صحنهای که در مجمع عمومی سازمان ملل متحد رقم خورد، بیش از آنکه یک سخنرانی سیاسی باشد، تصویری از انزوای عمیق و انکار واقعیت بود. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، در حالی پشت تریبون رفت که نمایندگان بسیاری از کشورهای جهان، سالن اجلاس را ترک گفته بودند؛ خروجی گسترده که خود گویای اعتبار فروپاشیده او در عرصه بینالمللی بود. اما او به جای تأمل بر این پیام آشکار، با توهینی تازه به نمایندگان باقیمانده گفت: «اگر هنوز ترسوهای دیگری در سالن هستند که آن را ترک نکردهاند، از آنها میخواهم خارج شوند.» این جمله، نه نشانه قدرت، که فریاد درماندگی کسی بود که جز تحقیر و پرخاش، ابزاری برای گفتوگو ندارد.
نتانیاهو در ادامه سخنانش، با تکرار ادعاهای دونالد ترامپ، نابودی تأسیسات هستهای ایران را تصمیم خود خواند؛ ادعایی که نه تنها با گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره سلامت تأسیسات ایران در تناقض است، بلکه ترامپ نیز بارها مسئولیت آن را به تنهایی بر دوش کشیده است. این تناقض آشکار، پرده از ماهیت روایتسازیهای رژیم صهیونیستی برمیدارد: دروغی که با تکرار، قرار است جایگزین واقعیت شود.
او سپس با ادعایی بیاساس خطاب به ابومحمد الجولانی، مدعی شد یهودیان از زمان موسی در جولان حضور داشتهاند؛ ادعایی که نه ریشه تاریخی و نه پشتوانه حقوقی دارد. نتانیاهو با تکرار کلیشه مبارزه در هفت جبهه، بدون اشاره به جنایات و تجاوزات رژیمش در همان جبههها، تلاش کرد چهرهای قربانی از خود بسازد. او خشونت شهرکنشینان صهیونیست در کرانه باختری را دفاع از خود نامید و رسانههای جهان را متهم کرد که آن را خشونت میخوانند.
نمایش دستگاه پیجر در صحن سازمان ملل، نقطه اوج این نمایش بود؛ اعترافی همراه با افتخار به ترور و نقص عضو صدها شهروند لبنانی. نتانیاهو، ترامپ را بزرگترین شریک رژیم صهیونیستی خواند و از جسارت او در برابر خطری خیالی تمجید کرد.
اما آنچه در سالن سازمان ملل رخ داد، تنها یک سخنرانی نبود؛ تصویری از یک رژیم بود که با خشم، دروغ و انزوای خود، دیگر حتی در تالارهای دیپلماسی نیز جایگاهی ندارد. خروج نمایندگان، هو کردن، و درخواست رئیس مجمع برای سکوت، همه نشان از آن داشت که جهان، روایت نتانیاهو را دیگر نمیپذیرد. او با همه نمایشهایش، در برابر چشمان جهانیان، تنها ماند؛ دروغ گفت، خشم فروخت، و جز انزوا، چیزی به دست نیاورد.