در تفکر اسلامی علم وسیلهای برای شناخت حقیقت، اصلاح انسان، تشخیص راه درست از نادرست و ساختن جامعهای مبتنی بر عدالت و کرامت انسانی است. از همینروست که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «طَلَبُ العِلمِ فَریضَةٌ عَلی کُلِّ مُسلِم»؛ طلب علم بر هر مسلمانی واجب است. این سخن نشان میدهد در نگاه اسلام، علمآموزی یک امر حاشیهای و تشریفاتی نیست، بلکه بخشی از مسئولیت انسان در برابر خودش، جامعه و حقیقت است.
امیرالمؤمنین علی (ع) نیز در سخنی خطاب به کمیل بن زیاد میفرمایند: «العِلمُ خَیرٌ مِنَ المالِ؛ العِلمُ یَحرُسُکَ وَ أَنتَ تَحرُسُ المالَ...»؛ علم از مال بهتر است، زیرا علم از انسان نگهبانی میکند، در حالی که انسان باید از مال نگهبانی کند. این نگاه، جایگاه واقعی دانش را روشن میکند: علم حقیقی باید انسان را از جهل، فریب، وابستگی و تصمیمهای نادرست حفظ کند و قدرت تشخیص و انتخاب آگاهانه به او بدهد. این روزها که طالبان علم در مراکز تحصیلی شروع به تحصیل کردهاند، مکرر با این شبهات مواجه میشوند. این شبهات و عیب گرفتنها فقط یک دلیل دارد و آن، اینکه دشمنان دین میخواهند انسانها را از علم واقعی دور کنند و به علمی که خودشان ساخته و پرداختهاند، جذب کنند. آنها دین را مانع اندیشیدن و پیشرفت علمی میدانند، در حالی که مسئله اصلی را باید در جای دیگری جستوجو کرد. دشمنان اسلام علمی میخواهند که از حقیقت، اخلاق و مسئولیت انسانی جدا شود و به «ابزار قدرت» تبدیل شود. هر دانشی که بدون پرسش از غایت و پیامدهای اخلاقی خود در خدمت منافع صاحبان قدرت قرار گیرد، میتواند به جای رهایی انسان، وسیله «سلطه» بر او شود. قدرتهای سیاسی جهان میخواهند از دانش، رسانه و نظریههای علمی برای توجیه تصمیمها و تأمین منافع خود استفاده کنند و علمی که اسلام به آن توصیه میکند مانعش میشود. به همین دلیل میخواهند انسانها را از دین و علوم دینی جدا کنند.
مسئله اساسی تقابل میان اسلام و علم نیست؛ بلکه تقابل میان علمِ مسئولانه و علمِ منفصل از حقیقت و اخلاق است. علمی که انسان را به حقیقت، عدالت، کرامت و آزادی از جهل نزدیک کند، در منطق دین اسلام ارزشمند است و دانشی که به ابزار فریب، سلطه و توجیه ظلم تبدیل شود، هر اندازه هم پیشرفته باشد، نمیتواند معیار کامل سعادت انسان قرار گیرد.