارآمدی و احساس امنیت را به مرور کاهش دهد—بدون آنکه طرف مقابل بتواند به‌راحتی «اثبات و انتساب» کند.

ضلع پنجم: ائتلاف‌سازی منطقه‌ای و انتقال هزینه دفاع از اسرائیل به دیگران

در سطح منطقه‌ای، پروژه‌ای دنبال می‌شود که می‌توان آن را «سپرسازی پیرامونی» نامید:

پیوند دادن برخی ساختار‌های امنیتی و راداری منطقه با تل‌آویو

فعال کردن «ایران‌هراسی» برای تولید همگرایی مصنوعی

سوق دادن دولت‌های پیرامونی به نقش «دیوار حائل»

منطق علّی: آمریکا می‌کوشد بدون حضور گسترده مستقیم، از ظرفیت و هزینه دیگران برای مهار ایران بهره ببرد.

۴) جمع‌بندی: هدف نهایی چیست؟

با کنار هم گذاشتن اضلاع پنج‌گانه، هدف کلان چنین صورت‌بندی می‌شود:

واداشتن ایران به عقب‌نشینی راهبردی (نه با جنگ مستقیم)، از طریق فرسایش داخلی، اختلال امنیتی، فشار مالی و مدیریت ادراک عمومی؛ و هم‌زمان مهار محیط پیرامونی با ائتلاف‌سازی و جنگ روایت.

این راهبرد، ماهیت «مستمر» دارد؛ یعنی به جای یک ضربه قاطع، بر تجمع اثرات کوچک و فرسایش بلندمدت تکیه می‌کند.

نظرات بینندگان
captcha
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات