بحران «تنگه هرمز» نشان داد که ژئوپلیتیک انرژی، تنها به میدانهای نفتی و حجم تولید کشورها وابسته نیست و مسیرهای انتقال انرژی نیز میتوانند به همان اندازه تعیینکننده باشند. از این منظر، بحران هرمز را باید فراتر از یک مسئله منطقهای دید؛ زیرا پیامدهای آن به رقابت ژئوپلیتیکی میان روسیه، اروپا و آمریکا پیوند میخورد.
مؤسسه سلطنتی خدمات متحد بریتانیا (RUSI) که یکی از معتبرترین اندیشکدههای نظامی غرب است، در مقالهای با عنوان «آینده تحریمهای روسیه پس از بحران هرمز» نشان میدهد، بحران هرمز چگونه میتواند بر رژیم تحریمهای روسیه اثر بگذارد. استدلال اصلی مقاله آن است که در وضعیت افزایش قیمت انرژی و نگرانی از اختلال در عرضه جهانی، دولتهای غربی ممکن است میان دو هدف متعارض قرار گیرند: کاهش درآمدهای انرژی روسیه از یک سو و حفظ ثبات بازار جهانی انرژی از سوی دیگر.
بحران هرمز معادله را پیچیدهتر کرد. زمانی که نگرانی درباره امنیت عرضه افزایش یافت، مجوزهای اضطراری و انعطاف در اجرای برخی محدودیتها امکان ادامه حرکت بخشی از محمولههای نفت روسیه را فراهم کرد. این وضعیت یک پیام مهم دارد: اثربخشی تحریمها فقط به شدت حقوقی آنها وابسته نیست، بلکه به شرایط بازار و هزینههای ژئوپلیتیکی اجرای آنها نیز بستگی دارد.
اما مسئله فقط روسیه نیست. بحران هرمز نشان داد که امنیت انرژی اروپا همچنان با تحولات خاورمیانه و بازار جهانی نفت پیوندی عمیق دارد. اروپا از یک سو در مسیر کاهش وابستگی به انرژی روسیه حرکت میکند و از سوی دیگر، هر شوک در عرضه جهانی میتواند هزینههای اقتصادی و سیاسی سنگینی ایجاد کند. بنابراین، سیاست تحریمی در برابر روسیه ناگزیر باید با سیاست انرژی، امنیت دریایی و مدیریت بازار جهانی هماهنگ شود.
برای کشورمان، اهمیت این تحول در جایگاه ژئوپلیتیکی هرمز نهفته است. هرمز فقط یک آبراهه میان خلیج فارس و دریای عمان نیست؛ گلوگاهی است که در آن امنیت منطقهای، انرژی، تجارت دریایی و رقابت قدرتهای بزرگ به یکدیگر متصل میشوند. به همین دلیل، هر تحولی در وضعیت هرمز بر محاسبات روسیه، اروپا، آمریکا و بازارهای جهانی اثر خواهد گذاشت.
تجربه بحران هرمز یک درس مهمتر نیز دارد: در سیاست بینالملل، مزیت جغرافیایی زمانی به قدرت تبدیل میشود که با شناخت دقیق بازارها، دیپلماسی فعال، ظرفیت اقتصادی و سیاستگذاری هوشمند همراه باشد. هرمز برای بازیگران گوناگون تنها یک مسیر کشتیرانی نیست؛ یک اهرم ژئواکونومیک است که میتواند هزینه تصمیمهای سیاسی را تغییر دهد.
با توجه به آنچه بیان شد بازگشت ثبات به هرمز برای غرب میتواند به معنای بازگشت فشار بیشتر بر صادرات انرژی روسیه باشد، اما برای روسیه نیز فرصتی برای استفاده از تجربه تحریمها و شبکههای جایگزین ایجاد کرده است. برای کشورمان نیز پیام این تجربه روشن است، هرمز باید همزمان در چارچوب امنیت، انرژی، اقتصاد، تجارت و ژئوپلیتیک دیده شود؛ زیرا اهمیت واقعی این تنگه فقط در آنچه از آن عبور میکند نیست، بلکه در قدرتی است که موقعیت آن بر محاسبات بازیگران منطقهای و جهانی ایجاد میکند.