صبح صادق >>  فرهنگ >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۰۷ مهر ۱۴۰۵ - ۱۴:۳۴  ، 
کد خبر : ۳۹۶۷۴۸
نگاهی به فیلم «جانشین»، ساخته مهدی شامحمدی

روایت نصرت در روزگار عطش

صبح صادق آنلاین / گروه فرهنگ

تاریخ و حافظه جمعی ملت‌ها، بدون حضور اسطوره‌ها و قهرمانان، متلاشی و بی‌هویت می‌شود. قهرمانان همان تکیه‌گاه‌های استواری هستند که روح همبستگی را در شریان‌های یک سرزمین جاری نگه می‌دارند. نگاهی به صنعت تصویر در غرب نشان می‌دهد غول‌های رسانه‌ای، مانند هالیوود، چگونه سال‌هاست با تولید انبوه ابرقهرمانان خیالی‌ـ از مرد عنکبوتی و سوپرمن گرفته تا کاپیتان آمریکا و بتمن _ می‌کوشند شکاف‌های عمیق اجتماعی، گسست‌های هویتی و آسیب‌های ساختاری جامعه آمریکا را زیر زره‌های افسانه‌ای و تار‌های فانتزی پنهان کنند. در آن فرهنگ، قهرمان ابزاری است برای تزریق غرور کاذب و نجات نظام سرمایه‌داری از طریق نمایش قدرت، ثروت و فردگرایی مطلق.

اما در این سوی جهان، تاریخ معاصر ایرانِ اسلامی لبریز از قهرمانانی واقعی و فراهالیوودی است؛ انسان‌هایی عینی که حماسه‌آفرینی‌شان نه در عالم خیال، بلکه در سخت‌ترین میدان‌های واقعی شکل گرفته است. سینمای دفاع مقدس، رسالتی فراتر از سرگرمی محض دارد؛ این سینما متکفل بازخوانی زیست این ستاره‌های واقعی است تا موتور هویت‌ساز نسل جوان را روشن نگه دارد. یکی از این دردانه‌های درخشان، سردار شهید حسین املاکی، جانشین لشکر قدس گیلان است؛ فرماندهی که سینمای ایران در فیلم «جانشین» به سراغ واکاوی ابعاد متفاوتی از شخصیت او رفته است.

روایت یک نصر

داستان «جانشین» در سال ۱۳۶۶ و در بستر آماده‌سازی برای یک نبرد حیاتی می‌گذرد. پس از ضربات سنگین رزمندگان بر پیکر دشمن در جبهه‌های جنوب، ارتش بعثی تمام توان خود را به مرز‌های غربی منتقل کرده تا تحرکی گسترده را سامان دهد؛ تحرکی که در صورت غفلت، ممکن است امنیت مناطق عمقی‌تر کشور را به خطر بیندازد. در این میان، نیرو‌های سپاه پاسداران در تدارک یک عملیات غافلگیرکننده در مناطق کوهستانی و صعب‌العبور شمال عراق، در منطقه ماووت و ارتفاعات ژاژیله هستند؛ نبردی که بعد‌ها در تاریخ دفاع مقدس با نام عملیات نصر۴ ثبت شد.

فیلم با نفوذ حسین املاکی با بازی آرمان درویش و با لباس مبدل به یک شهر کوچک کُردنشین در عراق آغاز می‌شود؛ جایی که او مشغول رصد دقیق مواضع بعثی‌هاست. اما قصه با چند گره دراماتیک مواجه می‌شود: از ماجرای یک نفوذی پیچیده تا مجروحیت شدید املاکی و از دست رفتن موقت حافظه‌اش. آسیب دیدن حافظه حسین، صرفاً یک عارضه جسمی نیست، بلکه انبار اطلاعات طبقه‌بندی‌شده و طرح‌های عملیاتی نصر۴ را در هاله ابهام قرار می‌دهد. در حالی که فرماندهان سپاه هیچ جایگزینی برای طرح دقیق او ندارند، او برای گذراندن دوران نقاهت به زادگاهش در گیلان بازمی‌گردد تا در کنار خانواده و هم‌محلی‌هایش، آرام‌آرام مسیر بازیابی هویت و حافظه خویش را طی کند.

زیست‌شناسی یک قهرمان

مهدی شامحمدی که پیشتر با ساخت فیلم «مجنون» نشان داده بود فرم درام جنگی را خوب می‌شناسد، در دومین تجربه داستانی خود یک گام به جلو برداشته است. در «جانشین»، تمرکز بر قصه‌گویی و شخصیت‌پردازی پررنگ‌تر از فضای مستندگونه اثر قبلی است. بزرگ‌ترین دستاورد فیلم، ترسیم فرآیند انسان معمولی تا قهرمان شدن است. «جانشین» حسین املاکی را یک اسطوره دست‌نیافتنی، منزه یا فارغ از عواطف بشری نشان نمی‌دهد؛ بلکه مخاطب را با جوانی خاکی و زیسته در دل مردم روستای کولاک‌محله لنگرود همراه می‌کند که در کوره حوادث جبهه به صلابت می‌رسد.

برخلاف منجی‌های اتوکشیده هالیوودی که عواطف را فدای قدرت تخریب می‌کنند، قهرمان این فیلم عظمتش را از عقلانیت جهادی و ایثار می‌گیرد. عقلانیت او در شناسایی‌های دقیق نظامی موج می‌زند، چنانکه بعثی‌ها هم به دقت طرح‌های او اذعان داشتند، و ایثار مطلقش در اوج بحران ناگهانی، متجلی می‌شود.

آرمان درویش در نقش شهید املاکی، یکی از ماندگارترین بازی‌های کارنامه خود را ارائه داده است. او با درک صحیح از حیای معنوی، صلابت و سکوت‌های پرمعنای شهید، توانسته نقش را از یک چهره‌پردازی سطحی به یک حضور جان‌دار بدل کند. کنترل صحیح نگاه و وقار حرکات، پرتره‌ای باورپذیر از این فرمانده گیلانی به دست می‌دهد. در کنار او، شکیب شجره در نقش فرامرز، گیله‌مردی آزادمنش، با لهجه شیرین لنگرودی و بذله‌گویی‌های به‌اندازه، اتمسفر فیلم را کاملاً متوازن می‌کند و کاراکتری به شدت سمپاتیک و دوست‌داشتنی می‌سازد. حضور امیر آقایی نیز در نقش نیروی کارکشته اطلاعاتی، وزن دراماتیک خرده‌پیرنگ‌ها را بالا برده است.

فرم و فراز و فرود‌های تکنیکی

از منظر کارگردانی، شامحمدی تسلط خود را بر زبان تصویر به رخ می‌کشد. افتتاحیه فیلم و خلق کنتراست میان زندگی عادی مردم کردستان عراق و سایه شوم‌دار اعدام بعثی‌ها، بدون هیچ دیالوگ اضافه‌ای شجاعت مردم منطقه و قساوت دشمن را به تصویر می‌کشد. صحنه‌های اکشن و مدیریت میدانی نبرد‌ها در ارتفاعات شمالی، نبض آدرنالین مخاطب را بالا نگه می‌دارد.

با این حال، اثر خالی از ضعف‌های ساختاری نیست. نخست، افت ریتم در پرده سوم فیلم است؛ اگرچه نیمه اول ضرباهنگ و توالی مناسبی دارد، در بخش پایانی، روایت به جای حرکت طولی، در عرض گسترش می‌یابد و صحنه‌های تبادل آتش طولانی در میدان نبرد گاهی فاقد کارکرد دراماتیک شده و فیلم را نیازمند تدوین مجدد و ایجاز بیشتر می‌کند. دوم، شتاب‌زدگی در بازیابی حافظه قهرمان داستان است؛ سکانس کلیدی بازگشت حافظه حسین در جریان نجات دخترش از رودخانه، قدری تمهید فیلمنامه‌ایِ دم‌دست به نظر می‌رسد. اگر سازندگان به واقعیت تاریخی زیست شهیدـ که طبق خاطرات همسرشان، روند بازیابی حافظه با یادآوری تدریجی دوستان پاسدار و خبر شهادت همرزمش شکل گرفت‌ـ وفادارتر می‌ماندند، منطق دراماتیک اثر قوی‌تر و اثرگذارتر می‌شد.

تجلی الگوی مدیریتی جهادی

سینمای دفاع مقدس هنگامی به غایت خود می‌رسد که بتواند الگویی کارآمد برای امروز جامعه ارائه دهد. شهید حسین املاکی در فیلم «جانشین» نماد تلاقی مدیریت محاسباتی و دقیق با شجاعت و مسئولیت‌پذیری میدانی است. او فرماندهی است که نه در پشت میز، بلکه در قلب بحران حضور دارد؛ شتاب‌زده تصمیم نمی‌گیرد؛ اما در وقت ایثار، از همه‌چیز خود می‌گذرد.

«جانشین» راوی فتح و نصرت است؛ روایتی اصیل در برابر جریان‌های خسته و مأیوسی که می‌کوشند سیمای رزمنده ایرانی را انسان‌هایی بریده یا ترسان نشان دهند. این فیلم ثابت می‌کند که آرمان‌خواهی، عقلانیت را شکوفا می‌کند و ایثار، عالی‌ترین تجلی انسانیت است. شهید املاکی با «جانشین» بار دیگر در فضای فرهنگی کشور متولد می‌شود تا به همه ما و به ویژه مسئولان یادآوری کند که خادمی مردم و پایمردی در مسیر حق، بهایی به سنگینی جان دارد، اما پاداشی به وسعت تاریخ.

نظرات بینندگان
captcha
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات