با عنایت به خروج آمریکا از شورای حقوق بشر و تحریمهایی که علیه عفو بینالملل و دادگاه لاهه اعمال کرده است، وقت آن است تا دستگاه قضا جمهوری اسلامی ایران به عنوان نهادی مستقل که سابقه دادرسی و اعلام مجازات علیه سرکردههای گروههای تروریستی همچون منافقین را دارد، برای دادگاهی کردن و اعلام جرم و مجازات به ایران اقدامات لازم رو صورت دهند. به رغم ادعاهای گذشته مبنی بر محور حقوق بشر بودن، آمریکا اعلام کرد که رسماً عضویت و مشارکت خود در شورای حقوق بشر سازمان ملل را پایان داده است. وزارت خارجه آمریکا این شورا را متهم کرده که به ترویج آنچه «ادبیات ضدآمریکایی» خوانده میشود، میپردازد و در برابر رژیمهایی که به سرکوب مردم متهم هستند، رویکردی مماشاتگرانه دارد. این اقدام از سوی آمریکا در حالی صورت میگیرد که نکته قابل توجه در اقدام آمریکا تقارن آن با مجموعهای از تحولات حقوق بشری با محوریت اذعان جهانی به جنایات جنگی آمریکا علیه ملت ایران است. اخیرا برخی نهادهای بینالمللی و حقوق بشری رسما عنوان کردهاند که حمله آمریکا به مدرسه میناب، لامرد و عروسی در سیریک اقداماتی برابر با جنایات جنگی است. افکار عمومی جهانی نیز آمریکا را به جرم تجاوز نظامی علیه ایران متهم به نسل کشی وجنایت علیه بشریت کردهاند. همچنین سیاستهای ترامپ از جمله شکست او در برابر ایران و بسته ماندن تنگه هرمز موجب شده تا موجی از اعتراضات به سیاستهای ترامپ در داخل آمریکا شکل گیرد بگونهای که ۷۰ درصد مردم مخالف سیاستهای او هستند، چرا که در کنار هزینههای نظامی و اقتصادی، حیثیت جهانی آمریکاییها را که زمانی خود را ناجی ملتها میدانستند بر باد داده است.
مجموع این تحولات موجب شده تا اجماعی جهانی برای مجازات سران کاخ سفید و به تبع آن رژیم صهیونیستی ایجاد گردد، چنانکه پیش از این نیز دادگاه لاهه حکم بازداشت جنایتکارانی همچون نتانیاهو را صادر کرده است. هر چند که سران آمریکا با رد گزارش کمیته حقیقت یاب سازمان ملل درباره جنایت میناب و لامرد و نیز گزارشهای ساختگی رسانهای همچون ادعای بلومبرگ که برای سفید سازی جنایت تعمدی آمریکا، مدعی شده جنایت مدرسه میناب به دلیل اطلاعات قدیمی و تکیه زیاد به هوش مصنوعی رقم خورده به دنبال تطهیر و فرار از مجازات میباشند، اما تمامی شواهد و مدارک حکایت از زنجیرهای از جنایات ضد بشری و نسل کشی است که هر مدرسه میناب و لامرد نوک کوه یخ آن است. از بمباران تاسیسات هستهای گرفته تا مدارس و مراکز درمانی و قتل عام تعمدی غیر نظامیان از تروریسم اقتصادی از جمله در حوزه دارویی تا حمله به زیرساختها و بخش کوچکی از این جنایات میباشد که در صورت وجود نهادی مستقل و عادل میتواند زمینه ساز مجازات سنگین سران آمریکا و رژیم صهیونیستی باشد.
در این شرایط میتوان گفت که آمریکا با خروج از شورای حقوق بشر و نیز اعمال تحریم علیه دادگاه لاهه به دنبال فرار از مجازات. در عین حال به نظر میرسد که ترامپ که در تحقق وعدههایش یعنی نابودی و تسلط بر ایران و اکنون در باز گشایی تنگه هرمز و جلوگیری از افزایش قیمتها ناتوان بوده با خروج از شورای حقوق بشر به دنبال نمایش قدرتی به ظاهر جهانی است تا برای مدتی نیز که شده افکار عمومی را از این شکستها منحرف سازد تا از فاکتور شدن حداقل بخشی از آنها در انتخابات میان دورهای پیش رو جلوگیری نماید هر چند که حجم جنایات چنان گسترده است که این خروج فاز جدید اعتراضات علیه ترامپ را به همراه خواهد داشت.
آمریکاییها ۶ ماه است که ادعای بررسی جنایت مدرسه میناب و اخیرا نیز بررسی بمباران عروسی را سر دادهاند. ادعایی که با توجه به تجربه افغانستان و عراق تا غزه هرگز عملی نخواهد شد و صرفا بهانهای برای خرید زمان، عادی سازی جنایت و پاک سازی اذهان عمومی و در نهایت نیز فرار از مجازات با واژگانی همچون نیروهای خودسر، تلفات جنگ و. میباشد. با توجه به این حقایق و با عنایت به خروج آمریکا از شورای حقوق بشر و تحریمهایی که علیه عفو بینالملل و دادگاه لاهه اعمال کرده است، وقت آن است تا دستگاه قضا جمهوری اسلامی ایران به عنوان نهادی مستقل که سابقه دادرسی و اعلام مجازات علیه سرکردههای گروههای تروریستی همچون منافقین را دارد، برای دادگاهی کردن و اعلام جرم و مجازات به ایران اقدامات لازم رو صورت دهند. این اقدام در دو حوزه مستقل و همکاری و هماهنگی با کشورهای دوست و عدالت خواه میتواند اجرایی شود.
آمریکا به رغم ادعاهای ترامپ عملا در اجماع سازی جهانی شکست خورده است چنانکه حتی متحدان ناتویی آن حاضر به مشارکت گسترده در جنگ افروزی علیه ایران نشدهاند و نیز اقدامات آمریکا در شورای حکام و شورای امنیت با وتوی روسیه و چین مواجه شده است. در چنین شرایطی به نظر میرسد سران کاخ سفید با خروج از شورای حقوق بشر برآنند تا ابعاد جدیدی از رویه تضعیف نهادهای بینالمللی را اجرا کنند چنانکه پیش از این نیز آمریکا از اعمال تحریم علیه دادگاه لاهه سخن گفته بود. خروج از کنوانسیونهای زیست محیطی، اعمال تحریمهای یک جانبه خارج از چارچوبهای شورای امنیت، حمله یک جانبه به سایر کشورها با ادعاهای واهی و ساختگی همچون هستهای، نقض کنوانسیونهایی همچون ۱۹۵۱ پناهندگان، ربایش رئیس جمهور ونزوئلا که نقض حقوق بینالملل منشور ملل متحد است، ایجاد شورای صلح غزه برای دور زدن کمیتههای صلح تشکیل شده توسط سازمان ملل و قطعنامهةای شورای امنیت نمودی از این رفتارهاست.
این رویه بیانگر آن است که آمریکا نه تنها با یک جانبه گرایی بلکه با برهم زدن قوانین جهانی به تهدیدی برای امنیت بینالملل مبدل شده است. در این شرایط به نظر میرسد کشورهای مستقل و حامیان نظام و حقوق بینالملل برای حفظ ساختار جهانی تنها یک گزینه دارند و آن مقابله با آمریکاست. فرایندی که کشورهایی همچونی چین، روسیه و ایران به عنوان کانونهای اصلی نظم نوین چند جانبه گرا همواره بر آن تاکید داشته و خواستار اجماع جهانی برای تحقق آن شدهاند. امروز ایستادگی ایران در برابر آمریکا بیانگر زوال جهانی این کشور و وجود ظرفیتهای بالقوه برای تحقق چند جانبه گرایی است در حالی که جنگهای ۱۲ روزه رمضان نقاب از حقوق بشری آمریکا را نیز فروپاشیده است، لذا رویکرد جهانی به همگرایی با ایران برای ایجاد ساختارهای جدید جهانی برای مجازات سران و آمریکا و رژیم صهیونیستی امری ضروری برای تحقق صلح پایدار در جهان است. این وظیفه جهانی البته نافی پاسخگو ساختن آمریکا توسط ایران به چرم جنایات ضد بشریاش نمیباشد و صرفا تعهدی بینالمللی از سوی سایر کشورها برای ایفای نقش در نظم نوین بینالمللی میباشد.