صبح صادق >>  دین >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۳۰ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۷:۰۳  ، 
کد خبر : ۳۹۶۴۳۷

دشمن را می‌توان راضی کرد؟

صبح صادق آنلاین / سیدحسین خاتمی خوانساری

یکی از پرسش‌های مهم در زندگی فردی و اجتماعی انسان این است که آیا می‌توان برای رسیدن به آرامش و آسایش، در برابر کسی که با ما دشمنی دارد کوتاه آمد و خواسته‌های او را پذیرفت؛ به این امید که اگر بخشی از خواسته‌های او را اجرا کنیم، او نیز دست از دشمنی بردارد و اجازه دهد ما مدتی در امنیت و آسایش زندگی کنیم و برنامه‌های خود را پیش ببریم؟ در نگاه نخست ممکن است چنین راهی واقع‌بینانه و حتی عاقلانه به نظر برسد؛ زیرا انسان به طور طبیعی از درگیری، هزینه و خطر گریزان است و امنیت و عافیت را دوست دارد، اما مسئله اساسی اینجاست که آیا هر نوع کوتاه آمدنی را می‌توان «تدبیر» و «صلح» نامید، یا گاهی آنچه در ظاهر توافق و آرامش است، در حقیقت چیزی جز پذیرش تدریجی سلطه و از دست دادن اختیار نیست؟ برای پاسخ به این پرسش، نخست باید معنای «تسلیم» را درست فهمید.

تسلیم در دو وجه معنا پیدا می‌کند. اعطای چیزی به کسی و سرسپردگی در برابر تضمین صحت و عافیت؛ اما آیا دشمن در مقابل اطاعت و اجرای خواسته‌هایش از سوی ما، سلامتی و عافیت برای‌مان ایجاد می‌کند؟ با ذات او تناقض ندارد؟! می‌شود با شیطان به توافقی برسیم و او هم در مقابل ما را وسوسه نکند؟ دست از سر ما بردارد تا به تعالی روح و اخلاق‌مان توجه کنیم؟

آنچه مسلم است و در دستورات اسلامی ما آمده، تسلیم فقط در برابر خداوند ممکن است. با همین مبناست که اهل بیت (ع) هیچ تسلیم و اطاعتی از دشمنان‌شان نداشتند.

قرآن کریم از یک سو می‌گوید: هنگامی که طرف مقابل واقعاً به صلح تمایل نشان دهد تو نیز به صلح تمایل پیدا کن، «وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ»؛ (انفال/۶۱) از سوی دیگر مؤمنان را به وفاداری به پیمان‌ها فرمان می‌دهد: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ»؛‌ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به پیمان‌ها وفا کنید. (مائده/۱)، اما هنگامی که سخن از دشمنی است که هدفش صرفاً حل اختلاف نیست، بلکه می‌خواهد اراده خود را بر طرف مقابل تحمیل کند، مسئله شکل دیگری پیدا می‌کند. در چنین وضعیتی، این تصور که «اگر به اندازه کافی خواسته‌های او را بپذیریم، بالاخره راضی خواهد شد و امنیت ما را تضمین خواهد کرد»! در اینجا «راضی کردن دشمن» دیگر یک هدف پایدار نیست؛ زیرا رضایت او به جای آنکه بر مبنای عدالت و احترام متقابل شکل گرفته باشد، به میزان عقب‌نشینی طرف مقابل وابسته می‌شود. قرآن کریم در همین زمینه هشدار می‌دهد که دشمن ممکن است صلح را وسیله فریب قرار دهد: «وَإِنْ یُرِیدُوا أَنْ یَخْدَعُوکَ فَإِنَّ حَسْبَکَ اللَّهُ»؛ و اگر بخواهند تو را بفریبند، خدا برای تو کافی است. (انفال/۶۲) از این منظر، مسئله «تسلیم» پیش از آنکه سیاسی یا نظامی باشد، مسئله‌ای انسانی و اخلاقی است. انسان اگر امنیت خود را در گرو اطاعت از قدرت دیگری قرار دهد، در حقیقت بخشی از اختیار خویش را به او واگذار کرده است. این همان نقطه‌ای است که مفهوم بندگی در برابر خداوند با بندگی در برابر غیر خدا از هم جدا می‌شود. قرآن مؤمن را موجودی می‌خواهد که در برابر خداوند خاضع باشد، نه در برابر طاغوت. در سوره نساء، پس از فرمان به اطاعت از خدا و رسول، مسئله اختلاف و داوری به خدا و پیامبر بازگردانده می‌شود و در آیه بعد از کسانی سخن می‌گوید که می‌خواهند داوری را نزد «طاغوت» ببرند، در حالی که مأمور به کفر ورزیدن نسبت به آن شده‌اند. در همین چارچوب می‌توان معنای عمیق آیه «ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّةً» را نیز فهمید. قرآن مؤمنان را به ورود کامل در «سِلم» فرا می‌خواند و بلافاصله هشدار می‌دهد که از گام‌های شیطان پیروی نکنند، زیرا شیطان دشمن آشکار آنان است. نکته تأمل‌برانگیز این است که قرآن در همان آیه‌ای که از «سلم» سخن می‌گوید، مسئله دشمن را نیز مطرح می‌کند.

سیره اهل بیت (ع) نیز در موارد تاریخی، به‌ویژه در ماجرای امام حسین (ع)، این تفکیک را به‌روشنی نشان می‌دهد. در گزارش‌های مربوط به آغاز نهضت کربلا، از امام حسین (ع) خواسته شد با یزید بیعت کند. حضرت سیدالشهداء (ع) این بیعت را نپذیرفت و حاضر نشد مشروعیت و فرمانبرداری خود را در اختیار حکومتی قرار دهد که آن را با اصول دینی ناسازگار می‌دانست. جالب آن است که امام حسن (ع) هم همینگونه عمل کرد. یعنی قراری برای آتش‌بس وضع شد، اما مشروعیت معاویه به‌هیچ وجه پذیرفته و تأیید نشد.

نظرات بینندگان
captcha
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات