دورهگردی و اعتراف به فشار بر ۵۰ کشور برای مشارکت در تحریم اقتصادی ایران از یک سو بیانگر دروغین بودن انزوای ایران است و از سوی دیگر نشانهای بر ناتوانی آمریکا جهت اجماعسازی در نهادهای جهانی علیه تهران میباشد. جنگ اقتصادی در قالب محاصره دریایی و هوایی در حالی به رکن اصلی جنگ افروزی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران مبدل شده است که سران کاخ سفید مدعی شدهاند جاناتان برک، از مقامهای ارشد وزارت خزانهداری ایالات متحده آمریکا، در مجموع به بیش از ۵۰ کشور در خاورمیانه و اروپا سفر کرد و به آنها هشدار داد روابط خود با ایران را متوقف کنند. والاستریت ژورنال با انتشار گزارشی در این زمینه نوشت او در جریان این سفرها به این کشورها هشدار داده و به آنها گفته است که ادامه تجارت با ایران، آنها را بهطور کامل از تجارت با آمریکا محروم خواهد کرد. این ادعا در حالی مطرح میشود که در باب آن چند نکته قابل توجه است.
اصرار اقتصادی نشانی بر شکست نظامی
آمریکا در حالی مدعی اولویت شدن تحریمها و فشارهای اقتصادی و دوره گردی جهانی برای اجرای آن شده است که پیش از این مدعی بود که گزینه نظامی آن به نتایج کامل دست یافته و ایران نابود و دیگر توانی برای ماندن ندارد. رویکرد به گزینه قدیمی فشار اقتصادی را میتوان سندی آشکار بر شکست گزینههای نظامی و دیپلماسی برای تسلیم سازی ایران دانست که تهی بودن ادعاهای ترامپ را بر همگان آشکار میسازد. حلقه تکمیلی این فرایند را آینده فروشی آمریکاییها با وعده ارزان شدن سوخت پس از انتخابات تشکیل میدهد که با وعده درمانی به دنبال جلوگیری از شدت شکست جمهوریخواهان در انتخابات میباشند.
انزوایی که دروغش آشکار شد
آمریکاییها بر این ادعایند که توانستهاند ایران را به کشوری منزوی و به تنها مانده مبدل سازند که هیچ کشوری حاضر به روابط با آنها نیست. همچنین آنها ادعا دارند که ایران با تسلیم شدن و کنار نهادن توان هستهای، موشکی و منطقهای میتواند به تجارت جهان باز گردد. این دو ادعا در حالی مطرح میشود که دوره گردی و اعتراف به فشار بر ۵۰ کشور برای مشارکت در تحریم اقتصادی ایران از یک سو بیانگر دروغین بودن انزوای ایران است و از سوی دیگر نشانهای بر ناتوانی آمریکا جهت اجماع سازی در نهادهای جهانی علیه تهران میباشد. آمریکا نه شورای حکام نه شورای امنیت و حتی در جمع متحدان اروپایی و ناتو نتوانسته اجماعی علیه ایران ایجاد نماد و به اذعان خودشان اکنون به دنبال جلب رضایت انفرادی کشورها هستند. نکته مهم آنکه آنها نامی از کشورها نمیبرند، چرا که تجربه نشان داده که این اجماع سازیهای ادعایی معمولا با کشورهای ذرهای است که حتی روی نقشه نیز محلی از اعراب ندارند، چه رسد به نقش جهانی که ایران بخواهد با آن تجارت داشته باشد. به عبارتی دیگر میتوان گفت که آمریکاییها ناخواسته به جایگاه جهانی ایران و اجبار به دوره گردی برای کاهش این جایگاه اعتراف کردهاند.
نشستهایی با پیام واحد
شاید بتوان گفت یکی از مهمترین پیامدهای جنگ رمضان را الگوتر شدن ایران برای جامعه جهانی تشکیل میدهد که نتیجه آن نیز رویکرد بسیاری از کشورها و ساختارهای منطقهای و بینالمللی به توسعه روابط با ایران است. مدل رفتاری حاضران در اجلاس شانگهای قرقیزستان و بریکس هند و اخیرا نیز نشست سازمان ملل به خوبی نقش و ظرفیت جهانی ایران را آشکار ساخت. استقبال گستره جهانی از سخنرانی پزشکیان رئیس جمهوری اسلامی ایران در کنار اعتراضها به سیاستهای آمریکا و خروج ۷۷ کشور از نشست سخنرانی نتانیاهو در کنار رایزنیهای فشرده پزشکیان و عراقچی با مقامات سایر کشورها گواهی بر این مهم است. پیام واحد این نشستها در یک جمله خلاصه میشود و آن اینکه ایران نه یک بازیچه بلکه بازیگری فعال است که نقشی ارزنده و تاثیرگذار در تحقق نظم نوین جهانی ایفا میکند.
تنگهای که با تهدید باز نمیشود
آمریکاییها در حالی همچنان بر گزینه نظامی و نیز داستان سرایی مبنی بر عبور روزانه میلیونها بشکه نفت و تسلط آمریکا بر تنگه هرمز و اینکه قیمت سوخت و نفت پس از انتخابات و رای آوردن جمهوریخواهان سقوط خواهد کرد به دنبال مدیریت انتخابات و دستاورد سازی برای ترامپ هستند که این روایت سازی با ابهامات بسیاری مواجه است. از یک سو قیمت نفت ۱۰۶ دلاری و افزایش هر روزه قیمت بنزین و گازوئیل در اروپا و آمریکا در کنار بدهی ۴۰ تریلیون دلاری آمریکا و نیز اذعان نهادهای مالی جهانی مبنی بر تشدید بحران اقتصادی جهان دروغین بودن ادعای تسلط آمریکا بر تنگه هرمز و در عین حال بازگشت بومرنگ محاصره اقتصادی به سمت محاصره کنندگان ایران را آشکار میسازد. از سوی دیگر ایران نیز با مقاومت میدان، دیپلماسی و خیابان داری مردم در کنار گسترش دامنه عملیاتی و محدودیتی ایران در خلیج فارس و دریای عمان و نیز تاکید تهران بر شروط مذاکراتی خویش حتی به قیمت جنگ آخرالزمانی نشان میدهد که تنگه هرمز با زور و تهدید بازگشایی نخواهد شد. ایران امروز بازیگری است که تمامی معادلات اقتصادی، سیاسی و امنیتی به واسطه رفتارهای او رقم زده میشود و هیچ قدرتی توان مقابله با آن را ندارد. آمریکا امروز دو گزینه دارد یا آنکه باید به جنگ گسترده با هزینه کردهای بسیار باز گردد و یا آنکه به خواستههای ایران تن دهد چرا که وضعیت کنونی در سایش تاب آوری رسواییهای بیشتری برای آمریکا رقم خواهد زد بویژه آنکه تبعات اقتصادی آن عرصه داخلی آمریکا را به شدت متاثر کرده که حداقل فاکتور نویسی این وضعیت شکست ترامپ و جمهوریخواهان در انتخابات میان دورهای کنگره خواهد بود.