«هلند» در پی جنگ خونین هشتاد ساله، در ماجرای «پیمان وستفالی» در سال ۱۶۴۸ میلادی، استقلال یافت و از زیر فرمان امپراتور اسپانیا خارج شد. این استقلال فرصت را برای تشدید فعالیتهای استعمارگرانه هلندیها فراهم کرد که حاصل آن، آغاز «دوران طلایی هلند» بود. «دوران طلایی» به دورهای در سده هفدهم میلادی در هلند گفته میشود که سیاست، اقتصاد، فرهنگ و هنر به برکت جاری شدن ثروت مستعمرات، به اوج شکوفایی خود رسید و هلند به شهرتی جهانی دست یافت.
در اواخر سده شانزدهم، به تدریج قدرت دریایی پرتغال رو به افول نهاد و استفاده از راه «دماغه امید نیک» برای سایر اروپاییها هم ممکن شد. نخستین کسانی که این انحصار را درهم شکستند، هلندیها بودند. آنها در سال ۱۵۹۵، موفق شدند از این مسیر چهار کشتی تجاری خود را به هند برسانند. سه سال بعد، تهاجم هلندیها به مستملکات پرتغال در سواحل قاره آفریقا آغاز شد. در سال ۱۶۰۵، جزایر ملک در شرق اندونزی که از مستملکات مهم پرتغال و مرکز مهم تجارت فلفل به شمار میرفت به دست هلندیها تسخیر شد و بدینسان به تدریج در سده هفدهم میلادی، میراث امپراتوری مستعمراتی پرتغال در شرق به هلندیها و انگلیسیها انتقال یافت.
در اواخر قرن شانزدهم و پس از سال ۱۵۸۰، که به نحوی پرتغال تحت سیطره هابسبورگ اسپانیا و فیلیپ دوم درآمد و اتحاد شبه جزیره ایبری شکل گرفت، رقابت و جنگ میان هلند و پرتغال نیز شروع شد و تا نیمه قرن هفدهم و سال ۱۶۶۳ ادامه یافت. نتیجه جنگ این بود که پرتغال در جنوب آمریکا (برزیل هلند) و آفریقا با تسخیر مجدد آنگولا پیروز شد و هلند در شرق دور و جنوب آسیا، مستعمرات پرتغال را تسخیر کرد.
بدینسان، هلندیها امپراتوری مستعمراتی به پا کردند که بر راهزنی دریایی، امحای جمع انبوهی از سکنه بومی جزایر خاور دور و قاره آمریکا و سرانجام «پلانتوکراسی» و تجارت جهانی برده استوار بود. در این دوران هلند به یک امپراتوری بزرگ مستعمراتی بدل شد که مستملکات آن در جزایر هند شرقی و سیلان و آفریقای جنوبی و ژاپن و برزیل و ... گسترده بود و بر پایه این غارت جهانی دورانی از رفاه و ثروت و شکوفایی هنر و فرهنگ در درون سرزمین هلند شکل گرفت.