در روزهای اخیر، وزارت خزانهداری ایالات متحده در راستای تداوم کارزار فشار اقتصادی و عملیات موسوم به «طرد اقتصادی»، جبهه جدیدی را علیه ملت ایران گشوده است. اظهارات «اسکات بسنت»، وزیر خزانهداری آمریکا، مبنی بر زمینگیر کردن تمام خطوط هوایی ایران و تهدید ثانویه علیه شرکتهای سوخترسانی، فرودگاهها و نهادهای بینالمللی خریدار و فروشنده بلیتهای هوایی، نشاندهنده تلاش واشنگتن برای تحمیل یک «محاصره هوایی» تمامعیار است. تحریم ۲۷ شرکت هواپیمایی، از جمله ایرانایر تور، کیش، قشم، سپهران، زاگرس و آسمان در کنار تعلیق پروازهای شرکتهای خارجی، ابعاد این کارزار خصمانه را روشن میکند؛ اما تحلیل عمیق این تحرکات جدید، حقیقت دیگری را افشا میکند: آمریکا به انتهای بازی رسیده است و تیر آخر را شلیک میکند.
۱ـ فعالسازی آخرین گزینه
چرا جبهه استکبار پس از تجربه ناکام محاصره دریایی، جنگ اقتصادی و تحریمهای ظالمانه، اکنون میخواهد تحریم هوایی را بیازماید؟ پاسخ را باید در ناکارآمدی ابزارهای قبلی جستوجو کرد. کاخ سفید در سالهای اخیر هر آنچه در چنته داشتـ از فعالسازی مکانیسم ماشه و اسنپبک گرفته تا خطونشانهای نظامی و فلجکردن شریانهای مالیـ به کار بست تا اراده و مقاومت ملت بزرگ ایران را بشکند؛ اما ایستادگی غیرتمندانه و هوشمندانه ایران اسلامی اجازه نداد دشمن حتی یک امتیاز استراتژیک در پای میز مذاکره و کارزار جنگ نظامی کسب کند. بهکارگیری استراتژی فلجسازی خطوط هوایی هم ناشی از دست خالی آمریکا برای امتیازگیری جدید است. واشنگتن گمان میکند با دستاندازی به آسمان میتواند معادلات شکستخورده روی زمین و دریا را جبران کند. اکنون که یازده سال از ادعاهای رئیسجمهور اسبق آمریکا، باراک اوباما درباره روی میز قرار داشتن همه گزینهها میگذرد، به نظر میرسد محاصره هوایی، آخرین گزینه آمریکاییهاست و تاکنون هیچ گزینهای نتوانسته است ملت ایران را در هم بشکند.
۲ ـ انفعالی آمریکا در برابر قدرتمند ایران
از سوی دیگر دستیازی به تحریم هوایی، واکنش انفعالی اتاقهای فکر واشنگتن به کارآمدی ابزارهای فشار ایران در اداره داخلی و خنثیسازی تحریمهاست. جمهوری اسلامی ایران نشان داد که هم در اداره هوشمندانه امور داخلی موفق بوده، و هم با مدیریت اقتدارآمیز پهنه انرژی و حضور فعال در آبراههای بینالمللی، فشار مضاعفی بر اقتصاد جهانی و بهویژه محاسبات تورمی آمریکا وارد کرده است. واشنگتن مطلع است که اعمال قدرت ایران در تنگه هرمز قیمت انرژی را در بازار داخلی آمریکا ملتهب کرده است؛ از این رو، با اهرم تحریم هوایی میکوشد فشار متقابلی ایجاد کند تا شاید بتواند شریانهای مواصلاتی منطقهای را بازسازی کرده و از بار هزینههای اقتصادی خود بکاهد.
۳ـ رؤیای بیتعبیر
تجربه نشان داده است تحریمهای یکجانبه هوایی نیازمند کارزار و اجماع جهانی است؛ امری که در دنیای چندقطبی امروز به آسانی دستیافتنی نیست. هرچند پایتختهای غربی و برخی کشورهای دستنشانده منطقه ممکن است با واشنگتن همراهی کنند، اما بدنه اصلی قدرتهای اقتصادی جهان دلیلی برای تبعیت محض از زیادهخواهی آمریکا ندارند. هرچند به هرحال مراودات هوایی ایران عمدتاً منطقهای است و همپیمانی برخی کشورهای همسایه با کارزار ترامپ- بسنت شاید محتمل باشد، اما قاعدتاً برای آنها بدون هزینه متقابل نخواهد بود.
همانطور که در تدابیر شورای عالی امنیت ملی و صحبتهای دبیر محترم آن، «سردار محسن رضایی» پیشبینی شده، ایران در برابر این زیادهخواهی بیتفاوت نخواهد ماند و به اقدامات کارآمد و متقابل دست خواهد زد. موضع صریح رئیسجمهور دکتر پزشکیان در صحن سازمان ملل متحد هم یادآور این اصل بنیادین حکمت و اقتدار است: «امنیت در منطقه یا برای همه خواهد بود، یا ناامنی را همگان با هم تحمل خواهند کرد.»
۴ـ لزوم صیانت از خطوط قرمز
جمهوری اسلامی ایران خوب میداند که تثبیت گزاره «امکان تحریم و محاصره هوایی ایران» خطری جدی و بدعتی ظالمانه در حقوق بینالملل است. اجازه دادن به دشمن برای جاانداختن این معادله، آسیبهای مکرری به همراه خواهد داشت. از اینرو، راهبرد قاطع نظام بر پایداری، ورود جدی و مقابله به مثل از همان گامهای نخستین است تا اصل این معادله متجاوزانه پیش از تثبیت فرو بپاشد.
۵ـ سنت الهی و افول استکبار
سیاست تحریم هوایی ایران دقیقا مانند سیاست حمله به زیرساختها، یک بازی دو سر باخت برای تمام بازیگران منطقه است. کشور تحریمکننده و همراهان منطقهای آن، خود از منافع سرشار ترانزیت، تجارت و گردشگری محروم خواهند شد. کشورهای همسایه باید بدانند که ورود به نمایش آمریکایی- صهیونیستی، دستاوردی جز بیثباتی برای خودشان نخواهد داشت؛ چرا که بر اساس سنن تخلفناپذیر الهی، باطل رفتنی و زائلشدنی است؛ بنابراین در پایان این معرکه، این آمریکا و رژیم جعلی صهیونیستی هستند که ناچار به خروج و افول از این منطقه خواهند بود. آن روز، ما و کشورهای منطقه میمانیم؛ پس چه بهتر که همسایگان، تدبیر و عقلانیت را بر تبعیت کورکورانه از شیطان بزرگ ترجیح دهند تا آینده منطقه را خودمان و با ارزشها و منافع جمعی کشورها شکل بدهیم.