صفحه نخست >>  عمومی >> نبض تحلیل
تاریخ انتشار : ۰۴ مهر ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۰  ، 
کد خبر : ۳۹۶۶۱۰

اعتراف‌نامه رسمی شکست آمریکا

گزارش پنتاگون بیش از آنکه گزارشی درباره خسارت باشد، گزارشی درباره «تاب‌آوری نظامی» است. بر اساس این گزارش، عملیات آمریکا حدود ۳۳.۴ میلیارد دلار هزینه داشته که ۲۲.۳ میلیارد دلار آن مربوط به مهمات مصرف‌شده بوده است. بازرس کل پنتاگون تصریح کرده که حجم مصرف مهمات موجب «کاستی‌های راهبردی در ذخایر» و آشکار شدن گلوگاه‌هایی در ظرفیت صنعتی آمریکا شده است
صبح صادق آنلاین / گروه بین الملل

گزارش تازه بازرس کل وزارت جنگ آمریکا درباره عملیات نظامی علیه کشورمان، برای نخستین‌بار پرده از عمق خسارت‌ها و شکست‌های واشنگتن در جنگ تحمیلی اخیر برداشته است. این گزارش، که به‌ظاهر یک سند حسابداری نظامی است، در واقع اعتراف‌نامه‌ای رسمی از سوی خود دولت آمریکا درباره ناتوانی این کشور در برابر قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران محسوب می‌شود. حملات مقتدرانه نیرو‌های مسلح کشورمان توانسته‌اند بخشی از فرضیات سنتی درباره امنیت زیرساخت‌های نظامی آمریکا در منطقه را برای همیشه به چالش بکشند. بر اساس این گزارش، حملات ایران صد‌ها ساختمان و سازه نظامی آمریکا را در پایگاه‌هایی در کویت، بحرین، قطر، امارات، عربستان، عراق، عمان و اردن آسیب زده یا تخریب کرده است. پیامد این وضعیت تنها هزینه تعمیرات نیست، بلکه در برخی موارد، مسیر‌های لجستیکی آمریکا نیز تغییر کرده و دیگو گارسیا در اقیانوس هند به عنوان مرکز مهم پشتیبانی دریایی مورد استفاده قرار گرفته است؛ تغییری که چرخه تأمین را به ۱۴ تا ۱۸ روز افزایش داده و به معنای کاهش چشمگیر انعطاف عملیاتی ارتش آمریکا در منطقه است.

گزارش پنتاگون بیش از آنکه گزارشی درباره خسارت باشد، گزارشی درباره «تاب‌آوری نظامی» است. بر اساس این گزارش، عملیات آمریکا حدود ۳۳.۴ میلیارد دلار هزینه داشته که ۲۲.۳ میلیارد دلار آن مربوط به مهمات مصرف‌شده بوده است. بازرس کل پنتاگون تصریح کرده که حجم مصرف مهمات موجب «کاستی‌های راهبردی در ذخایر» و آشکار شدن گلوگاه‌هایی در ظرفیت صنعتی آمریکا شده است؛ گلوگاه‌هایی که به تولید موتور‌های راکتی جامد، مواد منفجره و نیروی انسانی ماهر مربوط می‌شوند. این ارقام به‌روشنی نشان می‌دهد که واشنگتن در جنگ فرسایشی با کشورمان نه تنها به هیچ‌یک از اهداف اعلامی خود نرسیده، بلکه ذخایر استراتژیک خود را نیز در مسیر نابودی قرار داده است.

از سوی دیگر، یکی از مهم‌ترین درس‌های جنگ اخیر را باید در تحول مفهوم پایگاه نظامی جست‌و‌جو کرد. پایگاه‌های آمریکا در منطقه که روزگاری نماد قدرت بی‌چون‌وچرای واشنگتن بودند، اکنون به گره‌های آسیب‌پذیر شبکه نظامی آمریکا تبدیل شده‌اند. آسیب به یک پایگاه لزوماً به معنای از بین رفتن ظرفیت نظامی آن نیست، اما می‌تواند کارایی شبکه‌ای را که آن پایگاه بخشی از آن است به شدت کاهش دهد. ایران با عملیات دقیق و مقتدرانه خود توانست معماری حضور نظامی آمریکا در منطقه را تحت فشار قرار دهد و واشنگتن را مجبور کند نیرو‌ها و تجهیزات خود را به نقاط دورتر منتقل کند. این همان مفهومی است که در مطالعات نظامی از آن با عنوان «عمق لجستیکی» یاد می‌شود.

آمریکا همچنان دارای ظرفیت عظیم نظامی است، اما این جنگ ثابت کرد که برتری نظامی به تنهایی تضمین‌کننده پیروزی نیست. جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر قدرت بازدارندگی بومی، توانست بخشی از زیرساخت‌ها و تجهیزات آمریکا را هدف قرار دهد و هزینه‌های جنگ را برای واشنگتن به سطحی برساند که بازسازی آن سال‌ها به طول بیانجامد. اکنون یک مسابقه دوطرفه در حال شکل‌گیری است؛ آمریکا در حال بازسازی ذخایر و بازنگری در آرایش نظامی خود است و کشورمان نیز از تجربه جنگ برای تقویت قابلیت‌های تهاجمی و پدافندی خود بهره می‌برد. اما یک چیز مسلم است: دوران یکه‌تازی و مصونیت آمریکا در غرب آسیا به پایان رسیده و جمهوری اسلامی ایران به عنوان قدرت تعیین‌کننده منطقه، قواعد بازی را در دست دارد.

نظرات بینندگان
captcha
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات