صفحه نخست >>  عمومی >> ویژه ها
تاریخ انتشار : ۰۲ مهر ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۱  ، 
کد خبر : ۳۹۶۵۳۴

تنگه هرمز؛ بسته بودن آن بیشتر به ایران ضربه می‌زند یا آمریکا؟

تنگه آمریکا از اختلال در هرمز از مسیر دیگری هزینه می‌پردازد؛ افزایش قیمت انرژی، بنزین و دیزل، رشد هزینه حمل‌ونقل، فشار بر تولید و توزیع کالا و انتقال این هزینه‌ها به خانوار‌ها و بنگاه‌های اقتصادی.
صبح صادق آنلاین / طالب دهقان مشتانی

تنگه هرمز را معمولاً از زاویه اهمیت آن برای صادرات انرژی و عبور نفتکش‌ها می‌بینیم؛ اما وقتی سخن از بسته شدن یا اختلال جدی در این مسیر به میان می‌آید، یک پرسش مهم اقتصادی مطرح می‌شود: هزینه این وضعیت برای کدام اقتصاد سنگین‌تر است؛ ایران یا آمریکا؟

پاسخ این پرسش را نمی‌توان فقط با میزان نفت عبوری از هرمز محاسبه کرد. باید دید اختلال در این مسیر چه هزینه‌هایی برای هر اقتصاد ایجاد می‌کند و هر کشور تا چه اندازه می‌تواند این هزینه‌ها را با استفاده از ظرفیت‌های خود کاهش دهد.

ایران؛ هم متأثر از هرمز، هم برخوردار از مسیر‌های جایگزین

تردیدی نیست که اختلال در هرمز برای ایران هزینه دارد. کاهش جریان انرژی و محدود شدن مسیر‌های دریایی می‌تواند صادرات، واردات، درآمد‌های ارزی، تأمین مواد اولیه و کالا‌های واسطه‌ای را تحت تأثیر قرار دهد.

افزایش هزینه حمل‌ونقل و بیمه نیز هزینه تجارت را بالا می‌برد. از سوی دیگر، افزایش قیمت انرژی می‌تواند هزینه تولید را افزایش دهد و این افزایش هزینه در قیمت کالا‌ها منعکس شود.

بخشی از کالا‌ها و مواد اولیه مورد استفاده در ایران از خارج تأمین می‌شود و افزایش قیمت جهانی انرژی و حمل‌ونقل می‌تواند قیمت تمام‌شده این کالا‌ها را نیز افزایش دهد.

البته تورم و مشکلات اقتصادی ایران چندعلتی است و نمی‌توان همه تغییرات قیمت‌ها را صرفاً به اختلال در تنگه هرمز نسبت داد؛ اما نمی‌توان انکار کرد که چنین اختلالی می‌تواند بخشی از فشار‌های اقتصادی را افزایش دهد.

ایران؛ کشوری محصور در هرمز نیست اما تمام معادله اقتصاد ایران در هرمز خلاصه نمی‌شود.

ایران با ۱۵ کشور همسایه مرز زمینی و دریایی دارد. این مرز‌ها علاوه بر نقش سیاسی و امنیتی، ظرفیت‌های اقتصادی و تجاری گسترده‌ای ایجاد کرده‌اند. کشور‌های همسایه در شرق و غرب ایران به انرژی و کالا‌های اساسی نیاز دارند و بازار‌های منطقه‌ای می‌توانند بخشی از ظرفیت تجارت ایران را در اختیار بگیرند.

فعال شدن بازارچه‌های مرزی و گذرگاه‌های رسمی و استفاده از مسیر‌های زمینی و ریلی، بخشی از همین ظرفیت است.

در همین چارچوب، از افزایش حمل‌ونقل ریلی میان چین و ایران، فعال شدن مسیر‌های زمینی پاکستان، افزایش فعالیت مرز‌های تجاری با عراق و گسترش مسیر‌های ارتباطی با عمان، افغانستان و ترکیه به‌عنوان مسیر‌های جایگزین یاد شده است.

این ظرفیت‌ها یک نکته مهم را روشن می‌کند: ایران از اختلال در هرمز آسیب می‌بیند، اما تمام ظرفیت تجاری و ارتباطی خود را به این تنگه محدود نکرده است.

چابهار و مکران؛ یک مسیر دیگر در معادله هرمز

در این میان، سواحل مکران و بندر چابهار جایگاه ویژه‌ای دارند.

مکران در ساحل دریای عمان قرار دارد و مستقیماً به آب‌های آزاد متصل است. چابهار نیز ظرفیت اتصال ایران به بازار‌های جنوب و جنوب‌شرق آسیا، شرق آفریقا و کریدور‌های ارتباطی با آسیای مرکزی را دارد.

توسعه راه‌آهن چابهار ـ زاهدان، مسیر شمال ـ جنوب، زیرساخت‌های بندری، جاده‌ها، انبار‌ها و مناطق صنعتی می‌تواند ظرفیت این مسیر را افزایش دهد.

از این منظر، چابهار و مکران در کنار مسیر‌های زمینی و ریلی، بخشی از ظرفیت ایران برای تنوع‌بخشی به مسیر‌های صادرات و واردات هستند.

بنابراین، هزینه اختلال در هرمز برای ایران را باید در کنار ظرفیت‌های جغرافیایی و مسیر‌های جایگزین آن دید.

آمریکا؛ هزینه هرمز از مسیر بازار انرژی

اما سوی دیگر این معادله، آمریکا است. اقتصاد آمریکا مستقیماً در منطقه هرمز قرار ندارد، اما به بازار انرژی متصل است. کاهش جریان انرژی از هرمز می‌تواند قیمت نفت، گاز و فرآورده‌های نفتی را افزایش دهد و این افزایش قیمت از مسیر‌های مختلف به اقتصاد آمریکا منتقل شود.

یکی از روشن‌ترین مسیرها، سوخت است. افزایش قیمت بنزین مستقیماً بر مصرف‌کننده اثر می‌گذارد و افزایش قیمت دیزل، دامنه گسترده‌تری دارد؛ زیرا دیزل در حمل‌ونقل جاده‌ای، کشاورزی، ساخت‌وساز و توزیع کالا مورد استفاده قرار می‌گیرد.

در نتیجه، افزایش قیمت دیزل فقط به هزینه سوخت خودرو‌ها محدود نمی‌شود؛ بلکه می‌تواند هزینه حمل کالا و سپس هزینه تولید و توزیع را افزایش دهد و فشار آن به خانوار‌ها و بنگاه‌های اقتصادی منتقل شود.

هزینه‌ای که فقط روی قیمت نفت دیده نمی‌شود

اختلال در هرمز یک هزینه دیگر نیز دارد: افزایش ریسک کشتیرانی. با افزایش ریسک امنیتی، هزینه بیمه و پوشش‌های مربوط به حمل‌ونقل دریایی افزایش پیدا می‌کند. تغییر مسیر کشتی‌ها و طولانی‌تر شدن مسیر نیز هزینه تجارت را بالا می‌برد.

افزایش هزینه اجاره نفتکش‌ها و کاهش ظرفیت مؤثر ناوگان نیز می‌تواند هزینه حمل هر بشکه نفت را بالا ببرد.

در نتیجه، زنجیره هزینه تنها به قیمت نفت محدود نمی‌شود:

افزایش ریسک → افزایش بیمه → افزایش هزینه حمل → افزایش قیمت انرژی و کالا → افزایش هزینه تولید و مصرف

این همان بخشی از هزینه هرمز است که از مسیر تجارت و حمل‌ونقل به اقتصاد کشور‌ها منتقل می‌شود.

جمع‌بندی

تنگه هرمز برای ایران پرهزینه است، اما آمریکا نیز مصون نیست اکنون می‌توان به پرسش اصلی بازگشت.

ایران از اختلال در هرمز آسیب می‌بیند؛ صادرات، واردات، درآمد‌های ارزی، حمل‌ونقل، بیمه، تولید و قیمت کالا‌ها می‌تواند تحت تأثیر قرار گیرد. اما در کنار این هزینه‌ها، ایران از ۱۵ کشور همسایه، مسیر‌های زمینی و ریلی، دریای عمان، چابهار و سواحل مکران برخوردار است؛ ظرفیت‌هایی که امکان استفاده از مسیر‌های جایگزین را فراهم می‌کنند.

آمریکا نیز از اختلال در هرمز از مسیر دیگری هزینه می‌پردازد؛ افزایش قیمت انرژی، بنزین و دیزل، رشد هزینه حمل‌ونقل، فشار بر تولید و توزیع کالا و انتقال این هزینه‌ها به خانوار‌ها و بنگاه‌های اقتصادی.

از سوی دیگر، افزایش هزینه بیمه، اجاره نفتکش‌ها و تغییر مسیر محموله‌ها، هزینه تجارت را افزایش می‌دهد و بخشی از این فشار به اقتصاد آمریکا منتقل می‌شود.

بنابراین، برای پاسخ دقیق به این پرسش که بسته بودن تنگه هرمز بیشتر به ایران ضربه می‌زند یا آمریکا، نمی‌توان تنها به میزان نفت عبوری از تنگه نگاه کرد؛ بلکه باید هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم، میزان وابستگی هر اقتصاد به این مسیر و ظرفیت استفاده از مسیر‌های جایگزین را همزمان در نظر گرفت.

هرمز برای ایران یک مسیر مهم اقتصادی است، اما تنها مسیر ایران نیست؛ در مقابل، اختلال در این تنگه می‌تواند از مسیر بازار انرژی، حمل‌ونقل و بیمه، هزینه‌های قابل‌توجهی را به اقتصاد آمریکا نیز منتقل کند.

نظرات بینندگان
captcha
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات