توسعه انرژی خورشیدی در ایران، با وجود برخورداری از یکی از بالاترین سطوح تابش خورشید در جهان، همچنان با موانع جدی روبهروست. عوامل متعددی موجب شده این موضوع به اندازه کافی توسعه پیدا نکند. یکی از عوامل اصلی، درصد بالای ارزبری در این صنعت است؛ بهگونهای که حدود ۹۰ درصد هزینه تمامشده احداث یک نیروگاه خورشیدی، هزینه ارزی است که یا به صورت واردات پنل تأمین میشود یا به صورت واردات سلول که در داخل کشور تبدیل به پنل میشود.
در مقابل، نیروگاههای گازی یا سیکل ترکیبی، هزینههای ریالی دارند و همین موضوع مزیت نسبی آنها را در شرایطی که سیاست کشور بر کنترل مصارف ارزی متمرکز است، تقویت میکند؛ بنابراین اگر قرار باشد توسعه بزرگی در حوزه انرژی خورشیدی رخ دهد، باید منابع ارزی جدی به این بخش اختصاص یابد. قیمت پایین سوخت فسیلی نیز دومین مانع جدی محسوب میشود. با توجه به اینکه منابع گاز در اختیار بوده و قیمت سوخت برای تولید برق رایگان تلقی میشده، هزینه تمامشده برق تولیدی از سوخت فسیلی پایینتر از هزینه تولید برق از طریق نور خورشید بوده است. از این جهت برای دولت صرفه اقتصادی داشته که با سوخت رایگان که از صنعت گاز دریافت میکند برق تولید کند تا اینکه بخواهد واردات پنل خورشیدی را داشته باشد که هزینههای سرمایهگذاری آن بالاست.
ماهیت متغیر تولید برق خورشیدی نیز چالش دیگری است. پنلهای خورشیدی به صورت شبانهروزی برق تولید نمیکنند و نمیتوان از حد مشخصی بالاتر در شبکه از آنها استفاده کرد، زیرا نوساناتشان زیاد است. این عدم قطعیت، مدیریت شبکه را دشوار میکند و اگر سهم انرژی خورشیدی بیش از یک حدی باشد احتمال قطعی برق زیاد میشود. به این موارد باید نبود زیرساخت انتقال در مناطق مستعد را نیز افزود. مناطقی که بهرهوری نیروگاههای خورشیدی در آنها بالاست، در نقاطی قرار گرفتهاند که شبکه برق در آنجا توسعه نیافته است؛ بنابراین برای توسعه نیروگاه خورشیدی در مقیاسهای کم باید هزینهای برای رساندن خطوط انتقال به آن مکانها پرداخت شود.
مسئله تأمین مالی نیز به نهادها گره خورده است. عمده توسعه نیروگاه خورشیدی یا به صورت الزام برای صنایع بوده که دولت آنها را موظف کرده، یا مبتنی بر تسهیلات ارزی صندوق توسعه ملی بوده است. با توجه به بدهیهای وزارت نیرو در پرداخت خریدهای تضمینی، صندوق توسعه ملی و نهادهای دیگر حاضر نیستند به اتکای قرارداد خرید تضمینی به سرمایهگذاران تسهیلات ارائه دهند. اگر سرمایه صرفاً از سوی سرمایهگذار تأمین شود و تسهیلاتی ارائه نشود، رقم خرید تضمینی رقمی نیست که کسی سرمایه خود را در این حوزه بگذارد و نیروگاه احداث کند؛ زیرا بازارهای موازی مانند ملک، ارز و طلا بازدهی بالاتری دارند. وزارت نیرو نیز ممکن است نتواند این مبالغ را به موقع پرداخت کند، چون ناترازی جدی مالی در توانیر وجود دارد و قراردادهای خرید تضمینی بار بزرگی را بر دوش توانیر و ساتبا گذاشته است. آنچه مسلم است، توسعه انرژی خورشیدی در کشورمان نیازمند رفع موانع ارزی، اصلاح سیاستهای قیمتی سوخت فسیلی، تقویت زیرساختهای انتقال و ایجاد سازوکارهای مالی مطمئن برای سرمایهگذاران است تا این ظرفیت عظیم ملی به ثمر بنشیند.