در سالهای اخیر، صنعت «پویانمایی ایران» از یک هنر گلخانهای به یک صنعت پیشرو، ثروتآفرین و جریانساز تبدیل شده است. «محمدامین همدانی» تهیهکننده و کارگردان باسابقه سینمای کودک و فعال حوزه پویانمایی با بیش از ۱۵ سال سابقهـ که تأسیس «مؤسسه هفت سنگ ماهان رسانه» و «خانه پویانمایی انقلاب اسلامی» را در کارنامه داردـ این روزها پویانمایی سینمایی «سفینه نجات» را روی پرده سینماها دارد. به همین مناسبت در گفتوگویی درباره موفقیت «سفینه نجات»، چالشهای توسعه صنعت انیمیشن، ورود فناوریهای نوظهور نظیر هوش مصنوعی و جایگاه بینالمللی پویانمایی ایران به گپوگفت نشستهایم.
«سفینه نجات» این روزها اکران موفقی را تجربه میکند. از آمار و ارقام اولیه فروش بفرمایید و اینکه استقبال مخاطبان را چگونه ارزیابی میکنید؟
با لطف خدا و استقبال گرم مردم، تنها در چهار روز افتتاحیه و هفته اول اکران، ثبت فروش نزدیک به ۵ میلیارد تومان و جذب بیش از ۴۰ هزار مخاطب را شاهد بودیم. «سفینه نجات» سه سال پیش کلید خورد و امروز در تمامی استانهای کشور جزء سه فیلم پرفروش روز است. این موفقیت سراسری نشاندهنده نیاز جدی جامعه به محتوای سالم، سرگرمکننده و در عین حال تربیتی برای خانوادههاست.
نکته جالبی که درباره این اثر مطرح میشود، ارتباطگیری همزمان کودکان و بزرگسالان است. آیا از ابتدا قصد داشتید فیلمی برای تمام اعضای خانواده بسازید؟
دقیقاً. همیشه به بچهها میگویم پویانمایی «سفینه نجات» صرفاً برای شما نیست و پدر و مادرهایی هم که کنارتان نشستهاند از آن لذت میبرند. شاید کمتر اثر کودکانهای پیدا شود که بزرگترها پا به پای بچهها در سالن سینما از آن لذت ببرند. ما تلاش کردیم مفاهیم و لایههای عمیق آموزشی و تربیتی را به شکل تصویری و ساده تبیین کنیم؛ مفاهیمی که گاه والدین برای پاسخ و انتقال آنها به فرزندانشان با چالش روبهرو هستند. بسیاری از والدین پس از تماشای اثر اذعان داشتند آنچه سالها در پی تبیین آن بودند، به زبان تصویر گنجانده شده است.
به نظر شما چه عاملی میتواند این موفقیت را در گیشه تداوم بخشد؟
ما اکنون منتظر «موج دوم استقبال» هستیم که نقطه عطف اکران به شمار میرود. موج دوم، یعنی مخاطبانی که فیلم را دیدهاند، آن را به دیگران توصیه کنند. تبلیغات سینهبهسینه موج بسیار بزرگتری راهی سینماها میکند و من بسیار امیدوارم خانوادهها حتی چند بار برای تماشای مجدد بازگردند.
کمی از «سفینه نجات» فاصله بگیریم و به صنعت پویانمایی نگاه کلانتری بیندازیم. شما دهه ۷۰ را نقطه اوج سینمای کودک میدانید. وضعیت امروز را نسبت به آن دوران چگونه تحلیل میکنید؟
در دهه ۷۰ آثاری، چون «گلنار»، «کلاه قرمزی» و «شهر موشها» ساخته شدند که دوران کودکی ما را شکل دادند. در آن زمان اهمیت تربیت نسل آینده درک شده بود؛ حتی تأسیس «مرکز پویانمایی صبا» در سال ۷۲ همزمان با سیمافیلم با این نگاه صورت گرفت تا تولیدات کودک به اندازه کارهای الف ویژه جدی گرفته شوند. اما به مرور، با ورود فشارهای گوناگون، تمرکز و بودجه سینمای کودک کاهش یافت. اگر امروز بودجههای تصویبشده حوزه کودک را با گذشته مقایسه کنید، اختلاف چند ده برابری دیده میشود. با این حال، پویانمایی به دلیل داشتن زبان بینالمللی توانسته محدودیتها را دور بزند و مسیر رشد خود را حفظ کند.
یکی از موفقیتهای چشمگیر شما و گروهتان، ارزآوری و صادرات بینالمللی آثار پویانمایی بوده است. راز این موفقیت چیست؟
انیمیشن یک صنعت فعال و استراتژیک است. برای نمونه، «پسر دلفینی۱» حدود ۵ میلیون دلار فروش جهانی داشت و اکرانش را از کره جنوبی شروع کرد و به روسیه، ترکیه، عربستان و آمریکا رفت. در «پسر دلفینی۲» که امیدوارم اکران نوروزی داشته باشد، این ابعاد بزرگتر هم خواهد شد. ما سال ۱۴۰۱ تندیس صادرکننده نمونه سال را دریافت کردیم و به تازگی نیز موفق شدیم اولین مجوز سرمایهگذاری خارجی در حوزه فرهنگ را از وزارت اقتصاد بگیریم. این اتفاقات نشان میدهد بخش خصوصی با قدرت وارد شده و سرمایهگذاری در پویانمایی بازدهی اقتصادی واقعی دارد.
با وجود این، چالشهای اصلی تولیدکنندگان و شرکتهای انیمیشنسازی در ایران چیست؟
بزرگترین مشکل در ساختار پشتیبانی و نگاه به چرخه تولید تا پخش است. نهادهای دولتی معمولاً فکر میکنند وقتی تولید فیلم تمام شد، کار خاتمه یافته است؛ در حالی که طبق استاندارد جهانی، هزینهای معادل تولید باید صرف بازاریابی، توزیع و تبلیغات شود. از طرفی، چالشهای سلبی مانند پیچیدگیهای اخذ مجوز، مالیات و بیمه وجود دارد. البته کمپانیهای بزرگ مسیر خود را پیدا میکنند، اما مسئولان باید از شرکتهای کوچک و متوسط حمایت کنند تا استعدادهای جوان جذابیتی برای ماندن داشته باشند و جذب سفارشهای خارجی نشوند. همچنین یکی دیگر از ضعفهای ما در فرهنگ همکاری است؛ گاهی بازنشر تجربیات را کملطفی میدانیم، در حالی که دستگیری و انتقال تجربه، رشد کل این صنعت را سرعت میبخشد.
این روزها بحث ورود هوش مصنوعی (AI) به حوزه تولیدات هنری داغ است. شما هوش مصنوعی را در صنعت پویانمایی چگونه میبینید؟
هوش مصنوعی یک «تیغ دو لبه» است. اگر درست و اخلاقمحور استفاده شود، شتابدهنده خلاقیت است، اما اگر جای خلاقیت انسانی را بگیرد، چیزی از اصالت باقی نمیماند. هوش مصنوعی خودش هنرمند نیست؛ مثل دستیار بیخوابی است که گاهی دقیقاً نمیفهمد چه میخواهی، اما اگر هنرمندی بالای سر آن باشد، میتواند شاهکار خلق کند.
بیشترین کاربرد هوش مصنوعی در حال حاضر در چه بخشهایی از ساخت پویانمایی است؟
در حال حاضر بیشترین تأثیر آن در مرحله پیشتولید، ایدهپردازی بصری، طراحی استایل و خلق تصاویر مرجع (Concept Design) است. در مراحل انیمیت و صداگذاری هم وارد شده، اما هنوز جای خالی «احساس» و «دقت انسانی» در آن حس میشود. البته ما امیدواریم به زودی در بخشهایی از پستپروداکشن و تولید هم به شکل ساختارمند از آن استفاده کنیم.
آیا ورود هوش مصنوعی موجب بیکاری نیروها و کوچکتر شدن تیمهای تولید میشود؟
خیر، بحث حذف نیرو مطرح نیست، بلکه «تغییر نقشها» رخ میدهد. امروزه طراحی اولیه و رنگ با ترکیب انسان و ابزار هوش مصنوعی انجام میشود. مهارتهای مورد نیاز تغییر کرده و ما باید با سرعت بالا این ابزارها را یاد بگیریم. اصالت اثر از نیت و تفکر هنرمند میآید، نه از ابزار. اگر من انتخاب، اصلاح و هدایت کنم، کنترل خلاقیت دست انسان است و هوش مصنوعی سر جای درستش قرار دارد.
وضعیت استفاده از هوش مصنوعی را در ایران چطور ارزیابی میکنید و چه توصیهای برای نسل جدید دارید؟
در ایران استفاده فعلاً محدود است، اما هشدار میدهم در آینده کارگردانی که هوش مصنوعی را نشناسد، غایب به شمار میآید. توصیه من به انیماتورهای جوان این است که AI را حتما یاد بگیرید و آن را در کیف ابزار خلاقیت خود بگذارید، اما فراموش نکنید آنچه شما را متمایز میکند «ادراک انسانی» است، یعنی قدرت انتخاب، تردید، احساس و حتی اشتباه کردن؛ چیزهایی که هیچ الگوریتمی قادر به تجربه واقعی آنها نیست.
به عنوان سؤال پایانی، پیام اصلی شما برای آینده سینمای کودک و مسئولان چیست؟
پویانمایی، زبان گفتوگو با نسلهای آینده است. اگر از این حوزه غفلت کنیم، در آینده دچار آسیبهای شدید فرهنگی و اجتماعی خواهیم شد. پویانمایی فقط سرگرمی نیست؛ بلکه ابزاری قدرتمند برای شکلدهی به ذهن، عواطف و اخلاق فرزندان این مرزوبوم است. سرمایهگذاری در این عرصه، چه از طریق گسترش بازار در پلتفرمهای دیجیتال و چه حمایت از اکرانهای سینمایی، سرمایهگذاری برای پرورش نسلی خلاق، آگاه و بااخلاق خواهد بود.