نظام پترودلار را میتوان حاصل پیوند انرژی، امنیت و پول دانست. تنگه هرمز که در سال ۲۰۲۵ روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده، معادل حدود یکچهارم تجارت دریابرد نفت جهان، از آن عبور میکرد، نشان داد که قدرت پولی بدون امنیت مسیر انرژی کامل نیست. در جریان جنگ رمضان، جریان نفت از هرمز بهشدت افت کرد و آژانس بینالمللی انرژی آن را بزرگترین اختلال عرضه در تاریخ بازار جهانی نفت توصیف کرد. از این منظر، مزیت ایران فقط در تولید نفت نیست؛ بلکه در موقعیت جغرافیایی و توان اثرگذاری بر گلوگاه انرژی نهفته است. اگر این قدرت ژئوپلیتیکی به سازوکارهای مالی غیردلاری متصل شود، جمهوری اسلامی ایران میتواند قواعد بازی را به چالش بکشد.
در واقع نظام پترودلار را میتوان حاصل پیوند انرژی، امنیت و پول دانست. پس از آنکه ریچارد نیکسون در ۱۹۷۱ ارتباط دلار با طلا را قطع کرد، آمریکا برای حفظ تقاضای جهانی برای دلار به سازوکاری تازه نیاز داشت. بحران نفتی ۱۹۷۳ و نقش تعیینکننده عربستان، زمینه شکلگیری ترتیبی را فراهم کرد که در آن نفت با دلار قیمتگذاری میشد و در مقابل، واشنگتن امنیت شرکای نفتی خود را تضمین میکرد. اسناد تاریخی آمریکا نیز نشان میدهد مذاکرات واشنگتن با کشورهای عربی پس از جنگ ۱۹۷۳ مستقیماً با مسئله نفت و امنیت گره خورده بود؛ بنابراین پترودلار از ابتدا بیش از آنکه یک قرارداد اقتصادی باشد، معماری قدرت بود.
حال پس از مدتها جنگ رمضان و سپس تقابل ایران با آمریکا و رژیم صهیونی، این معماری را وارد مرحله تازهای کرده است. تنگه هرمز که در سال ۲۰۲۵ روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده، معادل حدود یکچهارم تجارت دریابرد نفت جهان، از آن عبور میکرد، نشان داد که قدرت پولی بدون امنیت مسیر انرژی کامل نیست. در جریان جنگ رمضان، جریان نفت از هرمز بهشدت افت کرد و آژانس بینالمللی انرژی آن را بزرگترین اختلال عرضه در تاریخ بازار جهانی نفت توصیف کرد. از این منظر، مزیت ایران فقط در تولید نفت نیست؛ بلکه در موقعیت جغرافیایی و توان اثرگذاری بر گلوگاه انرژی نهفته است. اگر این قدرت ژئوپلیتیکی به سازوکارهای مالی غیردلاری متصل شود، جمهوری اسلامی ایران میتواند قواعد بازی را به چالش بکشد.
با توجه به موارد بیانشده و اتفاقاتی که امروز شاهد آن هستیم، آینده را میتوان در سه سناریو دید. نخست، سناریوی پترودلار تعدیلشده است؛ یعنی دلار همچنان ارز اصلی باقی میماند، اما بخشی از تجارت انرژی با یوان، یورو و ارزهای ملی انجام میشود. دوم، «پترویوان» است؛ چین با تکیه بر جایگاه خود بهعنوان خریدار بزرگ انرژی، یوان را در معاملات نفت گسترش میدهد؛ هرچند سهم یوان از ذخایر رسمی جهان در پایان ۲۰۲۵ فقط ۱.۹۵ درصد در برابر ۵۶.۷۷ درصد برای دلار بود. سناریوی سوم نظام چندارزی انرژی است؛ ترکیبی از دلار، یوان، ارزهای محلی، طلا، ارزهایی مشابه ارز بریکس و حتی سازوکارهای دیجیتال که در آن هیچ ارز واحدی انحصار کامل ندارد.
در انتها باید به این اصل اشاره کرد که جنگ رمضان و برتری ایران در این جنگ را لزوماً نمیتوان به معنای پایان فوری پترودلار دانست؛ اما میتوان آن را نقطه شروع تضعیف و حذف برتری دلار و آغاز رقابت دلار و یوان دانست. دلار هنوز در ۸۹.۲ درصد معاملات ارزی جهان در یک سوی معامله قرار دارد، درحالیکه سهم رنمینبی ۸.۵ درصد است. با این حال، اگر هزینه جنگ، اختلال انرژی و بدهیهای فزاینده آمریکا همزمان با گسترش یوان و سازوکارهای بریکس ادامه یابد، فشار بر معماری مالی آمریکا افزایش خواهد یافت. در این معادله، برتری ایران در توانایی تبدیل موقعیت انرژی و هرمز به اهرمی برای شکلدهی به نظم چندقطبیتر است؛ نظمی که در آن پترویوان و حتی ترتیبات ارزی بریکس میتوانند به جای جانشین فوری دلار، به «ضربهگیرهای تدریجی» در برابر سلطه آن تبدیل شوند.