برخلاف تصویر تحریفشدهای که استعمارگران اروپایی از قاره آفریقا ساختهاند، این سرزمین پیش از ورود آنان، خاستگاه تمدنی کهن، سازمانیافته و شکوفا بود. تمدن آفریقایی با جمعیتی بالغ بر یکصد میلیون نفر، از ابزار و ادوات آهنی استفاده میکرد و در امور کشاورزی مهارت چشمگیری داشت. آفریقاییها مراکز شهری بزرگی داشتند و در صنایع نساجی، سفالگری و مجسمهسازی به دستاوردهای برجستهای نائل شده بودند. در دورانی که اروپاییها تازه در حال آغاز رشد برای تبدیل شدن به ملتی نوین بودند، آفریقاییها حکومتی باثبات و سازمانیافته داشتند.
گزارشهای خود اروپاییها نیز گواهی بر این شکوه است. یک گزارش هلندی در حوالی سال ۱۶۰۰ درباره قلمرو پادشاهی بنین در غرب آفریقا میگوید: «وقتی به آن شهر وارد میشوید به نظر میرسد بسیار بزرگ است. به خیابان بزرگ پهناوری میرسید که سنگفرش نشده و به نظر میرسد هفت یا هشت برابر عریضتر از خیابان وارموس در آمستردام باشد... خانهها در این شهر با نظم و ترتیب خوبی ساخته شدند و در یک ردیف در کنار هم قرار گرفتهاند، درست مانند خانهها در هلند.» ساکنان گینه ساحلی نیز طبق گزارش یک مسافر اروپایی در ۱۶۸۰: «مردمانی بسیار متمدن و خوشبرخورد هستند و به راحتی میتوان با آنها معامله کرد و آنچه را که اروپاییان نیاز دارند با ادب و متانت فراهم میآورند و کاملاً آمادهاند تا دو برابر هدایایی را که به ما میدهند، به ما بدهند.»
باسیل دیویدسون در کتاب «تجارت برده آفریقایی»، قانون در کنگو در اوایل قرن شانزدهم میلادی را با قانون در پرتغال و انگلستان مقایسه میکند. در انگلستان تا حوالی سال ۱۷۴۰ ممکن بود یک کودک را به خاطر دزدیدن تکه پارچهای به دار آویخت؛ اما در کنگو هنوز زندگی با سنتهای قبیلهای و پیوندهای اجتماعی باقی مانده و اندیشه مالکیت خصوصی، اندیشهای مهجور و غریبه بود و دزد را با پرداخت جریمه یا مدت معینی کار اجباری مجازات میکردند. یک رهبر کنگویی که قوانین جزایر پرتغالی را برایش شرح داده بودند، به شوخی از یک نفر پرتغالی پرسید: «در پرتغال مجازات کسی که پایش را روی زمین بگذارد چیست؟»
این گزارشها و مقایسهها نشان میدهد ادعای غیرمتمدن بودن آفریقاییها، دروغی نظاممند برای توجیه غارت، بردهداری و استعمار بود.