تحولات و رخدادهای سیاسی در غرب آسیا با سرعت باورنکردنی در حال تحقق است. در حالی که اخبار و تحلیلهای رسانهای عمدتاً درباره تحولات در جنوب لبنان و جنایات صهیونیستها در تپههای علی الطاهر متمرکز شده بود، غیورمردان جنبش انصارالله یمن با عملیات «والله اشد باسا» به دنبال شکست محاصره چندین ساله سعودیها و ائتلاف عربی رفتند. در این عملیات بزرگ و گسترده که با فداکاریها و ایثارگریهای نیروهای محور مقاومت همراه بود، نزدیک به ۵۴۰۰ کیلومتر مربع از اراضی سرزمینی یمن در عرض چند روز به صورت کامل از اشغال نیروهای عربستان سعودی آزاد شد.
در این عملیات بندر استراتژیک و بسیار مهم «المخاء» کاملاً آزاد شد و منطقه ذباب و جزیره فوق استراتژیک میون هم به دست نیروهای انصارالله یمن افتاد. مناطقی که موجب میشوند تا سیطره و کنترل راهبردی صنعا بر تنگه بابالمندب به صورت کامل برقرار باشد. این در حالی است که چندین ماه است که جمهوری اسلامی ایران به دنبال تجاوز ناجوانمردانه و جنگ غیر انسانی ایالات متحده علیه ملت ایران، تنگه هرمز را تحت حاکمیت و کنترل خود در آورده است و به این ترتیب شطرنج سیاسی منطقه غرب آسیا در وضعیت بسیار پیچیده و پیشبینیناپذیری قرار گرفته است.
تنگه هرمز آبراهی که پیش از این روزانه نزدیک ۲۵ میلیون بشکه نفت از آن میگذشت و نزدیک سی درصد از تجارت و مبادلات گاز مایع موسوم به سیانجی از آن عبور میکرد، و بابالمندب که نزدیک ۱۱ میلیون بشکه نفت روزانه از آن عبور میکرد، هم اکنون به اصلیترین ابزارهای موجود برای ملتهای ایران و یمن برای گرفتن حق و حقوق قانونی خود تبدیل شده است. انسداد و مدیریت ایرانی و یمنی بر این دو تنگه حساس و با اهمیت باعث میشود تا حدود ۳۰ درصد از تجارت انرژی و حدود ۱۲ درصد تجارت دریایی بینالمللی تحتالشعاع قرار بگیرد. موضوعی که به واقع بازارهای انرژی و قیمت نفت و هزینههای ترانزیت کالا را برای کشورهای جهان و به ویژه رژیم صهیونیستی و آمریکا دچار تلاطم و تورم خواهد کرد.
این در حالی است که جنگ شناختی و بازی رسانهای غربیها هم این بار چاره ساز نبوده و اتفاقاً به پاتک علیه خودشان تبدیل شده است. رسانههای غربی و رسانههای وابسته به جریان ائتلاف عربی در چند هفته اخیر بر روی دو موضوع بسیار تأکید داشتند: یکی اینکه مزدوران عربستان در حال تصرف مناطق بیشتری از یمن بوده و نیروهای انصارالله یمن را وادار به عقبنشینی میکنند و در صورت هر گونه پاسخ نظامی از سوی نیروهای انصارالله یمن، طبق پیماننامه امنیتی دفاعی مکه، دو کشور ترکیه و پاکستان و به ویژه پاکستان وارد کارزار نظامی بر یمن خواهد شد و دوم آنکه رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان و تپههای علیالطاهر موفقیتهای زیادی را کسب کرده است و این به معنای آن است که محور مقاومت در موضع ضعف و انفعال قرار گرفته است.
اما پس از فرار مزدوران سعودی از مناطق اشغالی یمن و تصرف سریع و گسترده بخش اعظمی از این مناطق به دست نیروهای انصارالله، اولاً گسل و اختلافات عمیق میان مزدوران عربستان سعودی و نیروهای اماراتی و سایر کشورهای عربی بیش از پیش عیان شد و در ثانی، افکار عمومی و اندک طرفداران حاکمیتهای عربستان و امارات را در شوک و بهت و حیرت فرو برد. همچنین موضعگیریهای اخیر سخنگوی وزارت خارجه پاکستان، «سجاد حیدر خان» مبنی بر اینکه پیماننامه مکه، ماهیت بازدارندگی و دفاعی دارد و همچنین این موضوع که کشورهای امضاکننده این پیمان نامه، نسبت به جنگهای آینده مسئولیت دارند و نه نسبت به جنگهایی که از قبل جریان داشتند و همچنین این موضوع که پاکستان آیا در نظر دارد که وارد کارزار نظامی در جنگ عربستان سعودی با یمنیها شود که سجاد حیدر خان تصریح کرد که این فرض است و هیچگاه پاکستان آن را مد نظر نداشته است، باعث شد که عملاً پیماننامه دفاعی ـ امنیتی مکه هم ناکارآمدی خود را بسیار زودتر از آنچه تصور میشد نشان دهد که بیشتر جنبه تبلیغاتی و رسانهای داشته و شبیه باج دادن سعودیها به پاکستانیها و ترکیهایها مبنی بر قرار گرفتن اسم عربستان در کنار این دو کشور تعبیر و معنا شود. از سوی دیگر هم این یورش غیورمردانه یمنیها و تسلط امروز آنها بر بابالمندب، موجب شد تا این مانور رسانهای و نمایش قدرت صهیونیستها که در تپههای علیالطاهر نمود و بروز پیدا کرده بود هم عملاً به حاشیه رفته و موجب سردرگمی و نگرانیهای شدید امنیتی برای آنها باشد.
در کنار همه این تحولات بحث امضای تفاهمنامه هرمز به دست ایران و عمان و همچنین دعوت از همه کشورهای حاشیه خلیج فارس مبنی بر در جریان قرار گرفتن، نسبت به این توافقنامه موجب شده است تا حاکمیت ایران بر روی تنگه هرمز شناسایی دو فاکتو و غیر قابل اجتناب و اغماض داشته باشد. هم اکنون اشتباهات راهبردی ایالات متحده باعث شد تا ایران بر روی تنگه هرمز مسلط شود و اشتباهات راهبردی سعودیها هم موجب شد تا یمنیها بر تنگه بابالمندب مسلط شوند. اشتباهاتی که اولی به دلیل خوش خدمتی به صهیونیستها و دومی هم به دلیل خوش خدمتی به آمریکاییها انجام شد.