تحقیقات مفصل پژوهشگرانی، همچون «ماری الیزابت پیفر» از دانشگاه برکلی نشان میدهد نوجوانان امروزی که در بستر شبکههای اجتماعی رشد یافتهاند، در مقایسه با نسلهای پیشین به شدت غمگینتر و مضطربتر شدهاند. تحلیل رفتاری آنان افشا میکند که میان «شخصیت آنلاین» که فرد خود را محبوب و جذاب نشان میدهد با «هویت واقعی» که شخصیتی تنها و آسیبپذیر است، فاصلهای عمیق وجود دارد.
با این اوصاف، خوب یا بد، چه بخواهیم و چه نه، واقعیت این است که فضای مجازی و پلتفرمهای دیجیتال به اصلیترین زیستبوم پرورشی نسل نوجوان تبدیل شدهاند؛ زیستبومی که در غیاب سیاستگذاری دقیق و نظارت حاکمیتی، به آسیبهای عمیق روحی، هویتی و فرهنگی دامن زده است. گزارشها و اظهارات اخیر فعالان حوزه محتوای دیجیتال در کنار نتایج پژوهشهای بینالمللی، زنگ خطری جدی را برای متولیان فرهنگی و خانوادهها به صدا درآورده است.
از یک سو، بررسیهای حوزه مدیریت فضای مجازی کشور نشان از حکمرانی آسیبزا در بازار ترافیک و محتوا دارد. بنا بر هشدارهای رسمی، بیش از ۹۹ درصد تنظیمگری محتوا خارج از چارچوب نهادهای متولی انجام میشود و سهم رو به افزایشی از مصرف ترافیک، به محتوای غیرقانونی و فاقد رتبهبندی اختصاص یافته است. این وضعیتِ بیضابطه در عرصه بازیهای رایانهای نیز به چشم میخورد؛ جایی که بر اساس آمارهای موجود، تنها ۵ درصد از مصرف بازیها متعلق به تولیدات داخلی است و ۹۵ درصد باقیمانده در اختیار پلتفرمهای خارجی قرار دارد.
ارتباط میان «رهاشدگی ساختاری در بازار محتوا» و «افزایش اضطراب اجتماعی نوجوانان» یک پیوند مستقیم است. وقتی ۹۵ درصد بازیها و حجم عظیمی از محتوای مصرفی نوجوان بدون رتبهبندی سنی و بومسازی فرهنگی وارد خانهها میشود، پیامدی جز گسست هویتی و اضطراب مزمن نخواهد داشت. اعتیاد به گوشیهای هوشمند و ترس دائمی از دست دادن رویدادهای برخط، نوجوان را از رشد عاطفی متوازن محروم میکند.
برای برونرفت از این بحران دوگانه، اتخاذ یک راهبرد جامع در دو سطح حاکمیتی و خانوادگی ضروری است:
در سطح حاکمیتی، ساماندهی بازار محتوا و تقویت تولیدات بومی بسیار مؤثر است. تبدیل نهادهای ناظر به ساختارهای منسجم متولی، تدوین سندهای حمایتی از تولیدکنندگان داخلی، ارتقای بازار محتوای پاک و الزام پلتفرمها به رعایت رتبهبندی سنی، قدمهای نخست حاکمیت برای مهار رهاشدگی است. حمایت از بازیسازان داخلی برای فتح سهم بیشتر از بازار، میتواند الگوی بازی را از سبکهای استرسزا و بیگانه به سمتی مفرح و هماهنگ با ارزشهای بومی سوق دهد.
در سطح اجتماعی و خانوادگی، بازگرداندن الگوی زیست جمعی به پیش از عصر سیطره مطلق شبکههای اجتماعی اهمیت دارد. والدین باید با ساماندهی دورهمیهای واقعی، تشویق فرزندان به فعالیتهای گروهی و مسئولیتپذیریهای محیطی، آنان را از حصار آواتارهای مجازی خارج کنند. آموزش مهارت ارتباط واقعی و تجربه لذت معاشرت حضوری، پادزهر اصلی اضطراب ناشی از فضای مجازی است.