پاییز و زمستان سال ۱۳۵۷، سرنوشت و آینده ایران در سمت جبهه حق تاریخ قرار گرفت و شرایط تعیینکنندهای فراهم شد. کشورهای اروپایی و آمریکا این سرعت تحول عظیم را به منزله بحران جهانی برای غرب تلقی میکردند. افزون بر این، حاکمیت رژیم شاه به شدت متزلزل شده بود. در این مختصر به چند نمونه از آنها اشاره میکنیم:
۱ـ از واقعه خونین ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ ریزش و سقوط نخستوزیران سرعت بیشتری گرفت؛ به طوری که پس از «امامی»، کسی حاضر به قبول پست نخستوزیری نبود. تشکیل کابینه نظامی با نخستوزیری «ازهاری» نیز کمتر از دو ماه سقوط کرد و شاه دست به دامان افرادی شد که در نگاه اجتماع و مردم و از نظر سیاسی با دستگاه حاکمیت شاه مخالف بودند؛ از جمله «علی امینی» که به دلیل نیافتن همکاران نپذیرفت یا سنجابی که به دلیل شرایطی که برای شاه گذاشت مورد موافقت قرار نگرفت.
۲ـ آمریکا به این نتیجه رسیده بود که باید دولتی در این قدرت قرار بگیرد که از یک سو مورد پذیرش طرفداران جبهه ملی باشد و از سوی دیگر بتواند نیروهای مذهبی را کنترل کند. آخرین تلاشها برای تأمین منافع غرب صورت گرفت و در نهایت بر اساس این طرح «شاهپور بختیار» انتخاب شد؛ چرا که مطلوب آمریکا و غرب بود.
۳ـ رؤسایجمهور آمریکا، انگلیس، فرانسه، در جزیرهای به نام «گوادلوپ» در حاشیه دریای کارائیب گرد هم آمدند تا بتوانند به قول خودشان بحرانهای جهان، به ویژه مسئله ایران را مهار و کنترل کنند. با وجود اینکه در کنفرانس گوادلوپ اختلافنظرهایی در درون هیئتهای آمریکایی و کشورهای غربی بود، آنها معتقد بودند دولتی مانند بختیار که طبق موازین قانون اساسی تشکیل شده، فرصت خوبی است؛ لذا برای جلوگیری از پیروزی انقلاب اسلامی از بختیار حمایت کردند.
۴ـ رئیسجمهور وقت آمریکا، جیمی کارتر از طریق رئیسجمهور وقت فرانسه تیمی به همراه پیامی محرمانه فرستادند تا نزد امام راحل در نوفل لوشاتو بروند و از او بخواهند که با دولت بختیار مخالفت نکند و بگویند خروج شاه از ایران قطعی است. در این پیام تهدید کردند که دخالت ارتش خطر دارد و با این خطر اوضاع بدتر خواهد شد. در پایان هم یادآور شدند «این پیام کاملاً مخفی و محرمانه بماند». به عبارتی پیام کارتر متضمن دو قسمت بود: یکی موافقت با دولت بختیار، یکی هم احتمال کودتای نظامی با پیشبینی کشتار وسیع مردم.
۵ـ امام راحل بسیار قاطع و جدی و با کمال بیاعتنایی از تهدیدها، خواسته آنها را رد کردند و در مصاحبه با تلویزیون ایتالیا مورخ ۲۲/۱۰/۱۳۵۷ فرمودند: «حکومت بختیار غیرقانونی است. شاه او را تعیین کرده است و شاه برخلاف قانون است، شاه نیست و مجلسین او را تأیید نکردند. مجلسین هم غیرقانونی هستند؛ بنابراین ما با او مخالف هستیم آن حکومتی که ما اختیار میکنیم یک جمهوری است که متکی به آرای ملت است و قانون اساسیاش اسلامی است و...»