رسول خدا (ص) میفرمایند: ستمگر را سه نشانه است: زیردستان خود را با زور مقهور میکند، در برابر بالادستان و صاحبان حق و هدایت، از راه نافرمانی میایستد و در نهایت، پشتیبان و یاور ستمگران است. این سخن، تصویری عمیق از ماهیت ظلم و مناسباتی ارائه میدهد که انسانها را در چرخهای از قدرت، ضعف، اطاعت و سرکشی گرفتار میکند؛ چرخهای که گاهی آنقدر آرام و تدریجی شکل میگیرد که انسان حتی متوجه نمیشود چه زمانی از قربانی ظلم به همراه و تقویتکننده آن تبدیل شده است. انسانها بهطور طبیعی از ظلم گریزان هستند؛ اما مسئله از جایی پیچیده میشود که انسان، به جای ایستادن در برابر ظلم، در برابر وسوسه قدرت تسلیم شود. گاهی کسی که خود قربانی ظلم بوده، هنگامی که به قدرت میرسد همان رفتاری را با دیگران انجام میدهد که زمانی از آن رنج میبرد. او به جای شکستن زنجیر ظلم، جای خود را در آن تغییر میدهد و از قربانی به ظالم تبدیل میشود. از سوی دیگر، ممکن است انسانی در موقعیت ضعف قرار داشته باشد و برای آنکه احساس امنیت، قدرت یا اعتبار کند، به یک ظالم پناه ببرد. او شاید مستقیماً به ظلم دست نزند؛ اما با حمایت، تأیید، سکوت یا همراهی خود به ظالم امکان ادامه مسیر میدهد. اینجاست که معنای «یُظاهِرُ الظَّلَمَةَ» اهمیت ویژهای پیدا میکند. ظلم تنها با دست ظالم اتفاق نمیافتد؛ گاهی با سکوت کسانی ادامه پیدا میکند که میتوانستند سخن بگویند، با همراهی کسانی تقویت میشود که میتوانستند همراهی نکنند و با حمایت کسانی گستردهتر میشود که خودشان هیچگاه مستقیماً ظالم نبودهاند. در این نگاه، مسئولیت اخلاقی انسان تنها به این محدود نمیشود که خودش ظلم نکند. انسان باید مراقب باشد که به ظالم نیز قدرت ندهد! گاهی یک تأیید ساده، یک سکوت آگاهانه، یک همراهی منفعتطلبانه یا حتی بیتفاوتی در برابر بیعدالتی، میتواند بخشی از قدرتی باشد که ظالم برای ادامه کار خود به آن نیاز دارد.
در طرف مقابل، حمایت از انسانهای مؤمن، صالح و اصلاحگر نیز تنها یک انتخاب شخصی نیست؛ بلکه بخشی از مسئولیت اجتماعی انسان است!
«ضعیف ماندن صالحان» و «تقویت شدن ظالمان»، نتیجهای نیست که فقط از رفتار ظالم ناشی شود؛ بلکه میتواند محصول انتخابهای روزمره انسانهایی باشد که تصمیم میگیرند کجا بایستند، از چه کسی حمایت کنند و در برابر چه چیزی سکوت کنند.