بیش از دویست روز و شب، شهر به شهر، روستا به روستا، میدان به میدان، یک پرچم بالاست! پرچم «جمهوری اسلامی ایران»!
وسط بمباران، زیر بارش برف و باران، لحظه تحویل سال، زل گرمای تابستان، محرم و رمضان، هر شب و هر روز؛ یک پرچم بالاست، پرچم «جمهوری اسلامی ایران»!
غیورمردان و شیرزنان، لحظهای نبوده که نباشند پای کار انقلاب اسلامی و خاک ایران!
چه خوش خیال بود آن دیوانهای که فکر میکرد، نهم اسفند با بمباران و گرفتن آقای شهید ایران، درهم میشکند این ملت با ایمان!
فکرش را هم نمیکرد نهم اسفند، بشود روز بعثت یک ایران؛ بعثتی که نیست بر آن هرگز پایان.
تحریم و زیر ضربه بردن اقتصاد با روشهای فراوان، تهاجم به فرهنگ با پروژههای گران، ساختن فتنه ۸۸ و کودتای دی و امثال آن، بیگانه نکرد این ملت را با عاشورا و مقاومت و قرآن!
روایتهای دروغین و تخریب و تحقیر و سیاهنمایی بود مدام، اما راه به جایی نبرد دشمن با آن!
دشمن درمانده، گفت با خود، میفرستم جنگندهها را بالای سر تهران، جدا میکنم جمهوری اسلامی ایران را از ایرانیان!
نرسد به آرزوی خود ترامپ، و هرکس که بیاید بعد از آن!
دویست هزار هم اگر بشود، این مردم نمیکنند خالی میدان.
اینجا کوفه نیست! تهران است، اینجا قم و مشهد و اصفهان و زنجان است! زمان میدانداری ملت ایران است
حالا سال ۶۱ هجری تمام شده است، اکنون ۱۴۰۵ شمسی ایران است.
فکر میکنید شعار و ادعاست این نوشتهها؟ به رژه جانفدایان کنید نگاه! مثل کوه ایستادن در حمایت از آیتالله سیدمجتبی.
حالا همه میدانند از آن سحر تلخی که خبر شهادت امام در شهر پیچید، تا طلوع صبح پیروزی، تا لحظه ظهور منجی، یک پرچم بالاست، پرچم «جمهوری اسلامی»!