صفحه نخست >>  عمومی >> ویژه ها
تاریخ انتشار : ۰۹ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۳  ، 
کد خبر : ۳۹۶۸۰۳
بررسی خروج ارتش آمریکا از عراق

نرفتند اخراج شدند

روزنامه صدای ایران دو و نیم دهه بعد از جنگ عراق، آمریکا از این کشور خارج می‌شود، بدون اینکه هیچ‌یک از اهدافی که لیست کرده بود، محقق شود. سرنوشت آمریکا و خروجش از عراق، مصداقی از نحوهٔ جنگیدن و مبارزهٔ مقاومت است

سردمداران جنگ‌طلب آمریکا و انگلیس وقتی که در آخرین روز‌های اسفند ۱۳۸۰ به عراق لشکرکشی کردند، هدف خود را خلع سلاح عراق از جنگ‌افزار‌های کشتار جمعی، پایان دادن به حمایت صدام حسین از تروریسم و آزادسازی مردم عراق اعلام کرده بودند. جنگ‌افزار‌هایی که هیچ‌گاه حتی در عراق پس از صدام هم یافت نشد، ارتباطی که بین صدام حسین و تروریسم القاعده باز هم یافت نشد و مردمی که پس از جنگ از چالهٔ صدام بیرون آمده و در چاه درگیری‌های فرقه‌ای و مذهبی و در ادامه هم تروریستی افتادند و بیش از یک میلیون نفر از آنان قربانی این تجاوز شدند. چرا که چند سال بعد از آن، هسته‌های مهیب داعش و خلافت اسلامی بیرون آمد. تروریست‌هایی که القاعده‌ای‌ها در برابر آنها پاپ محسوب می‌شدند.

آتش فتنهٔ خلافت اسلامی و داعش هم نه با کمک آمریکا و انگلیس، که با حمایت مرجعیت دینی عراق و ارتش چندملیتی مقاومت و حمایت و پشتیبانی جمهوری اسلامی ایران خاموش شد. امروز و در دههٔ اول مهرماه ۱۴۰۵ و ۲۴ سال بعد از ستون‌کشی نظامی غرب به غرب آسیا، حالا هیچ‌کدام از ادعا‌هایی که آمریکایی‌ها برای حمله به عراق لیست کرده بودند، محلی از اعراب ندارند. بر مبنای یک دروغ، با سرنوشت یک کشور و ملت کشور بازی و آن را میان خود و تروریست‌های تکفیری و سلفی دست‌به‌دست کردند و اگر نبود غیرت مقاومت، معلوم نبود عراقِ امروز در دستگاه هاضمهٔ کدام‌یک از دشمنان منطقه در حال هضم و بلعیده شدن و افروختن آتش وحشت بود.

قصه، اما چیز دیگری بود. همهٔ ادعا‌های بالا ویترینی بود که قرار بود نیت اصلی مهاجمان به عراق را پنهان کند. نیت اصلی، کوبیدن میخ نظم آمریکایی در غرب آسیا بود و افزودن حاشیهٔ اطمینان برای رژیم عبری در درجهٔ اول و متحدان آمریکا در درجهٔ دوم و در نهایت هم زدن مهر پایان مسئلهٔ فلسطین. آمریکای مست از قدرت‌نمایی در جنگ اول خلیج فارس و هم‌زمان هم فروپاشی رقیب دیرینهٔ شرقی‌اش، حالا آمده بود تا تکلیف غرب آسیا را برای همیشه یکسره کند. طرح عراق قرار بود در ادامه در سوریه و ایران هم امتداد پیدا کند. همان ایستگاه اول، اما گلوگیر بودن لقمه برای آمریکایی‌ها دردسر آفرید. رزمندگان بدون مرز مقاومت، پروژهٔ توسعه‌طلبی آمریکایی را در همان ایستگاه نخست متوقف کردند.

جان گرفتن تروریسم تکفیری و درگیری‌های فرقه‌ای در زیر سکوت حمایت‌آمیز آمریکایی‌ها، انتقام آمریکایی از مقاومت و مجاهدت اسلامی در عراق بود. در ادامهٔ این فرایند هم بود که هم‌زمان با پروژهٔ آشوب در شام، غول مهیب خلافت اسلامی از چراغ استعمار بیرون آمد. اشغال عراق قرار بود به شکستن کمر جمهوری اسلامی ایران و متحدین مقاومت بینجامد که نینجامید. قرار بود غرب آسیا را برای رژیم صهیونی امن‌تر کند که نکرد. قرار بود حکومتی غرب‌گرا در عراق بر سر کار بیاورد که نیاورد. حالا دو دهه بعد از تهاجم به عراق، نه‌تنها غرب آسیا برای صهیونیست‌ها امن‌تر نشده، نه‌تنها جمهوری اسلامی از میان نرفته، بلکه عراق هم از دست صدام خارج و توسط کسانی اداره می‌شود که میلی به ماجراجویی علیه همسایهٔ فارسی‌زبان‌شان ندارند و با او پیمان‌های امنیتی می‌بندند.

کسانی که شاید چند صباحی به دلیل فشار آمریکایی‌ها بعضی دردسر‌ها برای ایران خلق کنند، اما هرگز خواستار آن نیستند که بخشی از ماشین جنگی و ضدامنیتی آمریکایی و اسرائیلی علیه ایران باشند.

دو و نیم دهه بعد از جنگ عراق، آمریکا از این کشور خارج می‌شود، بدون اینکه هیچ‌یک از اهدافی که لیست کرده بود، محقق شود. سرنوشت آمریکا و خروجش از عراق، مصداقی از نحوهٔ جنگیدن و مبارزهٔ مقاومت است؛ جبهه‌ای که صبورانه به سمت هدف مقدس خود حرکت می‌کند و با شهادت و رفتن انسان‌ها متوقف نمی‌شود. بماند که دست امروز مقاومت، چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی، حتماً بسیار پرتر از روز‌های تهاجم به عراق است.

من از قبیلهٔ دریا، من از عشیرهٔ طوفان

آهای کشتی جنگی! مرا ز نعره نترسان!

نسخه PDF

نظرات بینندگان
captcha
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات