جهان در سال ۲۰۲۶ وارد مرحلهای از بیثباتی ژئوپلیتیکی شده است که مقایسه آن با برخی مقاطع حساس قرن بیستم دیگر صرفاً یک بحث رسانهای نیست. جنگ اوکراین، درگیریهای خاورمیانه، تنش ایران و آمریکا، رقابت چین و آمریکا بر سر تایوان، افزایش فشارهای نظامی در اروپا و گسترش جنگهای نیابتی، مجموعهای از بحرانهای بههمپیوسته را ایجاد کردهاند. از تعدد بحرانها تا خطر برخورد قدرتهای بزرگ
جهان در سال ۲۰۲۶ وارد مرحلهای از بیثباتی ژئوپلیتیکی شده است که مقایسه آن با برخی مقاطع حساس قرن بیستم دیگر صرفاً یک بحث رسانهای نیست. جنگ اوکراین، درگیریهای خاورمیانه، تنش ایران و آمریکا، رقابت چین و آمریکا بر سر تایوان، افزایش فشارهای نظامی در اروپا و گسترش جنگهای نیابتی، مجموعهای از بحرانهای بههمپیوسته را ایجاد کردهاند.
با این حال، گفتن اینکه جهان قطعاً در آستانه جنگ جهانی سوم قرار دارد، از نظر تحلیلی زودهنگام است؛ آنچه با اطمینان بیشتری میتوان گفت، افزایش قابل توجه ریسک درگیریهای زنجیرهای میان قدرتهای بزرگ است.
چرا نگرانی از «جنگ جهانی سوم» افزایش یافته است؟
یکی از مهمترین تفاوتهای وضعیت کنونی با بسیاری از بحرانهای دهههای اخیر، همزمانی چندین کانون درگیری است.
در اروپا، جنگ روسیه و اوکراین همچنان ادامه دارد و حملات به زیرساختها و شهرها خطر تشدید درگیری را افزایش داده است. در خاورمیانه نیز درگیری مستقیم میان ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی، در کنار بحرانهای مرتبط با غزه و یمن، ابعاد منطقهای و اقتصادی گستردهای پیدا کرده است.
همزمان، در شرق آسیا مسئله تایوان به یکی از حساسترین نقاط اصطکاک میان چین و آمریکا تبدیل شده است. قرار است در ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۶ دونالد ترامپ و شی جینپینگ درباره موضوعاتی از جمله تایوان، هوش مصنوعی و روابط اقتصادی گفتوگو کنند؛ در حالی که فروش تسلیحات آمریکا به تایوان همچنان یکی از مسائل مناقشهبرانگیز میان واشنگتن و پکن است؛ بنابراین مسئله اصلی فقط «تعداد جنگها» نیست؛ بلکه احتمال اتصال بحرانها به یکدیگر است.
خطر اصلی؛ تبدیل جنگهای منطقهای به رویارویی قدرتهای بزرگ
جنگ جهانی الزاماً با یک تصمیم ناگهانی برای آغاز جنگی جهانی شروع نمیشود. یکی از سناریوهای خطرناکتر میتواند این باشد که یک بحران منطقهای، بهتدریج پای متحدان و قدرتهای بزرگ را مستقیماً به میدان باز کند.
برای نمونه:
روسیه ـ اوکراین → ناتو → آمریکا
یا
تایوان → چین ـ آمریکا → ژاپن و متحدان منطقهای
یا
ایران ـ رژیم صهیونیستی ـ آمریکا → خلیج فارس → انرژی و تجارت جهانی
در چنین شرایطی، یک حادثه محدود میتواند زنجیرهای از واکنشهای سیاسی، نظامی و اقتصادی ایجاد کند.
شورای روابط خارجی آمریکا در ارزیابی ریسکهای سال ۲۰۲۶، تشدید جنگ روسیه و اوکراین، بحران تنگه تایوان و احتمال درگیری روسیه با یکی از اعضای ناتو را از جمله سناریوهایی میداند که در صورت وقوع میتوانند پیامدهای گستردهای برای امنیت بینالمللی داشته باشند.
خاورمیانه؛ یکی از حساسترین نقاط جهان
خاورمیانه در شرایط کنونی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا بحران نظامی با انرژی، تجارت جهانی و مسیرهای کشتیرانی پیوند خورده است.
در ۲۲ سپتامبر، دونالد ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل درباره امکان اقدام نظامی شدیدتر علیه ایران در صورت شکست مذاکرات هشدار داد. همزمان، نگرانیها درباره امنیت عرضه نفت و وضعیت تنگه هرمز بر بازارهای جهانی اثر گذاشته است.
این مسئله نشان میدهد که آثار یک درگیری منطقهای الزاماً در همان منطقه باقی نمیماند؛ بلکه میتواند بر قیمت انرژی، تورم، حملونقل، زنجیره تأمین و اقتصاد کشورهای مختلف تأثیر بگذارد.
✅تایوان؛ نقطه اتصال رقابت دو قدرت بزرگ
در شرق آسیا نیز تایوان یکی از مهمترین نقاط بالقوه برخورد است.
چین تایوان را بخشی از قلمرو خود میداند و آمریکا بر اساس قوانین و سیاستهای خود از توان دفاعی تایوان حمایت میکند. افزایش فعالیتهای نظامی چین، فروش تسلیحات آمریکایی و اختلافات سیاسی میان واشنگتن و پکن باعث شده است هرگونه بحران در تنگه تایوان بتواند پیامدهایی فراتر از شرق آسیا داشته باشد.
اهمیت تایوان تنها نظامی نیست؛ این منطقه در زنجیره جهانی تولید نیمهرساناها نیز جایگاه مهمی دارد؛ بنابراین یک بحران بزرگ میتواند همزمان امنیتی، اقتصادی و فناورانه باشد.
✅اوکراین؛ نقطه اتصال رقابت روسیه و غرب
در شرق اروپا نیز روسیه و اوکراین یکی از مهمترین کانونهای تقابل ژئوپلیتیکی جهان هستند. جنگی که از سال ۲۰۱۴ با بحران کریمه و درگیریهای دونباس وارد مرحله جدیدی شد و با حمله گسترده روسیه به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ شدت گرفت، به عرصهای برای رویارویی منافع روسیه با اوکراین و حامیان غربی آن تبدیل شده است.
اهمیت این بحران تنها به مرزهای دو کشور محدود نیست؛ حمایت نظامی و سیاسی کشورهای غربی از اوکراین، تحریمهای گسترده علیه روسیه و ادامه درگیریها، امنیت اروپا و روابط روسیه با آمریکا و ناتو را تحت تأثیر قرار داده است.
در سپتامبر ۲۰۲۶ نیز حملات هوایی و پهپادی میان دو طرف همچنان ادامه داشته و تلاشهای دیپلماتیک برای دستیابی به آتشبس هنوز به توافق پایدار منجر نشده است.
اهمیت اوکراین علاوه بر بُعد نظامی و ژئوپلیتیکی، اقتصادی و انرژی نیز هست؛ جنگ بر صادرات انرژی روسیه، مسیرهای تجاری دریای سیاه و صادرات غلات اوکراین اثر گذاشته و پیامدهای آن فراتر از اروپا احساس شده است. بنابراین، تداوم یا تشدید این بحران میتواند همزمان ابعاد امنیتی، اقتصادی، انرژی و ژئوپلیتیکی داشته باشد.
✅آیا واقعاً جنگ جهانی سوم نزدیک است؟
پاسخ دقیق این است:
خطر تشدید درگیریهای جهانی افزایش یافته، اما نمیتوان با قطعیت گفت جنگ جهانی سوم قریبالوقوع است.
ارزیابی شورای روابط خارجی آمریکا نشان میدهد که تعداد درگیریهای مسلحانه در جهان به بالاترین سطح از پایان جنگ جهانی دوم رسیده و خطر جنگ میان قدرتهای بزرگ همچنان وجود دارد. در همین ارزیابی، بحران تایوان و احتمال درگیری روسیه و ناتو از سناریوهای دارای پیامد بالقوه بسیار سنگین معرفی شدهاند.
اما وجود این خطر با وقوع قطعی جنگ جهانی تفاوت دارد.
قدرتهای بزرگ همچنان از هزینههای بسیار سنگین یک جنگ مستقیم آگاهاند؛ بهخصوص در شرایطی که تسلیحات هستهای، اقتصاد جهانی بههمپیوسته و فناوریهای نظامی پیشرفته وجود دارند.
به همین دلیل، بازدارندگی هستهای همچنان همزمان یک عامل خطر و یک عامل بازدارنده است.
✅جنگ آینده ممکن است شبیه جنگهای گذشته نباشد
اگر بحرانهای کنونی تشدید شوند، مفهوم «جنگ جهانی» الزاماً به معنای صفآرایی کلاسیک دو جبهه و اعزام میلیونها سرباز به میدان نبرد نخواهد بود.
جنگ آینده میتواند ترکیبی از:
باشد.
حتی در اروپا، نگرانیهای امنیتی به حدی رسیده که کشورهایی مانند لیتوانی در حال مقاومسازی زیرساختهای حیاتی انرژی در برابر حملات احتمالی پهپادی و خرابکاری هستند.
مسئله اصلی فقط جنگ نیست؛ «فروپاشی نظم موجود» است
شاید مهمترین تحول امروز این باشد که جهان در حال عبور از نظمی است که پس از پایان جنگ سرد شکل گرفته بود.
رقابت آمریکا و چین، تقابل روسیه و غرب، بحرانهای خاورمیانه، افزایش رقابت تسلیحاتی و کاهش اعتماد میان قدرتها نشان میدهد که نظم بینالمللی وارد مرحلهای از بازتعریف شده است.
در چنین شرایطی کشورها بیش از گذشته به دنبال:
امنیت → انرژی → فناوری → استقلال زنجیره تأمین → توان نظامی → ائتلافهای جدید
هستند؛ بنابراین شاید پرسش مهمتر از «آیا جنگ جهانی سوم رخ میدهد؟» این باشد:
آیا جهان میتواند از مجموعه بحرانهای منطقهای عبور کند، بدون آنکه این بحرانها به یک رویارویی مستقیم میان قدرتهای بزرگ تبدیل شوند؟
جهان امروز الزاماً در آستانه قطعی جنگ جهانی سوم نیست، اما در یکی از پرریسکترین دورههای ژئوپلیتیکی چند دهه اخیر قرار دارد. همزمانی جنگ اوکراین، بحران خاورمیانه و رقابت آمریکا و چین، روسیه و اوکراین، احتمال خطای محاسباتی و سرایت بحرانها را افزایش داده است.
تاریخ نشان داده است که جنگهای بزرگ همیشه از تصمیم آگاهانه همه طرفها برای جنگی فراگیر آغاز نمیشوند؛ گاهی زنجیرهای از بحرانها، محاسبات اشتباه، واکنشهای متقابل و تعهدات ائتلافی شرایطی ایجاد میکند که کنترل آن دشوار میشود.
از این منظر، مهمترین نیاز جهان امروز نه صرفاً افزایش قدرت نظامی، بلکه دیپلماسی، کانالهای ارتباطی میان قدرتها، مدیریت بحران و جلوگیری از تبدیل درگیریهای منطقهای به رویارویی مستقیم قدرتهای بزرگ است.
جهان امروز بیش از آنکه در آستانه یک جنگ جهانی قطعی باشد، در آستانه یک آزمون بزرگ برای نظام امنیت بینالملل قرار دارد؛ آزمونی که نتیجه آن میتواند مسیر نظم جهانی در سالهای آینده را تعیین کند.
وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ