اگر بخواهیم لایههای عمقی تقابل امروز ایران و آمریکا را بشکافیم، باید از نگاه سنتی و صرفاً نظامی فراتر برویم. نبرد فعلی فراتر از درگیری موشک و پهپاد بلکه یک تقابل قرآنی میان حقیقت میدان و توهم توییتری است؛ تقابلی که انگار آیات سوره شعراء را بازخوانی میکند.
در این صحنه، ترامپ همچون فرعون با همان ویژگیهای خودشیفتگی و قدرتنمایی که بدنبال اثبات خدایی خود و در تلاش برای سلطه بر واقعیت میباشد و در تلاش است که با همراهی ساحرانی از جنس ماشینهای تبلیغاتی، قدرت نرم هالیوود و سوشال مدیاها و با جادوی روایت، حقیقت را در چشم مردم پنهان کند. آنها با استفاده از طنابهای فریب، اخبار جعلی و پروپاگاندای رسانهای، سعی دارند تصویری کاذب از ضعف ایران و اقتدار مطلق آمریکا بسازند؛ درست همانطور که ساحران با جادوی مارهای خود، چشمها را فریب داده تا واقعیت را وارونه نشان دهند.
اما در مقابل، ایران با ابزاری وارد میدان شد که فرعون و ساحرانش انتظارش را نداشتند. عصای موسی همان جنگ منطقهای، تنگه هرمز و موشکهایی بود که وقتی بر زمین زده شد، تمام آن پایگاههای پوشالی شان را بلعید و جادوهای دروغین رسانهای شان را آشکار کرد. این قدرتی بود که نشان داد معجزه میدان در دست ایران است نه فرعون زمان.
معجزه مبهوتکننده دیگر در آن دست نورانی موسی نهفته است که وقتی از زیر یقه بیرون آورد و نوری خیرهکننده از آن تابید، همه را مبهوت کرد. امروز جهشهای علمی و توانمندیهای تکنولوژیک دفاعی ایران که در میانهی تمام فشارها و تحریمها و با دست باکفایت متخصصان جوان داخلی از آن رونمایی گردید؛ همان ید بیضایی است که برای غرب غیرقابلباور و جادویی به نظر میرسد و مبهوت خودش کرده است. در این نبرد میان حقیقت میدان و جادوی روایت ها؛ فرعون با طنابهای توییتر و جادوی رسانه سعی دارد واقعیت را تغییر دهد، اما عصای واقعی میدان و نور دانش ایرانیان هر آنچه را که دروغ باشد با قدرت از میان برخواهد داشت.