با نزدیک شدن به پنجم آبان و برگزاری انتخابات زودهنگام پارلمانی در سرزمینهای اشغالی، صحنه سیاسی این رژیم در وضعیتی از تعلیق و بلاتکلیفی فرو رفته است. نظرسنجیها از شکلگیری یک تعادل شکننده خبر میدهند و هیچیک از دو قطب اصلی توان کسب ۶۱ کرسی لازم برای تشکیل کابینه را ندارند. بیش از هفت میلیون رایدهنده قرار است پای صندوقها بروند و ۱۲۰ نماینده کنست را برگزینند، اما دادههای میدانی تصویری از یک بنبست تمامعیار ترسیم میکنند. ائتلاف حاکم به رهبری بنیامین نتانیاهو به همراه احزاب تندرویی مانند بنگویر و اسموتریچ بین ۵۰ تا ۵۴ کرسی به دست میآورد و در خوشبینانهترین حالت به مرز ۵۸ تا ۶۰ کرسی میرسد، اما از کسب اکثریت مطلق ناتوان است. در سوی دیگر، اردوگاه مخالف به رهبری گادی آیزنکوت، فرمانده پیشین ستاد ارتش، با پیشبینی ۵۲ تا ۵۶ کرسی، بدون اتکا به احزاب عربی شانسی برای عبور از حدنصاب ۶۱ کرسی ندارد و همین امر، تشکیل کابینه آینده را در هالهای از ابهام فرو برده است.
چهار مسیر احتمالی پیش روی این رژیم قرار دارد که هیچکدام گشایشی در بحران ایجاد نمیکند. نخست، بازگشت مجدد نتانیاهو به قدرت با احتمالی متوسط رو به بالا. او کارزار پیش رو را نبردی برای بقای فردی و آخرین فرصت جریان راست افراطی برای بازآرایی ساختار سیاسی میداند و بر ترفند دیرینه خود یعنی وسوسه نمایندگان مخالف و شکافانداختن در احزاب رقیب تکیه خواهد کرد، همانگونه که پیشتر فراکسیونهای باراک، گانتس و بنت را متلاشی کرد. دوم، مأمور شدن آیزنکوت برای تشکیل کابینه با احتمالی برابر با گزینه نخست. او با تکیه بر نارضایتی عمومی از نتانیاهو و فضای سرد بینالمللی علیه او پیش میرود، اما در ائتلافسازی با موانع سنگینی روبهرو میشود، زیرا متحدانی، چون لیبرمن حاضر به پذیرش آرای احزاب عربی نیستند و اختلافات شدیدی با بنت بر سر رهبری جناح میانه وجود دارد. دولتی که از این مسیر شکل بگیرد، بسیار متزلزل و ناتوان در برابر اپوزیسیون خواهد بود. سوم، طرح اسحاق هرتزوگ، رئیس این رژیم، که شانس آن ضعیف تا متوسط برآورد میشود. او که از آسیبهای سنگین دولت تندرو بر وجهه بینالمللی تلآویو به تنگ آمده، وعده داده مأموریت تشکیل کابینه را به چهرهای با بیشترین شانس ثبات بسپارد و حتی مذاکرات را علنی کند، اما پافشاری نتانیاهو بر ریاست ابتدایی در دولتهای چرخشی و امتناع قاطع مخالفان از شراکت با او، این ایده را ناکام میگذارد. چهارم، ورود مجدد به چرخه انتخابات زودهنگام که برای نتانیاهو یک سپر دفاعی امن است. طبق قانون، رایزنیها تا پنج ماه قابل تمدید است و پس از آن پارلمان منحل میشود. این مسیر او را تا دور بعدی در جایگاه نخستوزیر موقت نگه میدارد و از محاکمه در پروندههای فساد و پاسخگویی در تحقیقات جنگ مصون میسازد.
نکته حائز اهمیت آن است که هر دو رقیب اصلی بر سر اهداف نهایی این رژیم در جنگهای منطقهای علیه ایران، لبنان و سوریه و رد قطعی تشکیل کشور مستقل فلسطینی در مرزهای ۱۹۶۷ اشتراک نظر دارند و هر دو برخاسته از جامعهای هستند که به شدت به سمت افراطگرایی مذهبی و قومی متمایل شده است. تفاوت تنها در روشهاست؛ نتانیاهو به قدرت عریان و نمایشهای پرطمطراق گرایش دارد، در حالی که آیزنکوت تلاش خواهد کرد ابزار نظامی را با پوشش دیپلماسی تلفیق کند تا مناسبات لرزان با واشنگتن و اروپا را بهبود بخشد. او در قبال ایران کاملاً با راهبرد آمریکا هماهنگ خواهد بود؛ بنابراین با کنار رفتن نتانیاهو، جریانهای منطقه به زودی درمییابند که آیزنکوت چیزی جز همان نتانیاهو با نقاب دیپلماتیک نرم نیست و تغییر چهرهها، تغییری در ماهیت خصومت این رژیم با ملتهای منطقه ایجاد نخواهد کرد.