در سالهای اخیر تصور میشد ائتلافهای غربی-عربی میتوانند با اتکا به زرادخانههای پیشرفته خود، هر معادلهای را در غرب آسیا رقم بزنند، امروز نشانههایی از یک وارونگی راهبردی نمایان شده است. گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس از درخواست اضطراری ریاض برای دریافت سامانههای پدافند هوایی از فرانسه، انگلیس، پاکستان و مصر، پرده از حقیقتی تازه برداشته است: عربستان پس از ماهها درگیری با نیروهای مسلح یمن و موج حملات موشکی و پهپادی، با کمبود شدید موشکهای رهگیر مواجه شده و حتی آمریکا، تأمینکننده سنتی تسلیحاتش، توان پاسخگویی کامل را ندارد.
این وضعیت، محصول مستقیم یک محاسبه نادرست راهبردی است. واشنگتن و متحدانش پس از شش ماه تبادل آتش با ایران، ذخایر موشکهای رهگیر خود را تا مرز استهلاک بیسابقهای از دست دادهاند. سامانههایی مانند پاتریوت و تاد که ستون فقرات پدافند غرب آسیا را تشکیل میدهند، به دلیل نرخ بالای شلیک برای انهدام پرتابههای مهاجم، به مصرفی سرسامآور دچار شدهاند. آمریکا که روزگاری مغرورانه به تأمین امنیت متحدانش مباهات میکرد، امروز خود در صف دریافت تجهیزات ایستاده و حتی اوکراین نیز از کمبود موشکهای پدافندی رنج میبرد.
در سوی دیگر این معادله، قیمت جهانی نفت در مسیر افزایشی قرار گرفته است. هر تنش، هر شلیک و هر انفجار در منطقهای که قلب انرژی جهان نامیده میشود، بهطور خودکار بازارهای انرژی را ملتهب میکند و این یعنی افزایش درآمد برای تولیدکنندگان نفت من جمله ایران. گویی دشمنی با ملت ایران، نهتنها نتوانسته این کشور را به زانو درآورد، بلکه به شکلی متناقض، موتور محرک صعود قیمت نفت و در نتیجه موجب تقویت موقعیت اقتصادی تهران شده است.
این تصویر، یک درس ژئوپلیتیک روشن دارد: قدرت نظامی صرفاً در تعداد سامانهها و موشکها خلاصه نمیشود، بلکه در توان بازتولید، لجستیک پایدار و تابآوری اجتماعی در برابر فرسایش نهفته است. ائتلافی که با اتکا به برتری تکنولوژیک، دشمنی با ایران را آغاز کرد، امروز با کمبود مهمات، خالی شدن ذخایر راهبردی و ناچاری به بسط همکاریهای دفاعی با قدرتهای دیگر، در باتلاقی گرفتار شده که خود ساخته است.
در مقابل، ایران با تکیه بر توان بومی، راهبرد نامتقارن و مقاومت مردمی، نهتنها میدان را خالی نکرده، بلکه معادله را به نفع خود تغییر داده است. دشمنی با ملت ایران، نفت را صعودی و توان تسلیحاتی متجاوزان را کاهشی کرده است. این یعنی شکست راهبردی کسانی که گمان میکردند میتوانند با فشار نظامی و تحریم، اراده یک ملت را بشکنند. تاریخ بار دیگر ثابت کرد که مقاومت، مؤثرتر از زرادخانه است و آنکه به جای گفتوگو، زبان زور را برگزیند، دیر یا زود در کمبود مهمات و اعتبار گیر خواهد کرد.