اروپایی که افتخارش همراهی با قتل عام دانش آموزان میناب است امروز چنان بحرانزده است که توان تامین انرژی را ندارد در حالی که در دام حقارتآمیز آمریکا ظرفیت دیپلماسی مستقل برای تغییر رفتار در قبال ایران و روسیه برای تامین انرژی را ندارد و همچنان در بیراهه جنگافروزی و تحریم و تهدید در زمین آمریکا بازی میکند که نتیجه آن نیز تشدید بحرانهای داخلی و جهانی اروپا میباشد. اقتصاد جهانی از جمله اروپا و آمریکا تحت تاثیر تحولات غرب آسیا و اوکراین قرار دارد که در اقدامی تامل برانگیز کشورهای گروه هفت روز جمعه توافق کردند برای کمک به مهار افزایش شدید قیمت سوخت، ۱۰۰ میلیون بشکه نفت خام و گازوئیل از ذخایر اضطراری آزاد کنند. گروه هفت در بیانیهای مشترک اعلام کرد این آزادسازی بهصورت هماهنگ و از طریق آژانس بینالمللی انرژی انجام خواهد شد و با احتساب تعهدات پیشین، مجموع ذخایر آزادشده به ۱۰۰ میلیون بشکه خواهد رسید.
این اقدام در حالی صورت میگیرد که پیش از این دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا کشورهای آلمان و فرانسه را تحت فشار قرار داده است تا برای کمک به کاهش جهانی بهای سوخت ذخایر اضطراری گازوئیل خود را آزاد کنند، در غیر این صورت، ممکن است که با ممنوعیت صادرات گازوئیل از سوی ایالات متحده مواجه شوند. یک منبع اروپایی اظهار کرد که آمریکا از اتحادیه اروپا درخواست کرده است که طی ۶ ماه آینده ۱۲۰ میلیون بشکه از ذخایر اضطراری گازوئیل را آزاد کند. این فشار آمریکا و تهدید ترامپ مبنی بر تعلیق فروش نفت به اروپا در حالی صورت میگیرد که بر اساس دادههای کمیسیون اروپا، میانگین قیمت گازوئیل در اروپا به بالاترین سطح ثبتشده خود رسیده و به ۲٫۲۴ یورو (۲٫۵۳ دلار) برای هر لیتر افزایش یافته است. در همین حال در آلمان از اول اکتبر کاهش سهماهه مالیات سوخت به اجرا درآمد و تا کمی از هزینهها رانندگان جبران شود در حالی که افزایش بهای سوخت عملا این هزینه را خواهد بلعید. این وضعیت در حالی بر بازار انرژی و سوخت اروپا حاکم شده است که اقدام گروه ۷ و نیز تهدیدات ترامپ علیه اروپا بیانگر نکاتی قابل توجه است.
نخست آنکه ترامپ بارها ادعا کرده که ایران را نابود توان نظامی آن را ویران و در نهایت تا پایان انتخابات میان دورهای کنگره ایران تسلیم خواهد شد. ترامپ مدعی است که جنگی گسترده را پیروز شده، میلیونها بشکه نفت از تنگه هرمز عبور میکند و امریکا رسما مدیریت این تنگه را در دست دارد. اقدام گروه ۷ به آزاد سازی ۱۰۰ میلیون بشکه گازوئیل رسما تهی بودن ادعای پیروزی ترامپ را آشکار میسازد چرا که اگر ایران نابود شده، نفت مبادله و تنگه هرمز در دست آمریکا بود دیگر سراسیمگی برای باز کردن این ذخایر صورت نمیگرفت. این اقدام گروه ۷ و اروپا نشان میدهد که تصیم گیر نهایی برای تحولات غرب آسیا نه آمریکا بلکه ایران است که با اشراف کامل بر تنگه هرمز و تاب آوری اقتصادی و اجتماعی آمریکا را در وضعیت باتلاق جنگ قرار داده است.
دوم آنکه تا به امروز آنچه محور بحران جهانی بود مسئله تامین نفت و در نهایت بنزین بود. نشست گروه ۷ و تصمیم آنها به آزاد سازی ذخایر و تاکید ترامپ بر ممنوعیت صادرات گازوئیل نشانگر افزایش میزان بحران از وضعیت نفتی به گازوئیل و سایر ابعاد انرژی است. این مسئله یعنی آنکه هزینه جنگ از آمارها و بودجه نظامی به عرصه اجتماعی و سفره مردم رسیده است بگونهای که امروز صرفا ایرانیان نیستند که هزینه تحریم و محاصره را میپردازند بلکه ایران با محاصره محاصره در حال انتقال هزینه به غرب میباشد. این امر در کنار آنکه ریشه در اقتدار ایران دارد، تاوانی است که اروپا به دلیل همراهی با آمریکا باید پرداخت نماید.
سوم آنکه این اقدام گروه ۷ آن هم پس از برگزاری نشست سالیانه سازمان ملل بیانگر ناتوانی آمریکا در ائتلاف سازی است. هر چند که آمریکا مدعی است که دهها کشور خواستار مقابله با ایران هستند، اما وقتی کار به گروه ۷ میکشد یعنی آنکه این جوسازی با شکست مواجه شده و آمریکا و رژیم صهیونی گزینهای جز دل بستن به بازیگران ضعیفی همچون اروپا ندارند. این در شرایطی است که بسیاری از کشورهای اروپایی نیز تاکید دارند که به دلیل بحران اقتصادی رویکرد به ایران و روسیه یک ضرورت است.
چهارم آنکه هر چند که ترامپ پس از نشست گروه ۷ مدعی شده که صادرات گازوئیل را متوقف نخواهد کرد، اما رفتارهای عملی او نشانگر تحقیر سازی دوباره اروپاست. سران اروپا در نشستهایی همچون کاخ سفید و شرم الشیخ تحقیر شدهاند، اکنون با فاز جدید این حقارتها مواجه هستند، چنانکه از یک سو دونالد ترامپ در جمع هوادارانش در تگزاس با توصیفی جنجالی درباره وضعیت اروپا گفت: این قاره در شرایط بحرانی قرار دارد و «زندهزنده خورده میشود». از سوی دیگر ترامپ خواستار آن شده تا اروپا هم سهم نظامی در جنگ اوکراین را افزایش دهند و هم آنکه ذخایر گازوئیل راهبردی خود را آزاد سازند و این یعنی دامن زدن به بحران اقتصادی اروپا که شرایط سیاسی و اجتماعی این کشور را تشدید میکند. این وضعیت پیامی واضح به جهان دارد و آن اینکه از یک سو آمریکا همچنان در مسیر خیانت به سایر کشورها حتی متحدانش میباشد و از سوی دیگر اروپا همچنان در مسیر زوال بازیگری جهانی پیش میرود. تاوانی که نتیجه همگرایی و دل بستن به وعدههای آمریکاست. اروپایی که افتخارش همراهی با قتل عام دانش آموزان میناب است. امروز چنان بحران زده است که توان تامین انرژی را ندارد، در حالی که در دام حقارت آمیز آمریکا ظرفیت دیپلماسی مستقل برای تغییر رفتار در قبال ایران و روسیه برای تامین انرژی را ندارد و همچنان در بیراهه جنگ افروزی و تحریم و تهدید در زمین آمریکا بازی میکند که نتیجه آن نیز تشدید بحرانهای داخلی و جهانی اروپا میباشد.