یا صاحب الزمان (عج) پاییز دلتنگیهایم را با مهر تو آغاز کردهام؛ به این امید که دست پر از مهربانیات، خزان بیرمق جانم را دوباره سبز و بهاری کند.
مولاجان! پنداشتهام که تو از من دوری؛ حال آنکه تو حاضرتر از جانی و این منم که پشت حصار دلتنگیها و بیلیاقتیهایم محبوس ماندهام؛ و من نیز تاوان همین دوری و دستکشیدن از آغوش امن تو را پس دادهام.
آقا جان! دست دراز کردن به شاخههای کوتاه دنیا، ثمری جز سقوط نداشت.
مولاجان! دلم در گرو دیدار توست! چشمهای خستهام را لیاقت دیدارت ببخش و بار دیگر دست گمشدهام را بگیر؛ که عبور بیخطر از این صراط، تنها با محبت دستهای تو ممکن است.