۱۴ دی ماه ۱۳۵۷ مقام بلندپایه آتلانتیک شمالی به نام ژنرال هایزر به عنوان رئیس هیئت نظامی آمریکا از طرف «جیمی کارتر» رئیسجمهور وقت آمریکا به ایران اعزام شد. او که مخفیانه به ایران ورود کرد، حتی به شاه وقت ایران هم خبر نداد؛ زیرا فضای ضد آمریکایی در ایران بسیار شدید بود؛ به گونهای که از ۸۰ هزار مستشار آمریکایی، تنها ۱۲ هزار نفر در ایران باقی مانده بودند. در چنین اوضاعی، ژنرال هایزر در ایران چند مأموریت پنهانی داشت که به چند گزینه آن اشاره میشود.
۱ ـ آمریکاییها، شاپور بختیار و خود شاه مایل بودند که شاه از ایران خارج شود. اما مسئله این بود که با رفتن شاه ارتش چه واکنشی نشان خواهد داد؟ طبیعی بود که فرماندهان ارتش به شدت با این تصمیم مخالفت کنند. به گفته ژنرال هایزر، «نمیتوانستند اجازه دهند شاه برود. حتی قصد داشتند فرودگاه را ببندند. از طرفی برخی مثل طوفانیان معتقد بودند که اگر شاه برود همه چیز از دست میرود.»
۲ـ اینکه نظامیان با بختیار پیوند بخورند، دستوری بود که جیمی کارتر به هایزر داده بود. هایزر در خاطرات خود آورده است: «واشنگتن قویاً میخواهد ایران دارای یک دولت قوی و با ثبات و دوست آمریکا باشد و این امر برای آمریکا حیاتی است. کارتر از ارتش ایران میخواست از یک دولت غیرنظامی و با ثبات حمایت کند.»
۳ـ همه تلاشها بر این بود که تشکیلات سیاسی تحت امر بختیار قدرت بگیرد و افزون بر آن نهاد شورای سلطنت نیز در رأس قرار داشته باشد. بختیار به عنوان نخستوزیر در حوزه امور سیاسی، اجرایی و معیشتی فعال شود. با وجود اینکه رژیم باقیمانده شاه و آمریکا و ارتش با آن همه هیاهو، اصلاً آمادگی کودتا را نداشتند، اما در جستوجوی راه حلی برای حفظ رژیم حافظ منافع آمریکا بودند.
۴ـ مورد دیگری که آمریکاییها آن را بخشی از مأموریت مخفی هایزرمیدانستند، «تجهیزات» فراوان نظامی بود که آمریکا در اختیار ارتش ایران قرار داده بود. آمریکاییها درباره نگهداری و محافظت از این تجهیزات نگران بودند. از جمله موضوع ناوگانهای دریایی مطرح بود که قرار بود به اقیانوس هند بفرستند. همچنین، بحث واگذاری هواپیماهای اف۱۵ به عربستان سعودی و دیگر تجهیزات حساس، مانند اف۱۴ها و موشکهای هوا به هوای فونیکس و ... به جاهای امن مطرح بود.
موارد ذکر شده مأموریت هایزر برای مهار انقلاب اسلامی بود. همه تلاشهای آمریکاییها و عوامل آنها در داخل کشور ایران این بود که به هر نحو ممکن موانعی را سر راه انقلاب به وجود بیاورند تا از قدرت نفوذ رهبری امام راحل کاسته شود؛ اما ابتکار عمل امام (ره) و قدرت نفوذ ایشان شتاب تندی گرفت و همه توطئه آنها را نقش بر آب کرد تا در نهایت هایزر و تیم آمریکاییها چنان ضربهای خوردند که رسواییهای آنها دامنه همه عوامل آنها را گرفت و آنها مجبور شدند به توطئه دیگری دست بزنند که در مباحث بعد به آن اشاره خواهد شد.