دولتها را باید با کارنامهشان سنجید، اگر قرار است درباره فهم اقتصادی شهید رئیسی قضاوت کنیم، باید سراغ تصمیمات اقتصادی دولت او، شاخصهای اقتصادی، سیاستهای پولی و بانکی، پروژههای عمرانی و نتایج واقعی آن دوره برویم.
پوریا بختیاری در گفتوگو با علی ضیا در برنامه «با ضیا» مدعی شده است که در دولت شهید رئیسی از او خواستهاند مفاهیم اقتصادی را برای رئیسجمهور در قالب متنهای ساده آماده کند تا تیمی آنها را به صورت انیمیشنهای کوتاه تولید کند و حتی گفته شده که این محتواها نباید بیشتر از سه دقیقه باشد! ادعایی که البته از سوی بنیاد شهید آیتالله رئیسی کذب اعلام شده و این بنیاد بابت آن شکایت کرده است.
اما فارغ از اینکه سرنوشت حقوقی این ادعا چه خواهد شد، یک سؤال جدی وجود دارد؛ چرا هر چند وقت یکبار باید روایتهایی درباره شهید رئیسی مطرح شود که به جای بررسی کارنامه و عملکرد او، مستقیماً شخصیت و تواناییهای او را هدف قرار میدهد؟
این اتفاق تازهای نیست.
در زمان حیات شهید رئیسی هم بارها تلاش شد یک تصویر مشخص از او در افکار عمومی ساخته شود؛ تصویری از رئیسجمهوری که توانایی اداره کشور را ندارد، اقتصاد نمیداند و اساساً برای مدیریت اجرایی کشور شایستگی لازم را ندارد.
ماجرای «ناهار خوردید؟» یکی از نمونههای همین روایتسازی بود. یک جمله ساده در یک سفر استانی، بارها و بارها در فضای رسانهای بازنشر شد تا از آن تصویری مضحک از رئیسجمهور ساخته شود. در انتخابات ریاست جمهوری نیز ادعاهایی درباره سطح تحصیلات و توان علمی شهید رئیسی مطرح شد و همین ادعاها بارها در فضای رسانهای تکرار شد تا به یک تصویر ذهنی تبدیل شود.
اما مسئله اینجاست که دولتها را باید با کارنامهشان سنجید، اگر قرار است درباره فهم اقتصادی شهید رئیسی قضاوت کنیم، باید سراغ تصمیمات اقتصادی دولت او، شاخصهای اقتصادی، سیاستهای پولی و بانکی، پروژههای عمرانی و نتایج واقعی آن دوره برویم. عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای و پیوستن به بریکس نیز از جمله تحولات مهم سیاست خارجی اقتصادی دولت او بود. بنابراین حتی منتقدان شهید رئیسی نیز اگر نقدی به عملکرد اقتصادی او دارند، میتوانند با عدد و آمار و سند آن را مطرح کنند. اتفاقاً نقد مستند نه تنها اشکالی ندارد، بلکه برای قضاوت تاریخی درباره عملکرد هر دولتی ضروری است.
اما اینکه یک روایت اثباتنشده را مطرح کنیم و بعد همان روایت در دهها رسانه و صدها صفحه و کانال تکرار شود، دیگر اسمش نقد نیست؛ این مصداق بارز بی تقوایی سیاسی و تخریب است. این بار هم ظاهراً همچنان برخی به دنبال تخریب شهید جمهور هستند. شهیدی که در هنگام کار و خدمت گزاری به شهادت رسید. شهیدی که دو عنوان شهید جمهوری و شهید خدمت را همزمان به یدک میکشد. بهرحال شهید رئیسی امروز در میان ما نیست که از خودش دفاع کند؛ اما کارنامه دولت سیزدهم با سکان داری ایشان باقی مانده است و اتفاقاً همین کارنامه باید مبنای قضاوت درباره او باشد.
مسئله شاید همینجاست؛
مشخصاً از پوریا بختیاری و سید علی ضیا سوال میشود که چرا تخریب میکنید. چرا نمیتوانید بدون آن که انگ و تهمتی بزنید آن هم به کسی که امروز دستش از مسائل روزمره دنیوی شاید کوتاه شده است، به انتقاد و نقد سازنده دست بزنید؟ اگر عملکرد شهید رئیسی ایراد داشت، با عدد و سند نشان بدهید. اگر تصمیم اقتصادی او اشتباه بود، همان تصمیم را نقد کنید. اگر سیاستی نتیجه مطلوب نداشت، نتیجهاش را با آمارهای واقعی توضیح دهید.
اما اینکه هر چند وقت یکبار یک روایت جدید و تأییدنشده بسازید و بعد با تکرار رسانهای به بخشی از حافظه عمومی تبدیل کنید، راه درست و اخلاق مدارانه ای برای قضاوت درباره تاریخ نیست.