استقلال یک اتفاق نیست؛ سفری چهارپردهای است. خطر همیشه آنجاست که ملتی در پرده اول بماند و خیال کند نمایش تمام شده است. جشن خروج آمریکاییها از عراق را گرفتند. چراغانی، رژه، شعار و شادی. این جشن، حق مردم عراق است؛ زیرا پایان یک حضور نظامی بیستوسهساله، پایان یک فصل است. اما اگر این جشن را پایان داستان بدانیم، داستان استقلال را اشتباه خواندهایم.
پرده اول: سربازان میروند، سایهها میمانند
در تاریخ ایران، پس از انقلاب ۱۳۵۷، مستشاران نظامی آمریکایی رفتند و حکومت دستنشانده فروپاشید. مردم شاد شدند. درست هم شاد شدند. اما خیلی زود معلوم شد که رفتن چکمهها، به معنای رفتن تفکر وابسته نیست.
امروز در عراق هم همین اتفاق افتاده است. آخرین سربازان آمریکایی خارج شدهاند. این یعنی «خروج فیزیکی». اما استعمار فیزیکی، تنها یک لایه از استعمار است. لایههای دیگرش میتوانند بمانند: در بانکها، در ذهن نخبگان، در اتاقهای تصمیمگیری، در قراردادهای نفتی و در وابستگی امنیتی.
هشدار این است: اگر عراق در همین پرده توقف کند، جشن خروج، به جشن فراموشی تبدیل میشود.
پرده دوم: خانه باید امن شود
پس از انقلاب ایران، کشور درگیر شورشهای تجزیهطلبانه، ترورهای سیاسی و جنگ تحمیلی شد. تثبیت امنیت داخلی، اولین آزمون واقعی استقلال بود. اگر دولت نتواند امنیت را در دست بگیرد، قدرتهای خارجی با بهانههای تازه برمیگردند.
عراق امروز دقیقاً در همین نقطه ایستاده است. آقای علی الزیدی، نخستوزیر عراق، از «روز حاکمیت» گفت و از لزوم انحصار سلاح در دست دولت تا ژوئن ۲۰۲۷. این سخن درستی است. اما سخن تا عمل فاصله دارد.
در این مسیر، یک نکته راهبردی را نباید فراموش کرد: تشخیص «خودی» از «غیرخودی» از خودِ خلع سلاح مهمتر است. اگر گروههای مسلح غیررسمی و خارج از چارچوب دولت خلع سلاح نشوند، اگر مرزها نفوذپذیر بمانند و اگر دولت نتواند امنیت را به همه شهروندان بهطور برابر ارائه دهد، آنوقت خروج آمریکا فقط یک خلأ ایجاد کرده است؛ و خلأ، همیشه با نفوذ دیگری پر میشود.
اما در این میان، حشد شعبی را نباید با گروههای شبهنظامی بیگانه و خارج از قانون یکی گرفت. حشد شعبی نیرویی رسمی، برخاسته از متن جامعه عراق و از ستونهای اصلی مبارزه با داعش است. اگر امروز عراق از استقلال و حاکمیت سخن میگوید، بخش مهمی از آن مرهون مجاهدتهای حشد شعبی و جبهه مقاومت است. خلع سلاح باید برای کسانی باشد که سلاحشان در خدمت بیگانه است، نه برای مدافعان حاکمیت عراق.
پرده سوم: کیسه پول، زنجیر پنهان
در ایران پس از انقلاب، ملیسازی صنایع و تلاش برای خودکفایی، تلاش برای گسستن از وابستگی اقتصادی بود. فشارهای بینالمللی و تحریمها هم بخشی از هزینه این استقلال بود.
عراق امروز، اما یک تفاوت بزرگ دارد: درآمدهای نفتی این کشور در بانک فدرال رزرو نیویورک نگهداری میشود. یعنی عراق صاحب نفت است، اما پولش در دست دیگری است. این یعنی استقلال اقتصادی هنوز به دست نیامده است.
هشدار روشن است: ملتی که کیسه پولش در جیب دیگری است، نمیتواند آزادانه تصمیم بگیرد. استقلال سیاسی بدون استقلال اقتصادی، استقلال تشریفاتی است.
پرده چهارم: آخرین سنگر، ذهن است
این خطرناکترین پرده است.
در ایران پس از انقلاب، با اینکه نظام سیاسی تغییر کرد و نیروهای خارجی رفتند، اما طرز فکر غربگرا در بدنه برخی نخبگان باقی ماند. نمونه بارز آن، دولت موقت مهدی بازرگان و سپس ریاستجمهوری بنیصدر بود. آنها بهظاهر دنبال استقلال بودند، اما در عمل میخواستند همان نظم سابق را با چهرهای جدید حفظ کنند. نبرد فکری در ایران ادامه یافت؛ با صبر راهبردی، ایستادگی در برابر غربزدگی و تکیه بر اصل ولایت فقیه.
امروز در عراق هم همین خطر وجود دارد. برخی نخبگان سیاسی، حتی پس از خروج سربازان، هنوز امنیت و مشروعیت خود را در سایه واشنگتن میجویند. آنها استقلال جغرافیایی را پذیرفتهاند، اما استقلال فکری را نه.
هشدار نهایی این است: استعمارگر جدید نیازی به چکمه ندارد. کافی است فکرش در ذهن نخبگان بماند. اگر این پرده فتح نشود، سه پرده قبلی هم یکییکی فرو میریزند؛ و در این نبرد فکری، تشخیص خودی از غیرخودی یک اصل غیرقابل انکار است. اگر حشد شعبی و جبهه مقاومت که هزینه استقلال را پرداختهاند، به جای عوامل وابسته، هدف هشدار و تخریب شوند، استقلال عراق از درون خالی میشود. دشمن واقعی، مدافع حاکمیت نیست؛ دشمن واقعی، کسی است که هنوز ذهن و اقتصاد و امنیت عراق را گروگان بیگانه میخواهد.
عراق امروز در آغاز پرده دوم ایستاده است. جشن خروج، جشن حاکمیت است؛ اما حاکمیت واقعی آن روزی است که عراقی بتواند بدون حضور خارجی امنیت خود را حفظ کند، بدون وابستگی اقتصادی تصمیم بگیرد، و بدون ترس از تفکر وابسته، آیندهاش را خودش بسازد.
ایران تجربهاش را دارد. تلخ و پندآموز. درس آن تجربه این است: استقلال بدون تثبیت داخلی، استقلال اقتصادی و رهایی فکری، شکننده است؛ و تثبیت داخلی، بدون تشخیص درست خودی از غیرخودی ممکن نیست. حشد شعبی و جبهه مقاومت، بازوی امنیت و حاکمیت عراقاند، نه مانع آن.
به امید آن روز که جشن خروج، جشن واقعی استقلال باشد.