در پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای (مدظلهالعالی) که در تاریخ ششم مهرماه انتشار یافت؛ معظم له به یک نکته ظریف، پر معنا و نیازمند تبیین و تشریح اشاره فرمودند.
عصاره این نکته معرفی شدن ایران به عنوان " قدرت اول جهان " در دستگاه محاسباتی غیر مادی با نگاه دقیق الهی و توحیدی است.
در بخشی از این پیام آمده است:
" امروز کسانی ما را ابرقدرت چهارم دنیا میدانند. البته آنان بر اساس محاسبات دنیایی چنین میگویند؛ ولی محاسبات الهی، کشوری که خود را متعلق به عترت طاهره صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین میداند و عمده مردمانش دلبسته آن والا مقامانند و برای اقامه حق هراسی ندارند را قدرت اول جهان میداند. "
بدون تردید قدرت اول جهان نامیده شدن ایران از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی یک امر خیالی و ذهنی نیست. این قدرت یک واقعیت عینی و قابل توصیف با نشانگان غیر قابل انکار است.
در علوم سیاسی و روابط بینالملل، ساده ترین، معروفترین و پذیرفتهترین تعریف از قدرت، توان تحمیل اراده یک طرف به طرف دیگر است. بر اساس این تعریف، قدرت برتر آن است که بتواند اراده خود را بر دیگران تحمیل نماید.
حال پرسش اصلی آن است که در حدود نیم قرن گذشته ایران اسلامی با نظام ولایی اش در مواجهه و رویارویی با قدرتهای سلطه گر جهانی و خصوصا در مقابله با نظام مستکبر، قلدر و زورگوی آمریکا، تسلیم اراده مستکبرین و زورگویان شده، یا همواره به صورت مستمر اراده خود را بر آنان تحمیل کرده است؟
پاسخ بسیار روشن است، قدرتهای غربی از همان روز اول بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، بر اساس تصمیم خود در نشست گوادلوپ فرانسه، سیاست شکست انقلاب اسلامی و بر اندازی جمهوری اسلامی و تجزیه ایران را در پیش گرفتند؛ اما نتیجه چه شد؟
در حدود نیم قرن گذشته، غرب با همین سیاست با ایران مقابله کرده و هزاران میلیارد دلار هزینه نموده، اما نتیجه این رویارویی، پیشرفت و قدرتمندتر شدن ایران اسلامی در پی هر فشار و توطئهای بوده است.
از روزی که آمریکاییها به عنوان بزرگترین قدرت اقتصادی و نظامی جهان، ایران را به اقدام نظامی تهدید کردند و در نقطه مقابل حضرت امام خمینی (قدس الله نفسه الزکیه) با صراحت و قاطعیت فرمودند؛ آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند و ما آمریکا را زیر پا له خواهیم کرد.
مشخص شد که ایران به برکت انقلاب اسلامی و تحولات اساسی در مردمانش از جهات مختلف اعتقادی و معنوی به دلیل اتصال به خداوند متعال به ملتی شکست ناپذیر تبدیل شد. ملتی که بعدها سید الشهدای جبهه مقاومت حاج قاسم سلیمانی آن را ملت امام حسین و ملت شهادت نامید.
امام شهید در یکی از بیانات خود به اختصار در خصوص ماهیت منازعه ایران و آمریکا فرمودند؛ اصل قصه این است که ۴۷ سال است که آمریکا میخواهد ایران را ببلعد و ملت ایران مانع این بلعیدن است.
ماهیت خصومت آمریکا با ایران را هم ترامپ قبل از جنگ تحمیلی سوم اینچنین خواسته یا ناخواسته مورد اشاره قرار داد که رؤسای جمهور پیشین آمریکا ۴۷ است میخواهند جمهوری اسلامی را براندازند؛ اما موفق نشدهاند و من این کار را خواهم کرد.
آقای شهید ایران در همان مقطع با اشاره به این سخنان رئیس جمهور آمریکا، دو نکته کلیدی را بیان داشته و فرمودند؛ اولاً این اعتراف خوبی است که آمریکا ۴۷ سال تلاش ناکام برای براندازی جمهوری اسلامی ایران داشته و ثانیا من میگویم تو هم نمیتوانی.
در واقع امام شهید بر این نکته تأکید دارند که آمریکا هرگز قادر به تحمیل اراده خود به ملت بزرگ، امام حسینی و اهل جهاد و شهادت ایران نخواهد بود. آمریکاییها ۴۷ سال تلاش کردند تا جلو پیشرفت ایران را در حوزههای مختلف علوم و فنون نوین و از جمله در دانش و فناوری هستهای و موشکی بگیرند و مانع نفوذ منطقه و قدرت ائتلاف سازی جمهوری اسلامی در جبهه مقاومت شوند؛ اما در تمامی این موارد شکست خوردند.
به عبارت دیگر در تمامی این موارد در حدود نیم قرن گذشته این ایران اسلامی بوده که اراده خود را به دیگر قدرتها و از جمله آمریکا تحمیل کرده است.
اما در این رویارویی راهبردی و سرنوشت ساز جنگ تحمیلی سوم هم در حالی که ارتش تروریستی آمریکا به همراه ارتش رژیم صهیونیستی با تمام توان وارد جنگ با ایران شد، اینک نتیجه این جنگ را همه در جهان، شکست مفتضحانه آمریکا و پیروزی بزرگ و راهبردی ایران و جبهه مقاومت میدانند.
در قضاوت افکار عمومی دنیا و به ویژه در میان نخبگان سیاسی و نظامی جهان، ایران قدرتمندتر از قبل جنگ شده و در نقطه مقابل، آمریکا ضعیفتر از قبل جنگ شده است.
معنای این قضاوت آن است که ایرانیها اراده خود را بر آمریکاییها تحمیل کرده و ترامپ باید با قبول این شکست بسیار تلخ اجتنابناپذیر، به پایان حضور ایالات متحده در غرب آسیا تن دهد.
بدون تردید ملت قدرتمند ایران با برخورداری از اینچنین موقعیتی در جهان، با داشتن رویکرد مقاومت و ایستادگی در برابر مستکبران در پرتو مجاهدتهای خالصانه، با اذن الهی تمامی آرمانهای انقلاب اسلامی و از جمله ساخت تمدن اسلامی، آزادی قدس شریف و پدیده آوردن تمامی زمینههای ظهور را تحقق خواهد بخشید.
آری این همه، از نشانگان تبدیل شدن ایران به قدرت اول جهان است، چراکه ایران با ملت بزرگ و امام حسینی اش تکیه بر قدرت مطلق در عالم هستی دارد.
قدرتی که خود عزیز و شکست ناپذیر بوده و پیروزی هم به دست او رقم میخورد و او خود اینچنین به مومنین وعده نصرت داده است:
" وما النصر الا من عندالله العزیز الحکیم "