دنیای امروز نیازمند تغییراتی بنیادین در ساختار سازمان ملل است. جنگ رمضان نشان داد که ایران از ظرفیت توان الگو بودن برای ساختن نظم نوین منطقه محور و نیز مقابله با یک جانبهگرایی نظام سلطه برخوردار است و کشورها با رویکرد به همگرایی با تهران میتوانند نقشی موثر را در این عرصه ایفا نمایند.
مراسم هشتاد و یکمین سالگرد تاسیس سازمان ملل متحد در حالی آغاز به کار کرده است که در سخنان تامل برانگیز آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد در سخنانی اعلام کرد: ما با شکافی ژئوپلیتیک و عمیق روبهرو هستیم که شورای امنیت را فلج کرده است. دبیرکل سازمان ملل متحد سپس ادامه داد: خود قدرتهای بزرگ درگیر جنگهایی میشوند که در برخی موارد، مغایر با حقوق بینالملل است. این وضعیت فضایی از مصونیت از مجازات ایجاد میکند که در آن، قدرتهای متوسط تصور میکنند میتوانند هر کاری که بخواهند انجام دهند. آنتونیو گوترش اضافه کرد: دلیل این موضوع این است که هیچ پیامدی متوجه آنها نخواهد بود و جنگها رو به افزایش و هرچه پیچید هتر شدن هستند.
سخنان گوترش در حالی اعترافی تلخ به وضعیت اجراییترین نهاد سازمان ملل یعنی شورای امنیت است که نگاهی به کارنامه نهادهای بینالمللی نشانگر یک اصل مهم است و آن اینکه حقوق بینالملل نگارش شده پس از جنگ دوم جهانی برگرفته از صلح آمریکایی بوده که عملا مبنا و پایه آن را جنگ افروزی و سلطه آمریکا تشکیل داده است. این رویه از سال ۱۹۹۰ و با فروپاشی شوروی سابق وارد فاز جدیدی شده بگونهای که نظام سلطه خود را تنها مرجع تصمیم گیری در جهان دانسته است. در این معادله از یک سو سلطه گرانی همچون آمریکا جنگ و سلطه بر سایر کشورها را در لوای واژگانی زیبا همچون حقوق بشر، نجات انسانیت و نابودسازی تسلیحات کشتار جمعی توجیه کردهاند و از سوی دیگر نیز با تضعیف ماهیت وجودی نهادهای جهانی بویژه ساختارهای تصمیمساز و محدود کنندهای همچون شورای امنیت، شورای حقوق بشر، عفو بینالملل و دادگاه لاهه عملا خود را مصون از مجازات ساختهاند.
به طور مثال کارنامه یک ساله سازمان ملل از مجمع عمومی گرفته تا شورای امنیت و نهادهای وابسته همچون آژانس بینالمللی انرژی اتمی و نهادهای حقوق بشری و اقتصادی بیانگر یک واقعیت تلخ است و آن رفتارهای گزینشی و خارج از چارچوبهای حقوق بین الملل است که اعتبار این نهادها را تضعف و امنیت و صلح جهانی را تضعیف کرده است. شورای امنیت در طول یک سال از محکوم سازی تجاوزگریها و اشغالگریهای رژیم صهیونیستی و آمریکا از فلسطین گرفته تا ایران خودداری کرده و در اقدامی کاملا سیاسی کارانه به جای مقابله با متجاوزان و جنایتکاران به صدور قطعنامه و یا پرونده سازی علیه کشورهای آسیب دیده و اشغال شده پرداختهاند. اقدام ریاکارانه شورای امنیت در بازگشایی پرونده تحریمی علیه ایرانی در حالی که در اکتبر ۲۰۲۵ قطعنامه ۲۲۳۱ منقضی شده و موضوع هستهای ایران باید عادی شده و تحریمها برداشته شود و یا اقدام شورا در صدور قطعنامه علیه مقاومت فلسطین و یمن و اقدام غیر مسئولانه آژانس بین المللی انرژی اتمی که رسما به سفید شویی تجاوز و بمباران تاسیسات هستهای ایران توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی پرداخته و یا بی کفایتی نهادهای اقتصادی سازمان در مقابله با تروریسم اقتصادی و تحریمی آمریکا علیه سایر کشورها تنها نوک کوه یخ بی کفایتی سازمان ملل در اجرای مسئولیتهای جهانی است. سازمان ملل امروز در سالگرد تاسیس خود نه تنها حرفی برای گفتن ندارد، بلکه متهمی است که باید پاسخگوی یک سال بی کفایتی و بازی در زمین قدرتهای بزرگ و نادیده گرفتن حقوق بینالملل و مسئولیت جهانیاش باشد. مجموع این رفتارها نشان میدهد که این نهادها عملا از مسیر استقلال خارج شده و خود به بخشی از چرخه خشونت مبدل شدهاند. جنگ ۱۲ روزه و رمضان و بی تفاوتی در برابر جنایات آمریکایی- صهیونی خود گواهی بر این مهم است بگونهای که حتی این نهادها در حال تبدیل شدن به ابزاری برای سفید سازی جنایت و جا به جا کردن جای ظالم و مظلوم و تطهیر متجاوزان بوده است
با توجه به این وضعیت است که گوترش رسما اذعان میکند که سازمان ملل کارایی لازم را ندارد و در مسیر فروپاشیده جامعه ملل حرکت میکند. کارنامه جهان بیانگر آن است که آمریکایی که روزی خود را ناجی صلح، عدالت، آزادی، حقوق بشر و... معرفی میکرد نه تنها نقشی در این عرصه ندارد، بلکه خود محور اصلی بحرانها و ناامنی جهانی است. تحولات غرب آسیا و جنایات گسترده آمریکا و رژیم صهیونیستی، جنگ اوکراین، ربایش رئیس جمهور قانونی ونزوئلا، اعمال تحریمها و تعرفهها علیه سایر کشورها، پیگیری اشغالگری رژیم صهیونیستی در لوای شورای صلح غزه و مذاکرات لبنان و تلآویو، تجاوز نظامی به ایران، رفتارهای غیر انسانی با پناهجویان، اعمال تحریم علیه نهادهای حقوق بشری و مقابله کننده با آپارتاید صهیونیستی و... تنها بخش کوچکی از ماهیت تروریستی و امنیت سوز آمریکا برای جهان است. با توجه به وضعیت جهانی و نیز بی کفایتی نهادهایی همچون سازمان ملل به نظر میرسد جهان نیازمند به نظم نوین چند جانبه گرایانه است. نظم نوینی که در کنار مقابله با نظام سلطه احیاگر حقوق بین الملل و نهادهای جهانی باشد نشست امسال آزمونی پیش روی کشورها و سازمان ملل تا نشان دهند که آیا ارادهای برای رسیدن به این مهم و مقابله با یک جانبه گرایی نظام سلطه دارند و یا اینکه به روند مخرب کنونی تا تکرار سرنوشت جامعه ملل برای سازمان ملل ادامه خواهند داد. دنیای امروز نیازمند تغییراتی بنیادین در ساختار سازمان ملل است. جنگ رمضان نشان داد که ایران از ظرفیت توان الگو بودن برای ساختن نظم نوین منطقه محور و نیز مقابله با یک جانبهگرایی نظام سلطه برخوردار است و کشورها با رویکرد به همگرایی با تهران میتوانند نقشی موثر را در این عرصه ایفا نمایند.