صفحه نخست >>  عمومی >> گزارش
تاریخ انتشار : ۰۵ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۰  ، 
کد خبر : ۳۹۶۶۴۰

از چند بشکه نفت تا توهم بازیگری جهانی

غربی‌ها که در بازی آمریکایی- صهیونی اقدام علیه ایران را در پیش گرفتند اکنون تاوان اشتباه محاسباتی را پرداخته و بسته شدن تنگه هرمز که می‌تواند به باب المندب نیز گسترش یابد بومرنگ بحران را به این کشور‌ها رسانده است.
صبح صادق آنلاین / علی تتماج

همزمان با شتاب گرفتن پیشروی یمنی‌ها در آزادسازی سرزمین‌های تحت اشغال مزدوران سعودی – اماراتی، و در شرایطی که حتی ائتلاف مکه شامل پاکستان و ترکیه که با عربستان تعهد امنیتی دارند، حاضر به ورود مستقیم به جنگ علیه یمن نشده‌اند در اقدامی تامل برانگیز برخی کشور‌های اروپایی از افزایش حمایت‌های رسمی از عربستان برای کشتار بیشتر در یمن خبر داده‌اند. از یک سو  امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه پنجشنبه ۲۴ سپتامبر در گفت‌وگویی تلویزیونی از فرستادن نیرو‌ها و تجهیزات نظامی این کشور برای محافظت از یکی از تأسیسات نفتی عربستان سعودی در مقابل حملات انصارالله یمن خبر داد. به گفته او فرانسه در پی حملات یمنی‌ها، "تجهیزات و نیرو‌های نظامی" را برای کمک به حفاظت از بندر راهبردی "ینبع" در عربستان اعزام خواهد کرد. مکرون افزود: «ما برای حفاظت از این تأسیسات، امکانات نظامی شامل نیرو، رادار و سامانه‌های دفاعی خواهیم فرستاد.»

پیش از او نیز برنهام نخست‌وزیر انگلیس به نیروی هوایی این کشور اجازه داده تا به جنگنده‌های سعودی که علیه یمن حملات انجام می‌دهند، سوخت‌رسانی کند. خبرنگار پالتیکو با اشاره به گرفتن تایید این خبر از نخست‌وزیری انگلیس، افزود که این ماموریت شامل یک هواپیمای سوخت‌رسانی نیروی هوایی انگلیس مستقر در قبرس خواهد بود که در روز‌های آینده آغاز خواهد شد. شبکه «بی‌بی‌سی» نیز به نقل از نخست‌وزیر انگلیس گزارش داد که این اقدام به دنبال درخواست سعودی برای «حمایت نظامی» و با هدف حفاظت از ثبات منطقه‌ای و منافع بریتانیا انجام شده است. این اقدام از سوی انگلیس و فرانسه در حالی صورت می‌گیرد که در عرصه داخلی به دلیل بحران شدید اقتصادی بویژه در تامین انرژی، اعتراضات مردمی بالا گرفته است و حتی می‌تواند پیامد‌های سیاسی و امنیتی برای آنها به همراه داشته باشد. غربی‌ها که در بازی آمریکایی- صهیونی اقدام علیه ایران را در پیش گرفتند، اکنون تاوان اشتباه محاسباتی را پرداخته و بسته شدن تنگه هرمز که می‌تواند به باب المندب نیز گسترش یابد، بومرنگ بحران را به این کشور‌ها رسانده است. به نظر می‌رسد سران پاریس و لندن با توهم برخورداری از منابع انرژی بیشتر عربستان و کشور‌های عربی وارد این جنگ شده‌اند، در حالی که تجربه آمریکا نشانگر شکستی سخت است که در انتظار آنهاست.

در همین حال ورود انگلیس و فرانسه به جنگ را در قالبی بزرگ‌تر به نام نقش اروپا در معادلات غرب آسیا می‌توان مورد ارزیابی قرار داد. اقدام اتحادیه اروپا در محکوم سازی آنچه حمله یمنی‌ها به مکه نامیدند و نیز رویکرد گروه ۷ به حمایت از عربستان و محکوم کردن حملات یمن به سعودی در کنار اعلام تعهد پذیری برخی اروپایی‌ها از جمله آلمان، فرانسه و انگلیس به حمایت نظامی از عربستان در این چارچوب قابل ارزیابی است. با توجه به بحران انرژی حاکم شده بر اروپا که می‌رود تا به اعتراضات اجتماعی و سیاسی مبدل شود که شکست حزب حاکم آلمان در انتخابات ایالتی نمودی از آن است و نیز پیامد‌های جنگ با روسیه و نیز باج خواهی آمریکا از اروپا در حوزه انرژی به نظر می‌رسد، اروپایی‌ها با رویکرد به اصطلاح حمایتی به کشور‌های عربی به دنبال منابع جدید انرژی هستند هر چند که حملات یمنی‌ها به آرامکو و تاسیسات نفتی عربستان این رویا را می‌تواند به کابوسی بزرگ برای اروپا مبدل سازد.

نکته دیگر آن است که هر چند که اروپایی‌ها با استمرار هزینه کرد‌های ده‌ها میلیارد دلاری در جنگ اوکراین و اکنون با نام حمایت از عربستان به دنبال نمایش قدرت و بازیگری جهانی هستند، اما واقعیت‌های میدان حکایت از بحران تردید‌های راهبردی اروپا دارد که ریشه آن را در بحران اقتصادی، ناتوانی در بومی سازی امنیت و انزوای جهانی اروپا می‌توان جست‌و‌جو کرد. در جنگ اوکراین به رغم هزینه صد‌ها میلیارد دلار اروپا رسما عنوان می‌کند که توان تسلیحاتی‌اش در برابر روسیه ناتوان است و قطعیتی برای پیروزی ندارد. اکنون نیز در حالی وارد جنگ علیه یمن شده که همان تردید‌ها مشاهده می‌شود چنانکه کالاس مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا گفته است: «ما برای هرگونه عملیات دریایی اتحادیه اروپا در دریای سرخ به بیش از ۱۰ کشتی جنگی نیاز خواهیم داشت». این سخنان نوعی اعتراف به بن بست راهبردی اروپا در نظامی گری جهانی است که ورود آن به جنگ به عنوان بازیگری مقتدر را در حد متحدی غیر قابل اتکا تنزل می‌دهد.

ورود غربی‌ها به جنگ یمن در شرایطی که عربستان رسما از حمایت آمریکا ناامید شده است در کنار آنکه نمایش چهره یک متحد قابل اتکا برای باز کاهش شتاب زوال جهانی اروپاست، ریشه در تصورات غرب مبنی بر بازگشایی همزمان تنگه هرمز و باب المندب دارد. اروپایی‌ها که در نهایت اذعان کردند در تجاوز آمریکایی- صهیونیستی علیه ایران مشارکت حمایتی داشته‌اند تا به زعم خویش بازگشایی تنگه هرمز را اجرا کنند، اکنون با ورود به جنگ یمن بعد دیگری از این توهم را در پیش گرفته‌اند. مواضع گروه هفت مبنی بر ادعای لزوم پایان حمایت‌های تسلیحاتی ایران از یمن، و سخنان مکرون رئیس جمهور فرانسه پس از دیدار با ترامپ که مدعی هماهنگی جهت حل بحران دریانوردی در تنگه هرمز و باب المندب شده و نیز اقدام برخی غربی‌ها برای تدوین قطعنامه ضد ایرانی برای بازگشایی تنگه هرمز گواهی بر این امر است. به نظر می‌رسد غرب همچنان در این توهم است که با جنگ افروزی و افزایش فشار می‌تواند ایران و یمن را تسلیم سازد. حال آنکه تجربه ماه‌های اخیر نشان می‌دهد که ایران و یمن با تکیه بر بومی سازی امنیت و تاب آوری بالای ملی، حاضر به تسلیم شدن نیستند و در نهایت این طرف‌های متخاصم هستند که باید تغییر رفتاری قابل راستی آزمایی را به نمایش گذارند. اروپا با ورود به جنگ یمن گره‌های کور تنگه‌های را کورتر خواهد کرد که تاوان پس لرزه‌های آن را با فاکتور‌های انتخاباتی و حتی هزینه‌های امنیتی خواهد پرداخت.

نظرات بینندگان
captcha
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات