بررسیهای اجمالی نشان میدهد، تقریبا دلایل اصلی جنگ تحمیلی دوم در ۲۳ خرداد و جنگ تحمیلی سوم در ۹ اسفند سال ۱۴۰۴، همان دلایل اصلی آغاز جنگ تحمیلی اول است. روز ۳۱ شهریور ماه ۱۳۵۹، ارتش بعثت عراق از زمین، هوا و دریا، تهاجم سنگین نظامی به ایران را آغاز کرد. گرچه حملات پراکنده نظامی در نوار مرزی پیش از این تاریخ، در چندین نوبت انجام شده بود؛ اما ۳۱ شهریور ماه روز آغاز جنگ به حساب آمده و بر همین اساس هفته دفاع مقدس و همچنین دفاع مقدس هشت ساله، از این روز تاریخی منظور میشود.
اما در خصوص جنگ تحمیلی اول، یک پرسش اصلی و مهم وجود دارد و آن چرائی حمله نظامی مستقیم صدام حسین به ایران است.
پاسخ دقیق به این پرسش اساسی، از اهمیت و ضرورت برخوردار است؛ زیرا هم جلوی تحریف تاریخ را میگیرد و هم میتوان با شناسایی زمینه ها، بسترها و عوامل اصلی آغاز جنگ یک کشور خارجی علیه کشور عزیزمان ایران، با مجموعهای از اقدامات، جلوی تکرار آن را گرفت.
بررسیهای اجمالی نشان میدهد، تقریبا دلایل اصلی جنگ تحمیلی دوم در ۲۳ خرداد و جنگ تحمیلی سوم در ۹ اسفند سال ۱۴۰۴، همان دلایل اصلی آغاز جنگ تحمیلی اول است.
البته باید به این نکته توجه داشت که تهاجم نظامی به یک کشور از سوی دشمن آن کشور انجام میشود. در هر سه تهاجم نظامی به ایران، دشمن اصلی غرب با محوریت آمریکا است. این رویکرد و دشمنی غرب با ایران هم با انقلاب اسلامی پدید نیامده است؛ بلکه اساسأ انقلاب اسلامی واکنش جدی ملت ایران به دشمنیهای غرب علیه ایران است.
انقلاب اسلامی با رهبری حضرت امام خمینی (قدس الله نفسه الزکیه)، ایران را از حلقوم آمریکای جهان خوار بیرون کشید و به ملت ایران، استقلال، عزت و حاکمیت ملی بخشید؛ بنابراین با انقلاب اسلامی، دشمنیهای غربیها و خصوصا آمریکاییها با ایران تشدید شد. براساس همین دشمنی بود که کشورهای قلدر و با سابقه استعمارگری در غرب، سیاست شکست انقلاب اسلامی و ساقط کردن جمهوری اسلامی و بازگرداندن سلطه و نفوذ خود بر ایران را که با انقلاب اسلامی از بین رفته بود در پیش گرفتند.
بر این اساس، ماهیت اصلی جنگ تحمیلی اول، جنگ عراق علیه ایران نیست؛ بلکه جنگ قدرتهای شیطانی و دنیاگرایان قلدر علیه یک ملت به پا و برخاسته و به استقلال واقعی رسیده است. ملتی که آرمانهای والایش مانند ساخت تمدن اسلامی و بستر سازی برای سعادت نوع بشر بر روی کره خاکی، با منافع زورگویان مستکبر و غارتگر منابع ملتها در تعارض است؛ بنابراین در جنگ تحمیلی اول، صدام به نیابت از قدرتهایی وارد جنگ با ایران شد که خود این قدرتها به صورت مستقیم جنگ تحمیلی دوم و سوم را علیه ملت ایران به راه انداختند.
اما دلایل اصلی آغاز جنگ تحمیلی اول از سوی صدام به نیابت از تمامی قدرتهای غربی و شرقی آن زمان را میتوان در محورهای زیر خلاصه نمود:
۱ _ صدام فردی خود شیفته، متوهم و مغرور بود که تصور میکرد با یک فرصت تاریخی مواجه شده و نباید آن را از دست بدهد. از نظر صدام این فرصت تاریخی ضعیف بودن ایران در دفاع است. او تصور میکرد با انقلاب اسلامی ایران ضعیف شده به گونهای که با یک تهاجم نظامی برق آسا فرو میریزد!
صدام با این تصور جنگ را آغاز کرد تا با تجزیه ایران، بخشهایی از کشور عزیزمان را از جمله خوزستان و جزایری را در خلیج فارس اشغال کرده و به زعم خود، به یک قدرت عربی تبدیل شده و عملا رهبری جهان عرب را به دست گیرد!
۲ _ صدام برای تحقق آرزوهای توهم پایه اش، به حمایت همه جانبه از سوی قدرتهای جهانی اعم از غربی و شرقی اطمینان خاطر داشت.
۳_ شرایط داخلی ایران از جهت گسلهای قومی، اختلافات مذهبی و جریانهای سیاسی با رویکردهای متفاوت از سیاستهای جمهوری اسلامی، غرب و صدام را در رسیدن به یک پیروزی برق آسا وسوسه کرد.
صدام و حامیانش در تهاجم نظامی برق آسا به ایران در شهریور ۱۳۵۹، بر این تصور بودند که با آغاز جنگ، بخشی از جامعه ایرانی با آنها همراه شده، بدین صورت جمهوری اسلامی به سرعت فرو میپاشد!
دلایل سه گانه ذکر شده، از اصلیترین دلایل آغاز جنگ از سوی صدام علیه ایران است.
البته گذر زمان نشان داد که صدام و حامیانش در محاسبههای خود نسبت به مردم ایران و قدرت دفاعی جمهوری اسلامی ولایت محور، دچار خطای محاسباتی راهبردی شده بودند.
صدام جنگ را آغاز کرد تا یکی دو هفتهای، فاتح ایران با تصرف تهران شود؛ اما با دفاع مقتدرانه ملت بزرگ ایران، جنگ تحمیلی به دفاع مقدس هشت ساله تبدیل شد و این هشت سال به عنوان یک دوران مشعشع و درخشان در کارنامه تاریخی ایرانیها به ثبت رسید.
هفته دفاع مقدس، فرصت مغتنمی برای شناخت فرهنگ جهاد و مقاومتی است که ایران را حفظ کرد تا ایران و ایرانی برای همیشه تاریخ سربلند باشد.
اینک ملت ایران در پرتو همان فرهنگ دفاع مقدس هشت ساله، توانسته در برابر تهاجم نظامی دشمنان اصلی در جنگ تحمیلی سوم، مقتدرانه از خودش دفاع کند. به طور قطع این دوران هم با پیروزی نهایی ملت ایران بر کفر جهانی سپری خواهد شد و کارنامه درخشان ایرانیها در برابر متجاوزین خارجی، درخشانتر از قبل میشود؛ چرا که ملت ایران، یک ملت مومن و ولایتمدار است. خداوند به چنین ملتی وعده نصرت داده است.
" وما النصر الا من عندالله العزیز الحکیم "