شعر آیینی در فرهنگ ایرانیـ اسلامی، همواره فراتر از یک قالب هنری صرف یا نغمهسرایی در مدح و مرثیه بوده است؛ این آوای زلال، در جوهر خود، محمل انتقال عالیترین معارف الهی، کشفوشهودهای معرفتی و حقایق عرفانی به جان تشنه انسانهاست. یکی از ابعاد مغفول و در عین حال حیاتی در عرصه شعر آیینی، توجه ویژه به مسائل عرفانی و معنوی است؛ دریای بیکران و عظیمی که میتواند روح جامعه را از سطحینگری نجات داده و به سرچشمههای عمیق حکمت متصل گرداند.
در میان میراث گراننگ ادبیات عرفانی ما، «مثنوی معنوی» مولوی گوهری بیبدیل و درخشانی است که شهید آیتاللهالعظمی امام سیدعلی خامنهای، بارها با نگاهی دقیق و عالمانه بر عظمت و جایگاه ممتاز آن تأکید فرمودهاند. رهبر شهید انقلاب در بیانات ماندگار خود در دیدار با شاعران، با اشاره به ژرفای معنوی آثار مولانا، حقیقت نگاه خود به این اثر ماندگار را آشکار میکنند؛ نگاهی که نشاندهنده عمق شناساگری و عیار معرفتی در مواجهه با تراث فرهنگی و معنوی ایرانزمین است.
ایشان با تفکیک هوشمندانه میان دیوان شمسـ که به دلیل زبان و حالت خاصش برای همگان به راحتی دستیافتنی نیستـ و «مثنوی معنوی»، بر توصیف خود مولانا از این اثر صحه میگذارند. مولانا در دیباچه کتابش، مثنوی را «اصول اصول اصول دین» مینامد؛ تعبیری شگفت که شاید در نگاه نخست برای برخی ثقیل بیاید، اما شهید خامنهای به صراحت تأکید میکنند: «واقعاً اعتقاد من هم همین است.»
این صحهگذاری، صرفاً یک تمجید شتابزده ادبی نیست، بلکه در عقلانیت عمیق اسلامی و فهم دقیق از معارف توحیدی ریشه دارد. جالبتر آنکه ایشان به خاطرهای ارزشمند از گفتوگوی خود با متفکر بزرگ دوران، شهید آیتالله مرتضی مطهری اشاره میکنند؛ آنجا که شهید مطهری نظر ایشان را درباره مثنوی میپرسد و حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای دقیقاً همین تعبیر «اصول اصول دین» را مطرح میکنند و فیلسوف معاصر، شهید مطهری نیز با صراحت و قاطعیت، بر درست بودن این برداشت مهر تأیید میزند.
تأیید همزمان دو اندیشمند برجسته و فقیه نواندیش تاریخ معاصر بر عظمت معارفی مثنوی، پیام صریحی برای اهالی فرهنگ، شاعران و بهویژه فعالان عرصه شعر آیینی دارد. مثنوی معنوی، درسنامه منظوم توحید، اخلاق، انسانشناسی و سلوک الیالله است. مولانا در قالب داستانها و تمثیلهای شیرین، ظریفترین مباحث کلامی و حکمت عملی را به لایههای زیرین ذهن مخاطب میفرستد.
امروز که فضای فرهنگی جامعه ما با هجوم فلسفههای پوچگرایانه و معنویتهای کاذب غربی مواجه است، بازگشت به گنجینههای اصیلی، چون مثنوی معنوی یک ضرورت استراتژیک است. شعر آیینی ما اگر میخواهد پاسخی جامع به نیازهای روحی نسل جوان بدهد، باید از حوضچه سطحینگری فاصله گرفته و به دریاچه عمیق حکمت مولوی وصل شود؛ حکتمی که به گواهی بزرگان اندیشه، راهنمایی روشن برای فهم اصول دین و زلالترین معرفت توحیدی است.