۲۷ شهریور، سالروز بزرگداشت شعر و ادب پارسی، صرفاً یک تاریخ تقویمی برای تجلیلهای کلیشهای نیست؛ بلکه زنگ بیداری برای بازتعریف نسبتِ هنر اول ایرانیان با «معادله قدرت» و «فرآیند تمدنسازی» است. اگر ادبیات را تنها یک نوع بازی با کلمات یا روشنفکربازی و ژست فرهنگی بپنداریم، مرتکب یک خطای محاسباتی بزرگ شدهایم. ادبیات را میتوان بخش مهمی از زیرساخت یک تمدن قلمداد کرد؛ از تنظیم متن سخنرانی یک سیاستمدار تا نگارش پایاننامه و متن علمی و حتی تفکر و تخیل یک مهندس برای طراحی یک ابرپروژه؛ در همه اینها ادبیات مانند یک نرمافزار تأثیرگذار نقشآفرینی میکند. وقت آن رسیده که ادبا، استادان دانشگاه، مسئولان فرهنگی و هم مردم (مخاطبان آثار ادبی)، «ادبیات» را نه یک سرگرمی تفننی، بلکه یک «ابزار استراتژیک» و مؤلفه حیاتی در ساخت اقتدار ملی ببینند؛ ثروتی ملی که صیانت و بهرهگیری هوشمندانه از آن، ضامن هویت و اهرم توسعه کشور است.
ادبیات استراتژیک، یعنی قابلیتی هوشمند که بتواند در تمامی عرصهها مؤثر واقع شود؛ از پیچیدهترین مسائل نظامی، دفاعی و سیاست خارجی گرفته تا جهاد علمی، صنعت و فناوری، ادبیات میتواند تأثیری ساختارساز داشته باشد. آیا میتوان پیشرفتهای حماسی علمی و دفاعی کشور را بدون روایت دراماتیک، رمانهای اثرگذار و داستانهای جاندار به یک باور عمومی و افتخار ملی تبدیل کرد؟ شکست یا پیروزی در روایتهاست که شکست یا پیروزی در میدان واقعی را رقم میزند. متأسفانه، غفلت از قلمروهایی، چون داستان، رمان و بهویژه طنز راهبردی و مطالبهگر، سبب شده است بخش مهمی از فتوحات ملی ما در آوار روایتهای ناقص یا تحریفشده دشمن مغفول بماند.
نگاهی به مطالبه همیشگی و نقشه راه تبیین شده از سوی رهبر شهید انقلاب، که خود یک ادیب فرهیخته بودند، عیار این غفلت را روشن میکند. تأکید بر نگاه به شعر و ادبیات به عنوان «ثروت و سرمایه ملی»، فراخوانی است برای عبور از انفعال. ایشان بارها ضرورت «آرمانخواهی واقعگرایانه» و «موضعمندی صریح در برابر حق و باطل» را یادآور شده بودند.
با این حال، کارنامه سامانه فرهنگی کشور در تبدیل این دیدگاههای راهبردی به یک جریان پایدار، جای، اما و اگر جدی دارد. تربیت ادیب و تولید اثر استراتژیک با همایشهای مقطعی و تصمیمات پشتمیزنشینی اتفاق نمیافتد، بلکه نیازمند پشتیبانی واقعی از مجموعههای اصیل و مردمی و هدایت منابع به سمت تولیدات راهبردی است.
امروز، در دوران نوین انقلاب اسلامی، بیش از هر زمان دیگری به تغییر دیدگاه درباره موضوعات و ابزارهای فرهنگی نیازمندیم. دانشگاهها باید از حواشی نظری فاصله گرفته و نویسندگانی برای عرصههای کلان ملی تربیت کنند؛ رسانهها و پلتفرمها باید ظرفیت طنز و داستان را در خدمت افشای جبهه استکبار و برجستهسازی اقتدار ایران قرار دهند و متولیان فرهنگی باید باور کنند که «ایران هرچه قویتر» نیازمند «ادبیات هرچه قویتر» است. ادبیات استراتژیک، پنهان کردن کاستیها نیست، بلکه سلاح معتبر دفاع از هویت، ساختن الگوی پیشرفت و سوخترسانی به موتور آرمانخواهی یک ملت است.